دست نوشته های یک انجمنی |
پایان ساعت رای گیری روز ۲۲خرداد ۱۳۸۸ آغازی بر پایان مشروعیت ومقبولیت خودساخته گروهی بود که سالهای بعد از جنگ با دو گفتمان سازندگی و توسعه سیاسی بر ایران اسلامی حاکمیت داشتند. در این مطلب به اختصار در مورد آینده اصلاحات، جبهه بندی های سیاسی در کشور و سرنوشت پیش روی جریان زهم گسیخته وبحران زده ۲خرداد خواهم پرداخت.
مهمترین عنصر برای بقای یک گفتمان در کارآمدی آن است. گفتمان اسلام خواهی، عدالت خواهی، مردم گرایی، قانون مداری واصلاح طلبی هریک در صورتی موفق به حیات سیاسی خود می شوند که بتوانند کارآمدی خود در صحنه سیاسی و در نزد افکار عمومی را اثبات کنند.
از گفتمان سازندگی آقای هاشمی شاهد بروز فاصله شدید طبقاتی، ویژه خواری مسئولان، بحران های اجتماعی در جامعه همچون آشوبهای گسترده در اعتراض به وضعیت بد اقتصادی، سرگردانی تئوری پردازان دولت سازندگی در پی ریزی تئوری بومی جهت اداره کشور، پدیده نا میمون تهاجم فرهنگی که در حقیقت در پی ذبح گفتمان انقلاب با تکیه بر نوعی پوپولیسم مدرن!! بود، رانتخواری گسترده وتولد آقازداگان قانون گریز و..
در دوره توسعه سیاسی که با شعار اصلاحات سرکار آمدند( اصلاح یادگاری های دوران سازندگی). اما شاهد روی کارامدن اکثریت قریب به اتفاق نیروهای همفکر دولت سازندگی در کسوت وزیر، معاون رییس جمهور و.. بودیم. در بحث اقتصادی هیچ اصلاحاتی انجام نشد. در بحث بوروکراسی ودیوان سالاری نیز وضعیت ثابت ماند. در عرصه سیاست خارجی به نوعی محافظه کاری تن در دادند. از شعار توسعه سیاسی آقایان تنها شاهد انحراف و از هم پاشیدن تشکل دانشجویی دفتر تحکیم وحدت، پایین آمدن در صد حضور مردمی در انتخابات مانند انتخابات دومین دوره شوراهی اسلامی شهر و روستا، بروز انشقاق های تشکیلاتی وفکری شدید در بدنه جبهه دوم خرداد، عبور از همگرایی وگرایش به واگرایی تشکیلاتی، تبدیل مخالفین به معاندین بر خلاف شعار تبدیل معاند به مخالف، سرازیر شدن سیل نیروهای انقلابی پشیمان وبرخی دولتمردان به عنوان پناهنده سیاسی به آمریکا، حاکمیت و آسودگی خاطر مافیای زروزور وتزویر که نشان از حاکمیت تفکر محافظه کارانه شدید در برخورد با فساد شدید دولتمردان داشت. به اعتقاد نگارنده تنها نقطه ای که جبهه ۲ خرداد جهت اصلاحات!!! در آنجا به آب وآتش می زد در مبانی انقلاب ونظام وارزشهای دینی بود. در غیر این صورت شاهدیم که این تفکر بی ریشه ودروغین به هیچ وجه در صدد اصلاح مبانی ظالمانه حاکم بر مناسبات بین المللی نبود، هژمونی غرب را پذیرفته بود، در مقابل فساد اداری و مالی سکوت کرده بود زیرا می دانست با دستمال آلوده نمی توان شیشه را پاک کرد. گسست بین ملت وحاکمان در حال گسترش بود و ویژه خوارن به خرید سیاستمداران مشغول شدند.
دولت نهم: دولتی سرکار آمد که به تمام معنا ساختار شکن بود. شیوه تبلیغات وشعارهای دکتر احمدی نژاد از دید طیف مدرن کاملا سنتی بود. تعبیری که از انقلاب و ارزشهای انقلاب به سنت می شد. حتی در این دوره سردار قالیباف نیز در قصد داشت جمع بین ارزش مداری و مدرن گرایی ایجاد کند. احمدینژاد شیوه اجماع اصولگرایان را زیر سوال برد. وی اعتقاد داشت تا هنگامی که خدا باشد دیگر نباید به رسانه و پول در تبلیغات اصالت داد. در شرایطی که تئوریسین های دوم خرداد از سرعت شتابنده جامعه به سمت مدرنیته وعبور از ایدئولوژی وایدئولوژی گریزی می گفتند، کاندیدی ایدئولوژیک برسرکار میآید. «نه» بزرگ ملت ایران به مافیا، به محافظه کاران، به اصالت رسانه و ثروت. در حقیقت بعد از آغاز شکست جریان ۲خرداد در انتخابات دومین دوره شورای شهر و روستا وادامه آن تا ۳ تیر ۸۴ نشان از روی گردانی مردم از گفتمان ناکارامد و غیر بومی ۱۶ ساله ای داشت که فطرت مردمی و روح انقلابی را به مسلخ لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی برده بود. توجیهات شکست از سوی تئوریسینهای این جریان همچون توجیهات مربی فوتبالی است که پس از شکست ۴ برصفر از یک تیم ته جدولی، زمین وزمان وداور ووضعیت جوی و.. را به باد ناسزا می گیرد وهیچگاه نمی گوید شاید اشتباه از تاکتیک تیم ونحوه سیستم بازی کردن باشد.
دولت نهم در امر سازندگی وارد شد و شعار منحرف شده جریان کارگزاران وبوروکراتهای مذهبی را به کل ایران تعمیم داد. «ایران برای همه ایرانیان» در سفرهای استانی تجلی یافت. احمدی نژاد اصالت رسانه را زیر سوال برد. اصلاحات داخلی را آغاز کرد. به اعتقاد نگارنده با آغاز به کار دولت نهم شاهد براشتن نقاب از چهره کسانی بودیم که سالها بر طبل قانون گرایی، تحمل مخالف، دموکراسی ورای مردم و.. می زدند. شکست تئوریک جریان دوم خرداد یا به اصطلاح خودکشی فلسفی آنها سبب شد که اینبار کسانی همچون سروش، حجاریان، محمدرضا خاتمی، تاجزاده و حتی شخص خاتمی که روزی با ثبت سخنان جان لاک، منتسکیو .. در باب قانون گرایی ورای مردم چهره ای متعادل واصلاح طلب از خود رسم کرده بودند به یکباره تمامی شعارهای بی ریشه خود را فراموش کرده واینبار همچون سلف فکری لیبرال خود که با جهانیان و مخالفانشان با گفتمان تحقیر وجنگ صحبت می کردند، اینبار به فحاشان و هرزه گویانی علیه دولت تبدیل شوند که هیچ سخن مخالفی را تحمل نمی کردند.
تبدیل گفتمان قانون گرایی، تحمل مخالف، کرامت انسانی، دموکراسی و رای مردم به ادبیات تحقیر و توهین نشان دهنده ناکارآمدی گفتمان سابق(سلاح سابق) و روی آوری به سلاح جدید وکم دردسر لمپنیسم بود.
دولت نهم توسعه سیاسی را به خوبی معنا کرد. امری که بدون ادعا انجام شد. امری که صدها مانند جهانبگلو، عمادباقی، سیدمحمد خاتمی، سروش، حجاریان و صدها کتاب و مقاله ونشریه زرد دیگر نتوانستند انجام دهند. گسترش حضور مردم در پای صندوقهای رای در۲۲خرداد۸۸ نشان دهنده بازگشت حقیقت به سیاست بود. ترجمان واقعی گفتمان توسعه سیاسی و سازندگی بر مبنای آموزه های ارزشی و بومی.
اینک نیز میرحسین موسوی آخرین تیر در ترکش جبهه زهم گسیخته ۲خرداد برای بقا در صحنه سیاست وسپهر گفتمانی جامعه بود. احمدی نزاد مقبولیت افسانه شده آنها را به چالش کشاند. در حقیقت پیروزی احمدی نژاد نشان از شکست جریان بی ریشه دوم خرداد از شعار به انحراف کشانده خودشان یعنی رای مردم بود. تلاشهای میرحسین موسوی تنهابخش بسیار ناچیزی از جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. انتخاب ملت انتخابی از سر فطرت وبدون تکیه بر عوام فریبی همچون نشان سادات، قانون گرایی شعاری و خط امام منهای سیره امام بود. آقای کروبی نیز نماینده طیف سرخورده و مرده ای بود که حضور یا عدم حضور ایشان هیچ تاثیری بردردصد حضور مردم نداشت.
احمدی نژاد با پیروزی خود درس محکمی به مدعیان اخلاق سیاسی داد. همانها که روزی خواهان نابودی مخالفان خود در ۲خرداد ۷۶ بودند. همان ها که شعار توسعه سیاسی دادند و اینک طاقت رای ملت و دموکراسی را ندارند. شکت ۲خردا شکست گفتمان بی ریشه ای بود که چند صباحی را زیادی در این خاک ریشه دوانده بود ولی به خاطر کم عمق بودن ریشه خود علی رغم مراقبتهای مالی و رسانه ای شدید در نهایت خودکشی کرد. آشوبهای اخیر به اعتقاد من نمایشگر آشوب درونی روحی تئوریسینهای پوپرمسلکی است که باور قبول شکست خود را ندارند. آشوبی خیابانی برگرفته از آتش حرص وسوزش دورنی سیاستمداران شکست خورده سیاسی وگفتمانی. پس چه بهتر مردمی که روزی در شعارهای تبلیغاتی برای ما ارزشمند بودند اینک در آتش غم شکست ما بسوزند. مرگ بر مردمسالاری، مرگ بر رای مردم که ضد ماباشد. این شعار من را یاد شعارهای جرج بوش می اندازد.
آینده سیاست جهان وسیاست داخل بی شک در دستان مردمی بی ادعا و پرتوان است. احمدی نزاد نماینده گفتمان اصیل و فراموش شده ای است که بزرگترین انقلاب سنتی- مذهبی جهان را در دنیای روبه مدرنیته ایجاد کرد.
اینک عصر خمینی دوباره با قدرت برگشته. عصر پیروزی فطرت گرایان بر طبیعت گرایان. در یک کلام می گویم که عصر بازگشت خدا به سیاست. ۳تیر ۸۴ و ۲۲ خرداد۸۸ بازگشت روح به یک فضای سیاسی مرده وبی روح بود.
آقای موسوی، لطفا بخوانید. مردم عزیز، لطفا قضاوت کنید.
برای ما جای تعجب نیست. دیگر نباید از هیچ چیزی تعجب کرد. از اینکه طرفداران سینه چاک دموکراسی ورای مردم حالا به مخالف سرسخت رای مردم تبدیل شوند. از اینکه خط امامیهای سابق اینک از امام که چه عرض کنم، ازانقلاب و.. گذشته اند. از اینکه دیگر میزان رای ملت نیست ومیزان رای مادر ودختر وهمسر سیاستمداران شود. از اینکه لرها حتما باید به دامادشان وآذریها حتما باید به فرزندشان رای دهد. این مورد آخر از عجایب دنیای مدعیان توسعه سیاسی است. از اینکه مقامات فرانسه پرآشوب وضد آزادی بیان، آمریکای ورشکسته، اسراییل جنایتکار، روباه پیر انگلستان و.. همگی دلسوز انتخابات ایران شوند.
از این درتعجبم که چرا کسانی که مرتبا دم از بی حرمتی به ناموس خود می زنند، اکنون نسبت به تعرضی که به جان، مال وناموس مردم می شود واکنشی نشان نمی دهند. در تعجبم چرا دیگر قانون وقانون گرایی جایگاهی ندارد. چرا هرفردی خود به ایجاد قانون می پردازد. چرا هرفردی خود را میزان رای ملت میداند. ولی در این انتخابات به یک نکته مهمی دست یافتم واینکه از نظرمدعیان دورغین دموکراسی ورای مردم: رای با اکثریت ولی رای با اقلیت است.
آقای موسوی، هرچه خاطره با امام داشتید پاک شد. هرچه از امام گفتید تمام شد. هرچه قانون گرایی گفتید آب شد. هرچه ازتنش زدایی گفتید اینک خود به بزرگترین عامل تنش زدایی برای نظام تبدیل شده اید. اینک ماجراجویی، قانون گریزی، بداخلاقی، تصمیمات عجولانه وغیرکارشناسی، دیکتاتورمنشی، خرافه گویی و.. هرآنچه که به دکتر احمدی نژاد نسبت داده بودید اینک در شخصیت شما تبلور یافته است. فردی عجول وعصبانی که تحمل رای و نظر مردم مخالف خود را ندارد.
از اقتدار ایران گفتید ولی شاهدیم که چگونه وضعیت داخلی جامعه ما به الطف قانون گریزی شما به جولانگاه ودخالت دشمنان قسم خورده آزادی واستقلال ملت تبدیل شده است. دیگر سخنم با شما کوتاه است. هرچه را که باید گفته شود مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران فرمودند. این شما خط امامی و این هم سخنان جانشین امام وولی فقیه. همان فردی که در تبلیغات انتخاباتی خود می گفتید: من ورهبری رابطه نزدیکی با یکدیگر داریم فصل الخطابمن قانون وولایت فقیه است. با کسانی که بخواهند در مقابل قانون بایستند برخورد می کنم.». افسوس که از حرف تا عمل فاصله است. افسوس بر شمایی که روزی باعث عصبانیت حضرت روح الله شدید واینک اشک مقام معظم رهبری را درآورید. افسوس بر شما که باعث ناراحتی امام ورهبری وخوشحالی امثال آنگلا مرکل، اوباما و.. شده اید.
ملت عزیز ایران. موارد زیر گوشه ای از اظهار شادی مقامات جنایتکار وحامی تروریسم غرب از به آتش کشیده شدن اموال عمومی ملت، کسادی رونق بازار وکسب وکارشما، کشته شدن هموطنان بیگناه شما، کسادی رونق وکسب وکار شما و.. می باشد. این آرامشیست که قرار بود سبزپوشان طرفدار مهندس موسوی برای ما به ارمغان بیاورند. این احرتام به رای مردم ومخالف است. این فریاد زند هباد مخالف من!!! است.
**سناتورهاي حزبجمهوري خواه امريكا ازاوباما خواستند كه از اغشاشگران خیابانهای تهران حمايت بيشتري انجام دهد.
به گزارش واشنگتن پست، چارلز گرسلي اعلام كرد: "امريكا باید نسبت به آنچه كه اكنون در قبال مسائل ایران انجام ميدهد، قويتر و مؤثرتر به صحنه بیاید و با تمام توان از معترضان حمايت كند."
این درخواست در حالی مطرح شده است که پیش از این، رئیسجمهور با اعلام حمايت از آشوبگران، از دولت ايران خواسته بود كه نسبت به اين افراد بيعدالتي نكند.
همچنین جان مك كين كانديداي سابق رياست جمهوري امريكا خطاب به اوباما گفت: من مايلم كه ببينم رئيسجمهور امريكا نسبت به ايران قاطعانهتر عمل میكند اگر چه از اظهارات ديروز وي بسيار خوشحال و راضي شدم.
مك كين با دفاع از آشوبگران خیابانی تهران اظهار داشت: اين مسئله، تنها مسئله ایرانی نیست! بلکه مسئلهای تمریکایی است! اين مسئله همه ماست.
**"رضا پهلوي" فرزند شاه معدوم از حرکت هاي اخير اغتشاش گران در ايران و همچنين شخص ميرحسين موسوي حمايت کرد.
خانم " آهو اوزيورت " که اين مصاحبه را براي شبکه خبري سي.ان.ان. ترک با رضا پهلوي انجام داده تحت عنوان " با کساني که پدرش را سرنگون کرده اند، در يک تقاطع به هم رسيدند"، نوشت : رضا پهلوي مي گويد: رويدادهاي اخير، به يک همه پرسي عمومي کشيده خواهد شد.
بنابراين گزارش، فرزند شاه مخلوع با بيان اين که راه او با "مسير موسوي و دوستانش که ازجمله افرادي بودند که پدرش را از تخت پايين آوردند، هم اکنون به يک تقاطع مشترک رسيده است"، گفت: اگر مدافع يک دعوي مشترک با آنها باشم، به گذشته نگاه نخواهم کرد.
**دولت اوباما براي نفوذ در دولت هاي خاورميانه و آسياي جنوبي به دنبال تدسيس دانشگاهي مجزا است كه جاسوس هاي زبده و كار آزموده را در آن تربيت كنند.
به گزارش واشنگتن پست، دولت اوباما طرح تأسيس دانشگاه جاسوسي (Director of National Intelligence Dennis C. Blair) را به كنگره اين كشور فرستاد.
این دانشگاه جاسوسي به منظور تربيت جاسوسان كار آزموده و داراي استعداد از طرف دولت اوباما براي انجام مأموريت هاي اطلاعاتي و جاسوسي در كشورهاي خاورميانه و آسياي جنوبي تهيه شده است.
براساس گزارش اين روزنامه امريكايي، طی چند سال اخير سازمان جاسوسي امريكا و ديگر آژانس هاي اطلاعاتي این کشور براي استخدام مأموران جاسوسي عليه به اصطلاح تروريست ها و جنايت كاران در خيابان هاي شهرهاي كشورهاي خاورميانه و آسياي جنوبي با مشكلات زيادي مواجه شده است.
قرار است كه با اين اقدام نسل جديدي از مأموران جاسوسی و امنیتی از میان كساني كه از نظر نژادي و فرهنگي به كشورهاي هدف نزديكتر هستند، استخدام شوند.
**شبکه خبری وابسته به خاندان سلطنتی سعودی از کمکهای پزشکی برخی سفارتخانههای خارجی در تهران به آشوبگران خبر داد.
شبکه خبری العربیة که طی یک هفته گذشته اخبار و گزارشهای متعددی همسو با آشوبگران تهران منتشر کرده است، خبر داد: برخي از سفارتخانههاي خارجي مستقر در تهران مجروحان درگيريهاي روز شنبه را مورد مداوا قرار دادند.
شبکه خبری وابسته به خاندان سلطنتی سعودی از کمکهای پزشکی برخی سفارتخانههای خارجی در تهران به آشوبگران خبر داد.
شبکه خبری العربیة که طی یک هفته گذشته اخبار و گزارشهای متعددی همسو با آشوبگران تهران منتشر کرده است، خبر داد: برخي از سفارتخانههاي خارجي مستقر در تهران مجروحان درگيريهاي روز شنبه را مورد مداوا قرار دادند.
** به گزارش جروزالم پست، وزير امور استراتژيك رژيم صهيونيستي اقدامات اغتشاشگران در ایران را مایه دلگرمی فراوان برای غرب خواند و گفت: موسوی و همسرش فضای باز در ایران ایجاد کردهاند. موشه یاآلون ژنرال ارتش اسرائيل با خطاب قرار دادن اغتشاشگران و تروريستها در حوادث اخير گفت: اتفاقات اخيردر ايران باعث دلگرمي فراواني براي غربيها شده است و در مقابل اين امر در يك چشمانداز منطقهاي نشان از مواجهه جهاديها و غرب است.
**روزنامه امريكايي "والاستريت ژورنال" با ارائه پيشنهادهايي به اوباما از وي خواست تا از موج بوجود آمده در ايران نهايت استفاده را ببرد.
اين روزنامه خطاب به رئيسجمهور نوشت: اوباما بايد مانند دخالت امريكا در اغتشاشات سال 2008 تبت، انتخابات رياست جمهوري سال 2005 مصر و حمله روسيه به تاجيكستان، در خصوص مسائل ايران نيز دخالت كرده و از اين موقعيت بهدست آمده نهايت استفاده را بكند.(عکس متعلق به این روزنامه است)

اين روزنامه در تشريح پيشنهاد اول ميافزايد: اوباما بايد با ميرحسين موس وي ارتباط برقرار كرده و نكات مورد نظرش را در اين موقعيت بيان كند. وي بايد از تجربيات سالهاي قبل استفاده كرده و بر اين موج بهوجود آمده سوار شود. دولت اوباما با هوشياري و زيركي كامل توانست جو بايدن، معاون خود را به لبنان فرستاده و ائتلاف مخالف حزب الله را تحريك كرده و عليه آنها اقدام كند.
اين روزنامه پيشنهاد سوم خود را تماس و تبادل نظر دائم و مستقيم اوباما با سفراي امريكا در اروپا و ديگر كشورهاي منطقه خليج فارس و فراريان ضد رژيم خوانده و تأكيد ميكند اوباما بايد از تمامي مخالفان ايران در سراسر جهان كمك بگيرد.
والاستريت ژورنال در توضيح پيشنهاد پنجم نوشت: اوباما بايد كمك كند كه اصلاحطلبان ايراني، معاندين و مخالفان، بتوانند رژيم را در زمينه عقيدتي به چالش بكشند، بايد مانند براندازي كه در لهستان كمونيستي در دهه 1980 انجام شد، دستگاههاي فتوكپي و فاكس در اختيار مخالفان قرار داده شود. امروزه اصلاحطلبان نياز مبرمي به شبكه اينترنت و ديگر وسائل ارتباط جمعي دارند و بايد راه هاي دستيابي به اينترنت از راه دور را در اختيار گروه هاي اصلاحطلب قرار داد.
اين روزنامه در پايان نيز تأكيد كرد: اوباما همچنين بايد با كمك نيروي نظامي و با استفاده ازامكانات" EC-130 "Commando Solo " كه بهعنوان مراكز سيار هوايي تلويزيون و راديو استفاده كرده و اين امكانات را در اختيار رهبران اصلاحطلب قرار دهد تا بتوانند بهطور مستقيم با مردم صحبت كنند.
**فرزند شاه ملعون در مصاحبهای با یک روزنامه فرانسوی با درخواست از غرب برای تماس با مخالفان در ایران، ادعا کرد آشوبگران تهران از وی خواستهاند پیامشان را به جهان ابلاغ کند.
رضا ربع پهلوی در گفتوگو با فیگارو گفت: همواره بر اين عقيده بودم كه اين اتفاق روزي خواهد افتاد
وی در ادامه رؤیا پردازیهای خود گفت: بايد از جنبش عدم تمكين مردم(!) حمايت كرد. ما بايد از همين امروز يك فرآيند انتقال را آماده كنيم كه طي آن بحشي از رژيم به نفع تغيير تسليم شده، در كشور عفو عمومي اعلام و يك سيستم سياسي لائيك و دمكراتيك برقرار مي شود.
**به گزارش رویترز،"آنجلا مرکل" صدراعظم آلمان روز یکشنبه از مقامهای جمهوری اسلامی ایران خواست دستور بازشماری آرای انتخابات ریاست جمهوری ایران را صادر کنند و افزود، آلمان در کنار مردم ایران که خواستار احقاق حقوقشان هستند، ایستاده است.
وی همچنین با اظهاراتی مداخله جویانه، خواهان آزادی تجمعات اعتراض آمیز در ایران شد و مقامهای کشورمان را به اعطای مجوز قانونی برای برپایی تجمعات معترضان فراخواند و آنان را به عدم رعایت قوانین حقوق بشر متهم کرد.
**يك سياستمدار اسبق آمريكايي با اشاره به برنامهريزيهاي آمريكا براي بهرهگيري از تنشهاي بوجود آمده در ايران، خطاب به مدعيان تقلب در انتخابات ايران گفت: آيا شما باور ميكنيد كه مردم ايران به كسي راي داده باشند كه ايران را به كشوري تبديل كند كه تحت نفوذ آمريكا باشد؟
اين مقاله سپس با اشاره به دخالتهاي بي مورد آمريكا در انتخابات رياستجمهوري اخير ايران مينويسد: رسانههاي تحت كنترل دولت آمريكا كه ميتوان آنها را وزارت تبليغات و پروپاگانداي آمريكا ناميد به انتخاب مجدد محمود احمدينژاد واكنش نشان داده و با پخش بدون وقفه گزارشها از اعتراضات داخلي ايران كوشيد تا بروز تقلب در انتخابات ايران را به جهانيان القا كند.
اين سياستمدار سابق آمريكايي در ادامه گزارش خود خاطرنشان ميسازد: سران كشورهاي وابستهاي همچون بريتانياي كبير و آلمان نيز به خط عمليات تبليغات رواني آمريكا وارد شدهاند. بطوريكه ديويد ميليبند، وزير خارجه بدنام انگلستان در ديدار وزراي اتحاديه اروپا در لوكزامبورگ، نسبت به صحت پيروزي احمدينژاد ابراز ترديد كرد.
رابرتز سپس با اشاره به برخي اظهارات افراطي برخي گروههاي تندروي آمريكايي كه انتخابات ايران را كودتا ناميده بودند اين سوال را مطرح كرد كه منبع اطلاعاتي رسانههاي آمريكايي و دولتهاي وابسته به آمريكا چيست؟ اين ديپلمات سابق آمريكايي در پاسخ به اين سوال ميگويد: اين منبع چيزي نيست جز اظهارات كانديداي شكست خورده ايران كه آمريكا نيز ترجيح ميداد وي پيروز انتخابات ايران باشد.
اين ديپلمات سابق آمريكايي سپس با اشاره به برخي سوابق پيشين آمريكا در پيروزي انقلابهاي مخملي در كشورهايي همچون گرجستان و اوكراين مينويسد: قطعا چنين احتمالي نيز مطرح است كه كانديداي شكست خورده ، يعني ميرحسين موسوي به عنوان اجرا كننده خواستههاي آمريكا خريداري شده و پول دريافت كرده باشد.
اين ديپلمات سابق سپس اين سوال را مطرح ميكند كه: " آيا موسوي، و يا كانديداي آمريكا در انتخابات ايران كه بطور سختي نيز شكست خورده است، توسط واشنگتن انتخاب شده تا نقش يك حكمران دست نشانده آمريكا را در ايران بازی کند.
**ژنرال " ميرزا اسلم بيگ "، رييس سابق ارتش پاكستان روز دوشنبه طي گفتگوي راديويي اعلام كرد: اسناد بي چون و چرايي وجود دارد كه از دخالت آمريكا در قضاياي انتخابات ايران دلالت دارد. اين " اسناد ثابت ميكند كه سازمان سيا، 400 ميليون دلار در داخل ايران به منظور بروز يك انقلاب مخملي پس از برگزاري انتخابات، هزينه كرده است. "
**خبرگزاری فاکس نیوز با اشاره به عدم تسلیم مقامات جمهوری اسلامی ایران طی 4 سال گذشته در برابر خواسته های نامشروع آمریکا افزود: اوباما از زمانی که روی کار آمده تلاشهایی را برای متمایل کردن دولت ایران نسبت به آمریکا داشته که البته موفق نبوده، و اوباما دیگر از دست دولت کنونی ایران خسته شده است(!) لذا خواهان روی کار آمدن رژیمی است که با مشت گره کرده در مقابل آمریکا نایستند.
**همسر شاه مخلوع ايران با ارسال پيامي كه در شماره روز دوشنبه روزنامه "بيلد " آلمان چاپ شده است، با آشوبگران و اغتشاشگران در در ايران ابراز همدردي كرد. در اين پيام كوتاه آمده است: من با افرادي كه توسط پليس كتك ميخوردند، اظهار همدردي ميكنم.
**رئيس كميته اطلاعات كنگره آمريكا در گفتوگو با يك شبكه خبري آمريكايي، به وجود و فعاليت جاسوسان آمريكايي در ايران اذعان كرد.
خانم " ديان فين استاين " در گفتوگو با شبكه خبري "سي.ان.ان. " با اشاره به حوادث و ناآراميها اخير در تهران به وجود و فعاليت جاسوسان آمريكايي اعتراف كرد
**موسس آنتیوار با اشاره به مقاله واشنگتنپست که در آن از تصویب بودجه 400 میلیون دلاری سال گذشته کنگره آمریکا بری تغییر رژیم در ایران خبر داده بود، نوشت: البته این بودجه برای گروههای "مارکدار" از جمله جندالله در نظر گرفته شده بوده و "سبزهای" ایران جزء این گروه مارکدار نمیباشند.
این روزنامهنگار آمریکایی نزدیک به مراکز قدرت در آمریکا در عین حال چنین میافزاید: البته شکی نیست که آمریکا سعی دارد رژیم ایران را تغییر دهد و میزانی از این 400 میلیون دلار را هم در راه همین انقلاب سبز خرج میکند(!) اما آنطور که مکآدامز گفته به این معنی نیست که این انقلاب رنگی از آمریکا هدایت شود و طراح آن سازمان سیا بوده باشد. رنگ سبز که در این تحرکات مورد استفاده قرار گرفته، ابتکار خود آنهاست و قضایا آن طور که مک آدامز آن را با رنگ نارنجی انقلاب اوکراین مقایسه کرده، نیست.
**به گزارش خبرگزاری فرانسه، بنیامین نتانیاهو در واکنش به اغتشاشهای روزهای اخیر در ایران، ضمن حمایت از آشوبگران، آنان را شجاع توصیف کرد.
وی که در گفتوگو با شبکه تلویزیونی "انبیسی" آمریکا شرکت کرده بود، با حمایت کامل خود از آنچه که وی "شجاعت معترضین" قلمداد کرد، مدعی شد که این وقایع، ماهیت واقعی نظام ایران را آشکار کرد.
شیمون پرز رییس رژیم صهیونیستی نیز دیروز یکشنبه با ابراز خرسندی از اغتشاشات اخیر در ایران، از آشوبگران حمایت و نسبت به تغییرات ساختاری در ایران ابراز امیدواری کرد.
اما در این قسمت بشنوید سخنان حضرت روح الله که این روزها متاسفانه درفضای سیاسی کشورعده ای سینه چاک نام ایشان شده اند. با بررسی سخنان ایشان ومواضع برخی خط امامی های فعلی قضاوت کنید که از حرف تا عمل چقدر فاصله است؟
**اين ريشههاى گنديده -كه در اطراف مملكت ما مشغول فساد هستند- بدانند كه ما اگر اراده بكنيم، و ملت ما اراده بكند، و من اجازه بدهم به ملت، در نصف روز شما را قلع و قمع خواهند كرد. توطئههاى خيانتكارانه را كنار بگذاريد؛ جنايات را كنار بگذاريد؛ ملت را رها كنيد. شما قدرت اين نداريد كه ملت ما را به عقب برگردانيد. ما مصمم هستيم كه تا آخر قطره خون، خودمان و ملتمان را فداى اسلام كنيم. ما آزادى بيان، براى گفتن، براى نوشتن، مىدهيم؛ لكن براى توطئه اجازه نخواهيم داد. و توطئههاى شما را، و شما را اگر توطئه كنيد، دفن خواهيم كرد. صحيفه امام ج7، 201
**اينها نمىخواهند ايران آرام باشد، اينها مىخواهند مغشوش و منقلب باشد تا در خارج منعكس بشود كه ايران رشد ندارد و نمىتواند خودش را اداره كند، آن وقت خداى نخواسته يك كودتايى به پيش بياورند، و باز برگردد به همان حال سابق... بيدار باشيد! توجه داشته باشيد كه اينها غرضهاى سوء دارند؛ و مقصودشان اين است كه برگردانند اين حيثيت را به حال اول... الآن يك قشرهايى هستند كه نمىخواهند كه اين نهضت به آخر برسد... اين شلوغيها و اينها را مىخواهند بكنند كه آرامش در مملكت نباشد و كم كم وقتى آرامش نشد، راهى باز بشود، براى اينكه يك كودتاى مشروعى -به قول خودشان- درست بشود، خداى نخواسته به حال اول برگردد؛ و اين انشاءاللَّه نمىشود. لكن ما بايد بيدار باشيم. صحيفه امام ج7، 252
**«عزيزان من!... من قبلاً گفته بودم که غائله ايجاد ميکنند شياطين؛ هر روزي به اسمي. ما بايد از اين غائلهها جلوگيري کنيم، هوشمند باشيم، غائلهها را با هوشياري توجه کنيد و خنثي کنيد. ممکن است پس از چند روز ديگر، يک غائله ديگر بلند بشود. از اولاد من يکي ترور بشود يا خودم. اينها بايد بدانند که نهضت ما قائم به شخص نيست؛ نهضت ما همگاني است؛ همه ملت رهبرند؛ همه بيدار شدهاند. گمان نکنند که با ترور، کاري انجام ميدهند. ملت ما راه خود را يافته است. ما از اين دسيسهها نميترسيم.» امام خمینی 7/2/58
بسم الله الرحمن الرحیم
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. حضرت روح الله (ره)
سلام ودرود خدا بر روح ملکوتی حضرت روح الله وشهیدان اسلام
بی شک حضور حماسی و آگاهانه ملت اگاه ایران اسلامی زنگ خطری برای دشمنان آزادی واستقلال ایران اسلامی در خارج و مافیای زرو وزور وتزویر و نفاق در داخل می باشد. همان ها که حیات خود را در وابستگی شدید به منابع لایزال مالی می دانستند و برای آنها مردم تنها در حکم رای دهندگانی بودند که لازم بود با هر ابزاری به شرطی سر صندوق رای بیایند که به جناح آنها رای بدهند. متاسفانه تحرکات اخیر مافیای زر و زور و تزویر بعد از اعلام نتایج حماسه 22 خرداد نشان داد که بین قائلان به مردم سالاری و مردم سواری از زمین وتا آسمان تفاوت وجود دارد.
از یکسو شاهد ابزاری و مبتذل شدن بسیاری ارزشها در انتخابات اخیر بوده ایم و این بهترین میدان برای راستی آزمایی مدعیان اخلاق گرایی بود. تکیه شدید بر فرمایشات گلچین شده حضرت روح الله و سانسور شدید مواضع اصولی و قاطع ایشان در قبال جریانات قانون شکن، نشان از ابزاری شدن آرمان های حضرت روح الله جهت بازی کثیف قدرت منهای اخلاق بود. آقایان خط امامی، مگر فراموش کرده اید همان امامی که فرمود: میزان رای ملت است، در جایی دیگر فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد؟ مگر فراموش کرده اید که حضرت روح الله با هرگونه قانون شکنی وقانون گریزی مخالف بود؟ آیا در حالی که رهبر معظم انقلاب اسلامی که در حکم جانشین حضرت روح الله همگی را به آرامش وقانون مداری دعوت می کند، عده ای جاهل و خودخواه بازهم بر طبل آشوب وقانون گریزی بکوبند؟ آیا شما رهبر انقلاب را به عنوان فصلا الخطاب مسائل سیاسی کشور قبول دارید؟ آیا شمایی که دم از قانون گرایی می زنید تا کنون به اصولی از قانون اساسی در مورد نقش رهبری مزاجعه کرده اید؟ خط امامی ها، آیا تا کنون به فرمایشات حضرت روح الله در مورد نقش واختیارات ولایت فقیه مراجعه کرده اید؟. متاسفانه بررسی رفتارهای شما در یک هفته اخیر نشان می دهد که نه به قانون مداری پایبندید، نه ارزشی برای رای ملت قائلید و نه امام و خط امامی را می شناسید.
بروز رفتارهای دیکتاتور منشانه و خود خواهانه حاکی از نگاه آمرانه به مردم می باشد، زیرا وقتی شاهد رویگردانی رای مردم از آقایان قانون مدار!!! می باشیم باید شاهد به تاراج رفتن آرآش و آسایش ملتی باشیم که آسایش ورفاه مافیای زرو زور و تزویر را برهم زده است. ملت عزیز ایران باید شاهد یکه تازی کسانی باشد که قصد دارند و لو به هر شکلی( به جز انتخابات ورای مردم) مانند: کودتا، انقلاب، زور و.. سر کار بیایند ودر این میان تنها چیزی که ارزش و اعتباری در نزد طرفداران استبداد وفاشیسم ندارد قانون و رای مردم است. هرگاه که آقایان خود را عقل کل و نخبه بدانند باید هم شاهد اینگونه نگاه ها و نظرات توهین آمیز نسبت به نظام رای ملت باشیم.
مرور مواضع برخی مدعیان مردم سالاری ما را به فضای یونان باستان می برد. همانجا که مردم عادی وبرده ها در مهد دموکراسی صاحب رای و نظر نبودند وتنها اشراف حق رای داشتند. اکنون نیز آریستوکراتهای بی شخصیت وبی منطق در حال تکرار تاریخ یونان باستان هستند غافل از اینک برنده رقابت در مهد دموکراسی دینی جهان، اینبار نه اشراف بی شرافت که ملت غیور وانقلابی هستند که با حضور 85 در صدی خود خواب را بر حرامیان حرامخوار حرام کرده اند.
خطبه های دشمن شکن نماز جمعه امام خامنه ای پاسخی قاطع بر خودخواهی مدعیان خروج از حاکمیتی بود که اینک برای رسیدن به قدرت و حاکمیت حاضر به قربانی کردن مردم عزیز و شهید پرور هستند. گویا باید ملت عزیز به خاطر رویگردانی از مافیا دچار بدترین نوع عذاب وشکنجه ها شوند تا بدانند که در منطق فاشیسم: رای با اکثریت وحق با اقلیت زورمدار وخودخواه است.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز ضمن دعوت کلیه جناح ها وگروههای حامی وحدت ملی و ولایتمدارن به آرامش سیاسی فضای کشور، کلیه سیاسیون را به قانون گرایی وو لایت مداری دعوت نموده وضمن تجدید بیعت با آرمان های والای حضرت روح الله وشهدای عزیز اعلام می دارد بیش از این طاقت یکه تازی مافیای زر زور وتزویر در سلب آرامش روانی فضای سیاسی کشور را ندارد وبا نصب العین قرار دادن فرمایشات مقام معظم رهبری، آماده ایم که اندک مخالفان واقعی مردم سالاری دینی وقانون مداری را به دست طوفان خروشان ملت اگاه وانقلابی بسپاریم.
مازنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
والعاقبه للمتقین
بسم الله الرحمن الرحیم
«میزان رای ملت است» حضرت روح الله
سلام ودرود خدا بر روح ملکوتی حضرت روح الله وشهدای اسلام
حماسه 22 خرداد صرف نظر از نتیجه آن، بی شک حماسه ای به یاد ماندنی در تاریخ انقلاب اسلامی می باشد. حماسه ای به یاد ماندنی از حضور آگاهانه ملت عزیز ایران اسلامی در امتداد دیگر حماسه ها همچون 12 فروردین 58، 8 سال دفاع مقدس، حماسه 2 خرداد 76و 3 تیر 84 می باشد.
حضور آگاهانه ملت بی شک پیامی آشکار به خارج نشیان مزدور، دشمنان قسم خورده آزادی واستقلال ملت عزیز در خارج از یکسو و از سویی دیگر کسانی را در خارج مورد خطاب قرار می دهد که قصد داشتند با مادام العمر کردن ریاست جمهوری به نفع جناحی خاص، بر خلاف شعار جوانگرایی ونخبه پروری، مانع بروز وشکوفایی نخبه گرایی در فضای سیاسی ایران اسلامی شوند. این جماعت شکست خورده در داخل که از حضور ملت و رای ملت وحشت دارند وهمه چیز را از زاویه تنگ دید سیاسی خود می بینند، قصد دارند تلخکامی خود را به کام شیرین ملت ایران تزریق کنند. ایجاد فضای آشوبگری به سبک قوم مغول برخلاف نظر وخواست کلیه کاندیداهای محترم و فرمایشات رهبر معظم انقلاب می باشد. دیکتاتورها وفاشیستها هرگاه رای مردم را مخالف نظر سیاسی خود ببینند، شروع به تخریب وتخطئه رای ملت می کنند. حضور 85 درصدی ملت ایران بار دیگر ثابت کرد که قلوب ملت عزیز دیگر جایی برای مفسدین اقتصادی، کمیته های آشوب، براندازان ودشمنان وحدت ملی ندارد.
برای ما جای سوال است کسانی که مرتبا دم از خط امام می زنند، در مقابل فرمایشات صریح رهبر معظم انقلاب که در حکم جانشین حضرت روح الله است چه موضعی اتخاذ کرده اند، چرا به جای دعوت به آرامش وتمکین به رای ملت، به دنبال ایجاد آشوب وناامنی در سطح جامعه و دانشگاه می باشند؟ چرا با القای شبهات بی اساس وغیر مستدل به شعور سیاسی ملت توهین می کنید؟ شمایی که مرتبا دم از اخلاق گرایی وپرهیز از دروغگویی می زدید، با کدامین دلیل ومنطق به تخطئه رای مردم می زنید؟ چرا رای ونظر خود را قصد دارید به اجبار به کل ملت تلقین کنید؟ چرا خود را قیم ملت می دانید؟ برچه اساس خود را برتر وبالاتر از ملت ودر حکم عقل کل می دانید ومخالفانتان را تخطئه می کنید؟
برای ما جای سوال است برچه اساس باید دانشگاه به جولانگاه افراد معلوم الحال، بهایی ها، اراذل واوباش و... به لطف همکاری وارتباط تلفنی عده ای انگشت شمار به عنوان دانشجو نما در داخل دانشگاه شود؟ بر اساس چه منطقی باید عده ای به دروغ ضمن ارتباط تلفنی از داخل دانشگاه با دفتر یکی از علما در صدد ایجاد جنگ روانی والقای اخبار دروغ نزد ایشان ودر خواست کمک واعزام نیرو به دانشگاه شوند؟ به چه عنوان ومنطقی باید شاهد تکرار فاجعه آتش زدن کتابخانه که یادگار ننگین دوران مغول است در داخل دانشگاه شیراز از سوی مدعیان منطق وعقلانیت باشیم؟ آیا پاره کردن کتاب قرآن وزیرپا انداختن آن نماد یک حرکت قانونی وعقلانی!!! می باشد؟ آیا منطق وقانون گرایی شما تنها محدود به مجلات ومقالات است یا در حوزه عمل نیز کاربرد دارد؟ گناه کتاب های مذهبی –دینی، بیلبوردها وشیشه ها، شاخ وبرگ درختان،آبسردکن، فحاشی به خواهران دانشجو و3بار حمله به خوابگاه خواهران از سوی کسانی که دیگران را متهم به ناموس کشی می کنند،آتش زدن دفتر بسیج و سرقت اموال آن و.. چه بوده است؟ به راستی نقش این موارد مذکور درنتیجه انتخابات چه بوده است که اینگونه مورد حمله کورکورانه قرار گرفته اند؟ چرا عده ای دانشگاه را به مامنی برای اراذل واوباشی می کنند که قصد بدنام کردن دانشجویان وپیوند نامیمون دانشجو-آشوبگر دارند؟ چرا دانشگاه را به عنوان کانون آشوب انتخاب کرده اند؟چرا باید شاهد حضور عده اسیدپاش در دانشگاه باشیم؟ چرا باید چرا آقایان دفتر حزب سیاسی خود را به عنوان محل تجمع وتحصن انتخاب نمی کنند؟ چرا آقایان سیاسی خود راسا وارد برگزاری تجمع نمی شوند ودانشجویان باید هزینه پرداز شکست سیاسی آقایان پرخرج باشند؟ تا کی باید دانشجویان به عنوان ابزار فشار از پایین اقایان و قربانی عبور از خط قرمزهایی باشند که اقایان حاضر به پرداخت هزینه عبور از ان نیستند؟ لازم است به اقایان یادآوری شود که سوزاندن چند سطل آشغال وبیلبورد در مقایسه با ضربه تاریخی ملت ایران به اردوگاه دشمنان داخلی وخارجی همچون داستان کوهی است که موش زاییده بود. کاش نویسنده رمان دن کیشوت زنده بود و میدید پهلوان پنبه افسانهای او که به آسیاب بادی حمله میکرد امروز دیگر یک موجود افسانهای نیست بلکه در آغاز هزاره سوم روح دن کیشوت در قالب برخی افراد ساده لوح حلول کرده است با این تفاوت که دن کیشوت به آسیاب بادی حمله میکرد و فریب خوردگان کنونی به سطلهای زباله. در آن ماجرا کاروانسرادار فریبکار برای دن کیشوت ساده لوح آسیاب بادی را دشمن قلمداد میکرد و در این ماجرا برخی فاشیستهای مدعی اصلاحات،سطلهای زباله را دشمن معرفی کرده و فرمان حمله و آتش میدهند.
آیا بهتر نیست آقایان به جای اصرار بر پذیرش حرف خودشان ومشاورانشان در زمینه عدم پذیرش رای مردم به هر قیمت، به قواعد بازی دموکراسی گردن نهند وبیش از این رای مردم را مورد خدشه قرار ندهند؟ بهتر نیست به جای ارایه حرف های کلی، با ارایه سند ومدرک شکایت خود را به مراجع قانونی ارجاع دهند؟ هر ان شمعی که ایزد بر فروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد
از سویی دیگر شاهد حمله غیر قابل توجیه وغیر منطقی یگان ویژه نیروی انتظامی به فضای دانشگاه می باشیم. هرچند باید کسانی را نیز سرزنش کرد که مسئول به صحنه آوردن اراذل واوباش ومتاسفانه تعدادی اسیدپاش به صحن دانشگاه بودند. جای سوال است چرا یگان ویژه هیچ تفاوتی میان اراذل واوباش وخیل عظیم دانشجویان بیگناه وآشوب ستیز قائل نشد؟ چرا اینگونه حملات را بدون هیچگونه هماهنگی وداشتن اطلاعات از فضای دانشگاه انجام دادند؟ چرا به فکر جو روانی حاصل از حمله به سلف وضرب وشتم دانشجویان بیگناه به همراه ضعف شدید روحیه دانشجویان به خصوص خواهران در هنگام امتحانات نبودید؟ ایا اینگونه رفتارهای غیر قابل توجیه شایسته نیرویی می باشد که قرار بود حافظ امنیت وحقوق شهروندی ملت باشد؟ پس در این صورت باید نگران بی اعتمادی شدید مردم ودانشجویان نسبت به کارامدی وصداقت این نیروها باشیم. ضمن اینکه وضعیت روحی خانواده های دانشجویان بیگناه بازداشتی نیز نامناسب است.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز ضمن حمایت قاطع از رای ملت عزیز وفرمایشات مقام معظم رهبری به عنوان فصل الخطاب مسائل سیاسی کشور، ضمن هشدار جدی به آشوب طلبان فرصت طلبی که در پی مقاصد شوم سیاسی خود هستند، خواستار بررسی همه جانبه وعادلانه وقایع اخیر دانشگاه وبرخورد قاطع با اراذل واوباش از یکسو واز سویی دیگر پیگیری حمله غیر منطقی یگان ویزه به دانشجویان بیگناه واعاده حیثیت از قاطبه جامعه دانشگاهی که هیچگونه نقشی در حرکات وحشیانه اخیر نداشته اند می باشیم. باشد که نهادینه شدن قانون گرایی از سوی مدعیان قانون گرایی را شاهد باشیم. در ضمن یاد اور می شویم که هیچ یک از کاندیداهای محترم تا کنون از این حرکات وحشیانه حمایت نکرده وخط خود را از خط اراذل واوباش جدا کرده اند. درپایان لازم است جملاتی ناب وفراموش شده از حضرت روح الله را به عرض ملت ایران ونیز مدعیان دروغین خط امام(ره) برسانیم:
من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام قدم به قدم پيش ميرود، اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل ميشود انسان،اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل ميكند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
والعاقبه للمتقین
ما جمعی از جوانان و دانشجویان و دانش آموختگان شهر گراش با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد انتخابات ریاست جمهوری و معرفی شاخص های نامزد اصلح در سخنرانی اخیر خود در کردستان از قبیل:فهمیدن درد کشور ،فهمیدن درد مردم، صمیمیت و یگانگی با مردم ، دوری از فساد و دوری از اشرافی گری؛ ضمن احترام به سایر نامزدها، اعلام می نماییم که آقای دکتر محمود احمدی نژاد را فردی اصلح ، با توجه به معیارهای مقام معظم رهبری یافته ایم و جهت تداوم آرمان های انقلاب{1} و سرعت گرفتن قطار پیشرفت{2} به دولت کاری{3} و استکبار ستیز{4} آقای دکتر محمود احمدی نژاد که به حق بهترین دولت بعد از مشروطه است{5} رای خواهیم داد .
وبلاگ خود را به آدرس:mamimanim.wordpress.com معرفی مینماییم.
اما چرا نام وبلاگ را ما میمانیم انتخاب کرده ایم:
الف) از مدتی قبل برخی رسانه های آمریکایی و سلطنت طلب مخالف نظام به کمک مزدوران خود در داخل کشور جنبشی به نام ما هستیم به راه انداخته اند؛ ما میخواهیم به آنها بگوییم که چه شما باشید و چه نباشید به یاری خداوند تبارک و تعالی این نظام مقدس جمهوری اسلامی است که برپا میماند.
ب) در مدت چند ماه گذشته افرادی خود را جهت نامزدی پست ریاست جمهوری معرفی کردند ولی بنا به دلایل گوناگون کنار رفتند و ما اینجا میخواهیم اعلام کنیم که دولت آقای احمدی نژاد تا آخر جهت خدمت به محرومین و مستضعفین جامعه در صحنه باقی میماند و میدان را خالی نمی کند.
ج) و اگر خداوند توفیق دهد؛ با عنایت آقا امام زمان(عج) دولت آقای احمدی نژاد 4 سال دیگر هم جهت خدمت گذاری به مردم میماند.
و آخر اینکه:آنان میمانند که بر سر عهدی که با خداوند تبارک و تعالی بسته اند باقی بمانند.
جمعی از جوانان، دانشجویان و دانش آموختگان
حامی دکتر محمود احمدی نژاد .
{1}امروز خوشبختانه یک وضع استثنایی در طول چندین سال گذشته وجود دارد،از این جهت استثنایی است که شعارهای اساسی انقلاب به عنوان محور برنامه ریزی ها و حرکت ها و سیاست ها اعلام می شود.(مقام معظم رهبری 9/4/87)
{2}قطار پیشرفت کشور به سرعت در حال حرکت است اگر چه برخی مسافران آن، این حرکت را احساس نمی کنند.(مقام معظم رهبری 22/12/87)
{3}این دولت واقعاً یک دولت کار است، دولت حرکت و اقدام است، انرژی و نشاط کار این دولت یک امر برجسته است.(مقام معظم رهبری 2/6/87)
{4}استکبار ستیزی که معنای ویژه انقلابی خودش را دارد، در این دولت تشخیص و تمیز پیدا کرد.(مقام معظم رهبری 2/6/87)
{5}امروز دولت ما یکی از محبوبترین دولت ها بعد از مشروطه تا امروز است، در طول این صد سال.(مقام معظم رهبری 14/3/85)
به دنبال سلسله برنامه های انتخاباتی در دانشگاه آزاد شیراز روز سه شنبه 11 خرداد ماه،برنامه آقای احمدی نژاد برگزار گردید. سخنران این برنامه آقای رهدار بوده که به خاطر مشکلات شخصی نتوانست در این جلسه حضور یابند لذا مسوولین برگزاری شخص دیگری را جایگزین کردند که آقای روزیطلب مسوول ستاد مردمی استان فارس حضور بهم رساند. مسوولین دانشگاه ابتدا، از شروع جلسه سرباز زدند و از سخنرانی آقای روزیطلب به بهانه نداشتن مجوز ممانعت کرده که ابتدا میکروفن سالن را قطع کرده و حاضر به پاسخگویی نبودند و خواستار تعطیلی برنامه بودند. در این اثنا با هوشیاری مسوولین برگزاری که دانشجویان اصولگرا در دانشگاه آزاد شیراز بودند جلسه با میکروفن خاموش توسط یکی از دانشجویان آغاز گردید و اعلام شد که مسوولین دانشگاه آزاد شیراز هیچگونه همکاری و مساعدتی با دانشجویان اصولگرا نداشته.

در همین شعارهای دانشجویان در سالن طنین انداز شد (جاسبی، موسی، پیوندتان مبارک)، (مالک اشتر علی تو انتخاب اولی)، (احمدی پاینده، رییس جمهور آینده)، (توپ، تانک، اهانت دیگر اثر ندارد)، (فقر و فساد و تبعیض، احمدی نژاد بپا خیز)، (احمدی، احمدی حمایتت می کنیم)، (ا... اکبر)، دانشجویان آقای روزیطلب را به روی صحنه هدایت کرده و جلسه آغاز شد و شعارها همچنان ادامه داشت. که آقای روزیطلب سخنان خود را با این جمله آغاز کرد که دانشگاه آزاد باید اسلامی شود، دانشگاه آزاد باید اصلاح شود، دانشگاه آزاد باید تابع قانون باشد و محافظه کاری در این برچیده شود با تحلیل پیرامون انتخابات آغاز کرده و همچنان فضای سالن متشنج بود. بر اساس قرار قبلی از هر کاندید یک نماینده می بایست به مدت دو دقیقه سوالات خود را مطرح کرده که ابتدا نماینده آقای میرحسین به صورت پرخاشگرانه و غیر عادی به روی سن رفته و به توهین و یاوه گویی علیه دولت پرداخت که با شعار و اعتراض دانشجویان مواجه شد. اما در جواب این سوال که پرسیده بود چرا کردان به مردم دروغ گفت، اشاره شد که کردان در هیات علمی دانشگاه آزاد بوده و آقای حاجی وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات پرونده مدارک تحصیلی او در مجلس باز است. ایشان با دیپلم وزیر بوده و دکترای خاتمی هم هیچ صحتی ندارد. تعداد شعارها همچنان زیاد بود که بارها سوالات ایشان به تعویق افتاد.

و در آخر آقای روزیطلب خطاب به مسوولین اشاره داشت چنانچه با دانشجویان برگزار کننده برخورد شود صندلی ریاست بر سر آنها خرد خواهد شد.
بعد از اتمام جلسه دانشجویان اصولگرا با شعار حمایت از دکتر احمدی نژاد از سالن به طرف محوطه بیرونی دانشکده علوم رفته و تجمع در حمایت از دکتر احمدی نژاد ایجاد کرده و چون زمان مقارن با وقت نماز ظهر شد تجمع با شعار به طرف نمازخانه حرکت کردند. در جلسه امروز که تجمع جوانان حامی احمدی نژاد در دانشگاه آزاد شیراز بود می توان گفت که روزی به یاد ماندنی و تاریخی برای همه دانشجویان این دانشگاه خواهد بود و مسوولین دانشگاه آزاد باید بدانند که نمی توانند با محافظه کاری و سرکوب با دانشجویان برخورد کنند و این بار این دانش آموزان مدرسه جاسبی بودند که صدای عدالت و آزادی را فریاد زدند.
این روزها شاهد به گند کشیده شدن فضای نقد می باشیم. با عدم در ج کنتور ودروغ سنج در فضای سیاسی کشور، شاهد گسترش لمپنيسم در عرصه ارائه اطلاعات و آمار مي باشيم. نمي دونم اينا بعدا كه به فرض محال سركار بيايند، با انتقادات اصولي چكار مي كنن؟ اينا كه تاحالا نه نقد ديدند، قصد آدم كردن منتقدان را دارند و اونا را از دانشگاه بيرون مياندازند. سواد نقد كردن هم ندارند، اگه داشتند مي تونستند به سوالات ودرخواستهاي رييس جمهوري در زمينه مسائل اقتصادي جواب بدند. ۱۰۰ تاشون اومدن با احمدي نژاد جلسه گرفتن و خاتمي حتي نتونست با ۱۰ نفر جلسه بگيرد وجواب نامه ۱۰ اقتصاددان را بدهد.
حالا با هم فضاي انتخابات را تا ۲۳ خرداد با هم مرور مي كنيم
ميرحسين موسوي در تاريخ ۲۷ ارديبهشت ۸۷: دولت بايد تكليف ۷۰ ميليارد تومان را مشخص كند.
۳خرداد: دولت بايد تكليف ۱۴۰ميليارد را مشخص كند.
۷خرداد: دولت بايد تكليف ۱۸۰ميليارد را مشخص كند.
۱۴خرداد: دولت بايد تكليف ۲۴۰ميليارد را مشخص كند
۲۰خرداد: دولت بايد تكليف ۳۰۰ميليارد را مشخص كند
۲۳خرداد: يكي تكليف منو مشخص كنه!!!!!!!
تيتر روزنامه ها: ميرحسين موسوي وارد فاز دوم سكوت ۲۰ ساله سياسي شد.
مهدي كروبي در تاريخ ۲۸ ارديبهشت: به هيچ وجه كوتاه نميام.
۱خرداد: مواظب هستم ديگه خواب نمي رم
۵خرداد: براي تغيير اومدم
۹خرداد: قول ميدم ايران رو بسازم
۱۵ خرداد: من براي راي گرفتن به كسي التماس نمي كنم.
۱۷ خرداد: تو رو خدا سر صندوق كه ميريد منو فراموش نكنيد!!!!!.
۲۰ خرداد: كابينه من آماده شده وفقط منتشر حكم تنفيذ هستم.
۲۳ خرداد: خدا لعنت كنه طيف تندرو رو كه به من قرص خواب آور دادن. نميدونم چرا خوابيدم؟همش تقصير شوراي نگهبانه. به زودي يك پياده روي عمومي به همراه كرباسچي وعباس عبدي ويكي دو نفر از اعضاي خانواده ام كه به من راي دادند!!! انجام مي دم.
مهدي كروبي نامه اي به سازمان ملل مي نويسد وبعد از آن به خاطر اختلاف با اعضاي اعتماد ملي، به تاسيس حزب اختلاف ملي دست مي زند. به زودي مواضع انتخاباتي ايشان براي رياست جمهوري دوره يازدهم مشخص مي شود!!!!.
بسم الله الرحمن الرحیم
همانا ماشما را از جنس زن ومرد ونژادهای گوناگون آفریدیم تا شما بدانید گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شما است.
سلام ودرود خدا بر محمد و آل محمد، سلام ودرود خدا بر روح ملکوتی بنیانگذار انقلاب ظلمت شکن ایران اسلامی وشهیدان گلگون کفن اسلام، سلام ودرود خدا بر رهبر معظم انقلاب اسلامی ورییس جمهور محبوب ومردمی
بی شک پیروزی انقلاب اسلامی ایران خط بطلانی بر کلیه نظریات انسان محوری بود که نقش دین را در هر حرکت وجنبشی به حاشیه برده بودند. پیوند عمیق رهبری و مردم از هر قشرو نژادی خط بطلانی بر نظریات فاشیستی ونژاد پرستانه ای کشید که هنوز متاسفانه از سوی ماکیاول صفتان سیاسی داخل کشور در جهت اهداف شوم وپلید سیاسی شان دنبال می شود. همان ها که دم از احترام به وحدت ملی واقتدار ملی می زنند اما عملا با طرح مباحث قومیت گرایی در جهت منفی آن، تیشه به ریشه وحدت ملی می زنند که سالها فارغ از مساله قوم ونژاد ودر جهت اعتلای کلمه الله برپا بود. متاسفانه فرصت سوزانی که این روزها حیاط سیاسی خود را در آراء قومیتها می بینند همان هایی هستند که سالهای طلایی حاکمیت سیاسی خود را صرف اختلافات سیاسی خود از یکسو واز سویی دیگر تشکیل مافیاهای خانوادگی قدرت وثروت کردند وبراثر سیاستهای تمرکز گرایانه آنها وتوجه به مناطق خاصی که وجهه سیاسی آنها بر وجهه استراتژیکشان می چربید، زمینه رکود صنعتی واشتغالزایی را در اکثر مناطق ایران اسلامی ایجاد کردند و عملا زمینه شکست صنایع مهمی همچون دامداری و..را فراهم کرده و در عوض باعث سیل مهاجرت های بی مورد روستاییان وعشایر به شهرها شدند. هنوز شاهد آن هستیم که چگونه جوانان عشایر با نا امیدی از پرداختن به مشاغل بومی، راه عزیمت به شهرهای بزرگ را در پیش گرفته تا روستاهایی که قرار بود قطب تولیدی ایران باشند، بیش از پیش شاهد به هدر رفتن نیروهای توانمند خود در سراب توسعه اقتصادی وسیاسی آقایان باشد.
عدم توجه به وضعیت روستاها وعشایر ومناطق محروم متاسفانه به روالی تبدیل شده بود که اینک نیز شاهدیم با توجه به توجه ویژه رییس جمهور محترم به این مناطق، عده ای که حیات سیاسی واقتصادی خود را در خطر دیده واز درد کم محلی به خود می پیچند، محرومین ومستضعفینی را که روزی امید انقلاب بودند با عناوینی لایق خود همچون توده های نفهم وعوام، عقب مانده های سیاسی ودلفین خطاب می کنند.
چه زود از یاد بردند که همه در برابر قانون مساویند، چه زود از یاد بردند که ولی نعمتان انقلاب همین محرومان وپابرهنگان هستند، چهزود از یاد بردند ایران برای ایرانیان و... اینک دم از کدام امام می زنید که اینگونه کمک ورسیدگی دولت نهم به وضعیت محرومان، فریاد اعتراض شما را به هوابرده است؟ آیا شماها نبودید که اعتقاد داشتید باید محرومان جامعه در زیر چرخهای توسعه له شوند؟ آیا هیچ مشکل وانتقاد دیگری در جامعه نیست که اینگونه به محرمان ومستضعفان جامعه پرخاش می کنید ودایه مهربانتر از مادر شده اید؟ آخر نه به شرکتهای خصوصی و رانت خواریتان ونه به دلسوزی سیاسیتان برای محرومان.!!!
ما جمعی از دانشجویان ومردمان عشایر جنوب کشور ضمن تجدید بیعت با آرمانهای عدالتخواهانه انقلاب اسلامی وامام راحل وبه دور از فضای متحجرانه ای که سعی در ایجاد فضای برتری جویانه اقوام و نژادهای ایران اسلامی در جهت اهداف پلید سیاسی دارد، با دعوت از کلیه آحاد ملت عزیز وقهرمان ایران اسلامی جهت حضور در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران اسلامی، ضمن احترام به کلیه کاندیداهای محترم وحاضر در صحنه، پس از بررسی های دقیق وفراوان دکتر محمود احمدی نژاد را به عنوان کاندید اصلح جمعیت دانشجویی- مردمی عشایر جنوب کشور انتخاب می کنیم. امیدواریم که با انتخاب مجدد ایشان شاهد رفع غبار محرومیت از چهره مناطق محروم کشور باشیم وبیش از پیش شاهد اعتلای نام ایران اسلامی وآرمانهای حضرت روح الله در صحنه جهانی باشیم.
« در سفرهايم به استانها ترتيبي خواهم داد كه مردم مجبور نباشند دنبال ماشين بدوند.»


« من هيچ نيازي به تبليغات سنگين وپرهزينه ندارم».
گزيده اي از سخنان انتخاباتي مهندس ميرحسين موسوي كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
« برنامه استقبال از مهندس ميرحسين موسوي، سه شنبه 22/2/88 ساعت 13 خيابان ارم، كوچه سروناز، مچ بند سبز فراموش نشود»
اين عنوان پيامك ستاد انتخاباتي مير حسين موسوي است كه براي بنده ارسال شد. شخصي كه قرار بود مردم را از اين استقبالها برحذر دارد تا به قول خودش كرامت آنها حفظ شود!!!!!
سفر تبليغاتي مهندس موسوي با تبليغات سنگين وپرهزينه اي روبه رو شد. متاسفانه اين روند تبليغات پرهزينه كه در كليه سفرهاي ايشان تا كنون مشاهده شده است، صداي اعتراض طيف وسيعي از مردم ونيز فعالين دوم خرداي در برخي استانها از جمله استان مركزي شده است. اين ريخت و پاشها با تكيه بر منابع مالي نا معلوم انجام شده است. بنرهاي رنگي وبزرگ، روزنامه هاي تمام رنگي، راه اندازي پارچه فروشي سبز، پيراهن، جوراب، كفش، مانتو، روسري، هدبند، كفش، زيرپيراهن، كلاه، نوار، مچ بند، كاغذ سبز، توزيع رايگان سبزي و... نمونه هايي از تلاش ايشا ن براي ارتقاء شعور سياسي ملت واحياء گفتمان امام راحل مي باشد.
راه اندازي كاروانهاي استقبال مردمي!!!( با تكيه شديد بر مردم شهرستانهاي غير از شيراز) نمونه اي از پايبندي ايشا ن به شعارهاي ( توجه داشته باشيد، فقط شعار) انتخاباتي است.
ايشان هنوز به قدرت نرسيده اند اين همه عهد شكني وقانون شكني مي كند، واي به روزي كه چنين قانون شكناني به مصدر حكومت برسند.
استقبال گرم !!! از ايشان در ورزشگاه شهيد دستغيب را ديديم. از لهجه مستقبلين مي توان ميزان ارادت مردم شيراز به ايشان را فهميد. حضور پرشور وخود جوش !!!! حدود 2000 نفر از كل مردم استان فارس و شايد استانهاي همجوار حاكي از اراده جدي مردم فارس براي راي به ايشان بود.!!!!؟. اين تيتر يكي از روزنامه هاييست كه وابستگي مالي وسياسي شديدي به ستاد ايشان دارد. نكته جالب توجه وتاملي كه حتي روزنامه هاي حامي ايشان نيز نتوانستند با فن وحيل ژورناليستي آن را منعكس نكنند، تعداد كثير صندلي هاي خالي ورزشگاه بود.
جالب بود كساني را ديديم كه تنها وتنها سراغ لباس سبز رايگان را مي گرفتند نه صاحب لباس سبز را وبا عدم در يافت لباس ورزشگاه را ترك مي گفتند. اينها كساني بودند كه تحت تاثير پيامك هاي ارسالي ستاد براي دريافت لباس سبز آمده بودند. اين هم از عجايب سفرهاي كساني كه مي خواستند كرامت مردم را در سفرهاي استاني حفظ كنند. لباس سبز را با سيب زميني و شام و.. مقايسه كنيد. بر سياست منهاي اخلاق لعنت
ايشان در حالي دست به تخريب سفرهاي استاني دكتر احمدي نژاد مي زنند كه خود به اهميت اين سفرها كه باعث شناخت بهتر مردم از مسئولين مي شود پي برده است. ايشان در حالي مخالف پوپوليسم هستند كه با سفر به برخي استانها سعي دارد به رنگ مردم آنجا در بيايد.
ايشان در دانشگا ه شيراز با عبور از پاسخگويي صريح به سوالات دانشجويان، تنها به تعريف وتمجيد از خاتمي وهاشمي پرداخت. ايشان در حالي به حمايت از بسيج اقدام كرد كه در مقابل شعارهايي كه عليه بسيج داده مي شد ونيزتوهين به نماد جنگ وجبهه يعني چفيه سكوت كامل اختيار مي كنند تا مبادا فردا اين قشر توهين كننده به ايشان راي ندهند.
ميرحسين توضيح نداد اگر استفاده از چفيه نوعي رياكاري وسوء استفاده از نماد هاست، استفاده يك ماهه از پارچه سبز(تا 22 خرداد و آنگاه دوباره هجمه عليه دين وائمه اطهار به اسم آزادي بيان) چه مصداقي دارد؟
نخست وزير 3 بار مستعفي توضيح نداداگر فرزند زهرا و سيد هستند، چرا در مقابل توهين هايي كه به حضرت زهرا توسط عبدالكريم سروش شد، سيد الشهداء نماد خشونت شناخته شد سكوت سياسي انجام دادند؟
ايشان توضيح ندادند اگر حامي خط امام هستند، در مقابل توهين هاي صريح به حضرت روح الله مانند: امام خميني به موزه تاريخ پيوسته است- ولايت فقيه نماد ديكتاتوري است و.... سكوت سياسي انجام دادند؟
ميرحسين توضيح ندادند اگر طرفدار دانشجويان بوده ومانع ستاره دار شدن آنها مي شود، در قبال مسائل رخ داده در دانشگاه آزاد وبرخورد با دانشجويان منتقد همچون علي خضريان و.. سكوت سياسي انجام داده اند؟
چرا توضيح ندادند اگر طرفدار آزادي بيان دانشجو هستند در مقابل موج گسترده برخورد با دانشجويان منتقد در زمان دولت اقاي هاشمي وخاتمي سكوت اختيار كرده اند؟ بيشترين مدت تعليق يك دانشجو در دوران دولت دوم خرداد اتفاق افتاد( 5 سال تعليق).
ايشان شايد ديده باشند در سالن دانشگاه شيراز عده اي عليه دولت شعارهاي غير انساني مي دادند وچگونه منتقد ايشان را با مشت و لگد با معارف جامعه مدني آشنا كردند ولي چرا سكوت؟ چرا در برابر توهين به دولت منتخب دموكراسي سكوت؟
از مسجد قبا برايشان مي گويم: ضرب شتم وحشيانه دانشجوي منتقد!!!! حسين شريعتي توسط چند طلبه نما( متاسفم كه چنين افراد ي باعث وهن جامعه مخلص ومومن روحانيت مكرم مي شوند) را به ياد مياورند. اين است سزاي منتقدي كه به خود اجازه دهد از ما سوال كند!!! اين است هديه ما به منتقدان!!!. اين است تحجر حاكم بر برخي محافل علمي كه همواره امام راحل نگران آن بودند. اين است سكوت سياسي- انتخاباتي در قبال قانون شكني وهتك حرمت منتقدان.
آقاي موسوي شما امديد ورفتيد وچشم خود را بر بسياري از مسائل بستيد. تنها لبخندتان را براي طرفدارانتان ديديم وسكوت وخشمتان را براي منتقدان.
گل و لبخند براي هواداران مشت ولگد وفحاشي براي منتقدان.
زنده باد دموكراسي- زنده باد آزادي بيان- زنده باد مخالف خاموش من- زنده باد مخالف بيهوش من-
اي جماعت نه اگر بيش كمي عار كنيد كي شما روزه گرفتيد كه افطار كنيد؟
آقای صادق خرازی سفیر سابق ایران در پاریس، عامل ارسال نامه ننگین 2003 به آمریکا ، روزنامه "وطن امروز" سندش را نیز درج کرد. گفتند ما که رفتیم این نامه را به بوش دادیم، بوش گفت چه کسی جرأت کرده چنین نامه گستاخانهای را بنویسد؟ حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، از حمایت فلسطین دست برداریم، در بحث عراق همکاری کنیم، هستهای را هم هرچه شفاف تر کنیم تا ما را از لیست شرارت خارج کنند!
آقای ابطحی گفتند که اصلاحات یک "نه" بود به جریان حاکم، خب سئوال این است که جریان حاکم قبل از دوم خرداد چه کسانی بودند، دولت سازندگی و کارگزاران الآن در کدام جبهه هستند؟ اکثر وزرای آقای خاتمی از چه طیفی و کسانی بودند؟ همین الآن هم آقای هاشمی معتقد است که متولی دوم خرداد ایشان بوده. پس این "نه" در دوم خرداد به چه بوده، به چه کسی بوده؟
خاتمی رییس جمهوری است که با افتخار علت پف آلود بودن چشمش و تاخیر در جلسه هیات دولت رو نگاه کردن فوتبال تا پاسی از شب می دونه ! (مراجعه به سایت ابطحی) .
مبلغ 50000000000 دلار برداشت از صندوق ذخیره ارزی طی سالهای ریاست جمهوری خاتمی جارو کردن حساب ذخیره ارزی نیست؟
کسانی که با دیدن چند صد نفر انسان که نصف انها هم مخالف هستند و در ضمن گزینش شده اند آنچنان خوشحال می شود که انگار تمام ایران انجا جمع است و در عین حال حضور چند صد هزار نفری مردم در استقبال از رییس جمهور را نمی بینید! انسانی که خوابست را می شود بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده هرگز.
آقای خاتمی هم در سال اولی که رئیس جمهور شدند، مسئله آقای کرباسچی که به وجود آمد، آقای کرباسچی متهم به اختلاس از شهرداری بود، قانون می گوید اگر کسی بیش از ده هزارتومان متهم به اختلاس شود، باید توبیخش کنند. ایشان نامه نوشتند که مقام معظم رهبری شما دستور بفرمایید، آزادش کنند.
استانلی روم معاون امنیت ملی امریکا در سال1380 : «آنچه تا کنون همه تحرکات ما را برای براندازی جمهوری اسلامی با ناکامی مواجه کرده، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است. ولایت فقیه و میزان برد احکام آن برای ما و گنجینه های اطلاعاتی ما ناشناخته مانده! ما ناامید نیستیم، خوشبختانه احزاب و آدم های تازه نفسی در ایران در یک حرکت جمعی با ظرافت این خار را از چشم ما بیرون می کشند.»
چرا بايد در زمان دولت آقاي خاتمي، هواپيمای چهل ميليارد توماني از سلطان برونئي خريداري و بیست ميليارد تومان هم صرف تشريفات آن شود؟ این سمت و سوی امام و خط امام بود؟! یا رئیس جمهوری که الآن خیلی ساده با مردم برخورد می کند و سر یک سفره با آنها می نشیند؟
در قم چند تا طلبه را به خاطر چند تا سؤال به دویصد ضربه شلاق و دو سال زندان و... محکوم شدند.
امام آقای منتظری را که در جایگاه قائم مقام رهبری قرار گرفته بود، عزل کرد و گفت این شیخ ساده لوح کمر مرا شکست ؛ ولی آقای محمدرضا خاتمی در دوره اصلاحات پایش را بوسید! که عکسش هم منتشر شده.
مراجع به مجلس ششم نامه نوشتند و گفتند آقای کروبی! این "کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان" تنها اصل اولش با نود حکم شرعی مخالف است، ولی مجلس ششم باز هم اعتنا نکرد و آن را تصویب کرد!
آقای هاشمی! پذيرفتن فساد مالي در پروژههاي عظيم را جهت تسهيل روند اجرايي آن پروژه به عنوان يك راهكار مديريتي، رسمي دانستيد؟ آنجا شما بيان داشتيد:" وقتي كه ما يك سدي را ميسازيم و مثلا 10 ميليارد خرج ميكنيم ممكن است از قبل آن 500 ميليون هم اختلاس شود اما اين سد براي كشور ميماند و هيچ كس نميتواند از اين سد اختلاس و دزدي كند". حال آيا اين مولاي شما اميرالمومنين(ع) نبود كه به سبب اختلاسي در بيتالمال مسلمين توسط كارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز وي را به شدت مجازات كرد؟ آيا اين سخن كارفرماي شما(ع) نبود كه فرمود:"هنگامي كه نامه مرا خواندي ابنهرمه را ... بركنار كرده و به مردم معرفي كن! به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخشهاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كردم. مبادا در مجازات او غفلت و كوتاهي كني كه نزد خدا خوار ميشوي و من به زشتترين صورت ممكن بركنار خواهم كرد. ... شبها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه!"
جدیدترین آمار فاش کرد که 2350 شبهه عليه دين و انقلاب در دوران اصلاحات توسط دوم خرداديها تولید شد. رئيسجمهور طبق سوگندي که ميخورد بايد پاسدار دين و انقلاب باشد؛ لذا نميتواند در برابر مخالفان دين و نظام ساکت باشد. اما متاسفانه شاهدیم هنوز آقای خاتمی مرزبندی مشخصی با دشمنان اسلام و منافقین ندارد.
آقای محمود كاشاني عضو هيات مديره كانون وكلاي استان تهران که خود مخالف دولت نهم محسوب میشود در حاشيه ميزگردي كه با حضور عباس سليمي نمين در همايش درآمدي بر كارنامه نظام جمهوري اسلامي ايران برگزار شد در جمع خبرنگاران گفت: بیشترین تخلف از قانون اساسي در دوره خاتمي صورت گرفت. اين درحالي است كه من بارها از وي براي مناظره دعوت كرده ام كه وي پاسخ منفي داده است لذا دولتي كه حساب پس نميدهد را نبايد به عنوان دولتي مردمسالار ياد كرد.
آيا تأسيس بنياد باران و برآورد حقوق مادامالعمر براي ياران و اعوان سابق آقای خاتمی در جهت عدالت اجتماعي ميباشد؟
در حالي رسانههاي مخالف دولت بر شايعاتي همچون اخراج و بازنشستگي اساتيد تاکيد دارند که در دوران خاتمی بيش از 200 تن از اساتيد مذهبي دانشگاههاي کشور از جمله بسياري اساتيد دانشگاه تهران به ناحق اخراج شدند (به نقل از مصاحبه صادق زيباکلام) اساتيدي همچون دکتر نجفي، فتحالهي، نامدار و... در عرض 3 ماه بيش از 30 هزار نفر از مديران اجرايي کشور به جرم عدم همراهي با ستادهاي خاتمی برکنار شدند و دولت خاتمی حتي به آبدارچي و خادم مسجد نيز رحم نکرد !
مصوبه هاي عجولانه در آخرين جلسات هيات وزيران دولت اصلاحات، در برخي موارد به مصوبه هايي براي تامين منافع اقتصادي برخي گروه هاي سياسي مبدل شد. دولت هشتم در آخرين جلسه هيات وزيران، و يک روز مانده به پايان کار اين دولت، طرحي را به تصويب رساند که به پيشنهاد وزارت نفت و در همان روز به هيات وزيران واصل شده بود. اين طرح که از آن به عنوان طرح " اکتشاف گاز در منطقه حفاظت شده سراج" در ناحيه عسلويه ياد ميشود، در حالي با پيشنهاد وزارت نفت در تاريخ 11 مرداد 1384 به تصويب هيات وزيران رسيد که بر اساس آن دولت موظف شد پانزده هزار هکتار از اراضي بخشهايي از منطقه حفاظت شده سراج و نيز محدوده پيرامون آن را جهت اکتشاف گاز به وزارت نفت واگذار کند. اما شايد آنچه علاوه بر تصويب خارج از روال اين طرح در روز ارائه به هيات وزيران سوال برانگيز بود، بخش هاي پاياني مصوبه هيات وزيران دولت اصلاحات است. بر اين مبنا وزارت نفت مکلف شد نسبت به تامين خسارت آسيب ديدگان از اجراي اين مصوبه نيز اقدام کند.
بر اساس همين مصوبه بود که پرداخت مبلغ 300 ميليارد تومان بابت خسارت وارد شده به يک شرکت پرورش ميگو که در منطقه حفاظت شده سراج مجوز فعاليت داشت در دستور کار وزارت نفت قرار گرفت.اما شرکت مذکور که اعضاي هيات مديره آن را افرادي چون آقايان "ک"، " ق" و " م" از سران يک حزب متنفذ سياسي با سابقه طولاني در فعاليت?هاي اقتصادي و نفتي تشکيل مي دهند، تنها چند ماه قبل و باز هم با تصويب هيات وزيران دولت اصلاحات توانسته بودند مجوز فعاليت در منطقه حفاظت شده سراج، براي پرورش ميگو را دريافت کند. بر همين مبنا هيات دولت سازمان حفاظت از محيط زيست را موظف کرده بود تا پنج هزار هکتار از اراضي منطقه سراج در ناحيه عسلويه را به اين شرکت براي امر پرورش ميگو واگذار کند.
اين در حالي است که هيات دولت هشتم تنها جند ماه بعد و در آخرين جلسه خود با تصويب طرحي که همان روز توسط وزارت نفت ارائه شده بود، زمينه دريافت خسارت 300 ميلياردي اين شرکت را بابت زمين هاي دولتي که چند ماه قبل باز هم توسط هيات وزيران به آن شرکت واگذار شده بود فراهم کرد.
هرچند دولت نهم در 12 ديماه 1385 بنا به پيشنهاد سازمان حفاظت محيط زيست و به استناد اصل يکصدو سي و هشتم قانون اساسي تصويب نامه مذکور را به طور کامل لغو کرده و از دستور کار وزارت نفت خارج کرد، اما مشخص نيست مصوبه هاي اختصاصي از اين دست، چه تعداد از مصوبات هيات دولت هشتم را در روزهاي پاياني به خود اختصاص داده است. اين در حالي است که بررسي هاي بعدي مشخص کرد نه تنها تصويب واگذاري پنج هزار هکتار زمين بابت پرورش ميگو يک اقدام غير منطقي است، بلکه منطقه مذکور ارزش سرمايه گذاري براي اکتشاف گاز را نيز نداشته است.
آقای خاتمی در دوران ریاست بر نهاد اجرایی کشور پس از عزل خرم وزیر راه در اثر برخی ریخت پاشها وضعف در عملکرد توسط مجلس شورای اسلامی، او را به سمت مشاور خویش گماشت و همچنان او را موثر در تصمیم گیریها ابقا نمود. (آقای خرم در وزارت راه و ترابری در دولت اصلاحات از طرف مجلس شورای اسلامی استیضاح شد. از او به خاطر حادثه ی نیشابور و کشته شدن حدود 400 نفر در این سانحه و افتتاح فرودگاه امام خمینی که ناتمام بود و حول 1/3 الی 1/7 میلیارد تومان هزینه شد فقط درازای افتتاح، درکنار دیگر موارد او توسط مجلس عزل شد ، اما جای ارائه ی توضیحی درخور و مقتدرانه توسط خاتمی او مشاور رئیس جمهور شد.)
آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نا متعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم . اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستاد مردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم. و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی ونداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود .)
آقای مهاجرانی در تاریخ ۱۶/۱/۷۹ گفته بودند :نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است. کاری نداریم که ایشان برای همین ۶ تا زن گرفت که ثابت کندبه اندازه بال مگسی هم غیرت نداشت و بعد هم به انگلستان گریخت .
این شخص وزیر فرهنگ هم بوده و خود بخوان که با این طرز تفکر چه بلایی بر سر فرهنگ کشور آمده است.
رابطه مستقیم با نهضت آزادی از روشن ترین انحرافات جریان دوم خرداد بود. مصاحبه اعضای نهضت آزادی در اواخر سال 1378 مبنی بر قانونی شدن فعالیت این گروهک توسط توسط عبدالله نوری و تاج زاده را که به خاطر دارید. دیدار چندی پیش سران نهضت آزادی در همایش نفت ، توسعه و دموکراسی نیز که اظهر من الشمس است .برای چه آمده بودند؟ حتما دستوراتی از آن سوی آبها داشتند و مطمئنا برای سیزده بدر نیامده بودند . ابراهیم یزدی در گنکره هفتم نهضت در سال 1363 می گوید:
«نهضت آزادی حاکمیت فعلی را قبول ندارد ...نهضت آزادی ایران معتقد است که باید حاکمیت فعلی ایران را از طریق قانونی و منطق و پارلمانی سرنگون کرد»
آیا ارتباط داشتن با چنینی عناصر منحوسی این دلیل برای ساقط کردن انقلاب نیست؟
تضعيف نيروهاي مسلح» در دولت اصلاحات نیز امری غیر قابل انکار است. بر مبناي مطالب مندرج در صفحه 352 كتاب «مباني نظري و مستندات برنامه چهارم توسعه» كه از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي دولت اصلاحات انتشار يافت، كاهش هزينه هاي نظامي ايران به ميزان 20 درصد، در دستور كار دولت اصلاحات قرار داشته است.
در اين سند آمده است: «مروري بر منابع قدرت ايران نشان مي دهد كه پس از انقلاب، ايران بيشتر به توسعه گرايش نظامي روي آورده است(!)» اين سند در ادامه با استدلالاتي عجيب! لزوم كاهش هزينه نظامي كشور را اينچنين اعلام كرده است: «به علت حضور آمريكا و به لحاظ تغيير استراتژي و تكنولوژي جنگي، ايران مي تواند با كاهش هزينه هاي نظامي به 20 درصد سطح فعلي، سطح امنيت وجودي خود را ارتقاء دهد(!).»
ضمناً بايد توجه نمود كه روند كاهش بودجه نيروهاي مسلح نسبت به بودجه عمومي كشور در سالهاي 80 تا 83، طي مكاتبات ستاد كل نيروهاي مسلح با دولت قبلي و مجلس ششم در اسناد كشور به ثبت رسيده است.
دولت آقاي خاتمي در مقطعي با برداشت 130درصدي از حساب ركورد تخلف از قانون مازاد از حساب ذخيره ارزي را شكسته است كه هنوز هم اين ركورد ادامه دارد.
ضعف عملکرد دولت خاتمی و تعلل مسئولان مربوطه در بهرهبرداری هرچه سریعتر از میدان پارس جنوبی باعث شد کشور همسایه در این میدان به میزان قابل توجهی از ما جلوتر باشد .
با احتساب یک فاز دوران آقازاده، پس از ۸ سال تصدی وزارت نفت توسط کارگزاران جمعاً فقط پنج فاز میدان عملیاتی شده بود و بقیه فازها تا پیش از دولت نهم بلا تکلیف بودند این در حالی است که هم اکنون بعد از گذشت سه سال از فعالیت دولت آقای احمدی نژاد، ۷ فاز در حال اجرا، ۶ فاز در مرحله انتخاب پیمانکار، ۵ فاز در حال مناقصه و فازهای ۶،۷و۸ نیز افتتاح شده و فازهای ۹و۱۰ نیز در مرحله راه اندازی هستند.
این اقدامات جدای از میادینی همچون پارس شمالی و میادین تحت پوشش فلات قاره ، نفت مناطق مرکزی ایران و مناطق نفخیز جنوب هستند.
از دیگر نتایج عملکرد وزارت نفت در دولت اصلاحات، ضایع شدن منابع ملی، ایجاد زمینه برای حضور بی رویه شرکتهای خارجی، حاکمیت شبه تکنوکراتهای غیرمتعهد، زد و بندهای سیاسی، ظهور نسل جدیدی از دلالهای نفتی و همچنین شیوع مفاسد اقتصادی است که نمونه های آن را درقرارداد شرکت استات اویل و کرسنت مشاهده نمودیم.
متاسفانه در اوایل کار دولت اصلاحات واحدهای بازرسی که نقش بسزایی در جلوگیری از فساد اقتصادی داشتند در سطح وزارت نفت برچیده شدند! اما در دولت نهم این واحدها مجدداً احیا گردیدند.
در دولت هفتم و هشتم شاهد بکارگیری روشهای غیر صیانتی در تولید از میادین نفتی بودیم که این مسئله هم در قالب قراردادهای بیع متقابل انجام شد و هم به دلیل عدم تزریق گاز لازم به میادین نفتی.
بخاطر عدم تزریق گاز مورد نیاز در مخازن نفتی کشور که عمدتاً در نیمه دوم عمر خود هستند حجم عظیمی از ذخائر نفت خام درجای این میدان ها دچار هرزروی شده اند که خسارت آنها میلیاردی است.
به عنوان مثال در زمان وزارت زنگنه، در مخزن بزرگ نفتی “پارسی “به دلیل رعایت نکردن نسبت تزریق به تولید پیشنهادی ، چاهها دچار گاز گرفتگی و نمک اضافی شدند و افت کیفیت نفت تولیدی و نهایتاً کاهش بازیافت ثانویه و آسیب رسیدن به مخزن را بدنبال داشته است. (نسبت تزریق گاز به تولید نفت ۲۵۰۰ فوت مکعب بر بشکه برنامه شده بود یعنی تزریق ۴۰۰ م.ف.م.ر گاز پیش بینی شده بود ولی به طور متوسط حدود ۱۵۰ م.ف.م.ر یعنی کمتر از ۵۰ درصد تزریق شد و در مواقعی حتی این تزریق قطع می شد).
در نتیجه ستون نفت از ۱۰۲۲ به ۳۵۰ متر و فشار از ۳۶۴۰ به ۲۴۰۰ پام کاهش یافت و سرانجام تنها در یک دوره به ازای ۱۵ میلیون نفت برداشت شده این مخزن حدود پنج میلیون بشکه آن بر اثر عدم تزریق گاز به هدر رفت.
البته وزارت نفت براساس قانون موظف بود تولید اینگونه میادین را متوقف یا کاهش دهد و بر اساس دبی تولید نفت متناسب با نسبت واقعی تزریق گاز در این مخزن عمل کند درحالی که متاسفانه در مواقعی تولید به دو برابر نیز افزایش یافت این در حالی است که برداشت غیر صیانتی از مخازن نفتی بر خلاف سیاست های کلی نظام در بخش نفت و گاز بود.
در مخزن ” کرنج ” نیز نسبت تزریق به تولید پیشنهادی در مطالعه میدان بر اساس فشار افزایی ۲۲۲۲ فوت مکعب بر بشکه محاسبه شده است که حدود ۴۰ درصد گاز مورد نیاز در مخزن تزریق شده بود. اختلاف میزان نفت استحصالی در روش تثبیت فشار و فشار افزایی طبق مطالعه صورت گرفته در حدود ۳۰۰ میلیون بشکه است که به دلیل عدم تحقق فشار افزایی حجم عظیمی از این میزان نفت از دست رفته است.
( میادین کرنج و پارسی با ۱۹ میلیارد بشکه نفت درجا از بزرگترین مخازن نفتی کشورمان هستند. ) در سایرمخازن نیز وضع بدتری حاکم بود.
کسانیکه در همایش نفت و توسعه دغدغه سرنوشت نفت و دموکراسی را دارند باید توضیح دهند چرا قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری دارخوین را با شرکت “انی ” ایتالیا یک میلیارد دلار بستند و قرار داد ۵۰۰ میلیون دلاری سروش و نوروز را با ۵/۱ میلیارد دلار؟
روش های پیشنهادی شرکت های سرمایه گذار نفتی باعث از دست رفتن حدود ۱۰میلیارد بشکه نفت از میدان های نفتی کشور شده است که با قیمت ۳۰دلار برای هر بشکه، نزدیک به ۳۰۰میلیارد دلار خسارت به مخازن نفتی وارد شده است!
شاید تعجب آور باشد که علیرغم ایجاد بدهی های کلان برای کشور طی ۸ ساله اصلاحات ، اهداف تولید نفت و گاز در برنامه های دوم و سوم محقق نشد! نگاهی به ارقام تولید نفت ، گاز و پتروشیمی در سال ۸۳ گواه این مدعا است
در دوره اصلاحات حدود ۱۵۰ شرکت درون وزارت نفت ایجاد شد که منجر به افزایش نجومی هزینه ها و ناکارآمدی سیستم گردید. هم اکنون این تعداد شرکت ایجاد شده با صدها سمت زائد مدیریتی که بعضا“ بصورت موازی عمل می کنند بعنوان یک معضل برای وزارت نفت مطرح است.
آیا امروز که کارگزاران مجری سیاست های ۸ ساله دولت خاتمی خواستار آن هستند که نفت در خدمت مردم باشد ، توجیهی برای افزایش این دهها شرکت نفتی در بدنه وزارت نفت دارند؟ آیا با انتقال این شرکت ها از جنوب کشور به پایتخت چیزی عاید ایران شده است؟
فروش نفت خام در بهترین حالت کمتر از یک سوم محصول فرآوری شده ارزش دارد و این اقداما خطا در اقتصاد کشور است.
متاسفانه کشور ما در این دوره ۸ ساله، همچنان تولید کننده و فروشنده مواد اولیه و وارد کننده محصولات کشورهای دیگر بود. در صورتی که می توانستیم با تکمیل چرخه تولید و فرآورش مواد هیدروکربوری مورد نیاز صنایع داخلی در کشور به صادر کننده محصولات با ارزش افزودة بالا تبدیل شویم .
عدم ساخت پالایشگاه برای تامین بنزین مورد نیاز به دلیل نداشتن برنامه ریزی مناسب موجب شد تا سالانه بیش از ۷-۶ میلیارد دلار برای واردات بنزین اختصاص یابد که خوشبختانه در دولت نهم با انجام سهمیه بندی و کنترل مصرف از افزایش این خسارت جلوگیری شد. (گفتنی است در سال ۷۶ یعنی سال آغاز دولت اصلاحات تنها ۲۰۰ میلیون دلار صرف واردات بنزین می شد).
در دوران ۸ ساله تصدی کارگزاران در نفت تلاش زیادی برای ضعیف و عقب مانده نشان دادن دانش و تجارب کارشناسان کشور شد. با بزرگ نمایی مشکلات نفت و ناکارآمد جلوه دادن توانمندی های داخلی در آن مدت موجب استقراض ۷۰ میلیارد دلاری کشور شدند.
خوشبختانه امروز با درایت دولت نهم و همکاری مجلس هشتم و تلاش مدیران و کارکنان صنعت نفت افق های روشنی در مقابل این صنعت استراتژیک قرار دارد که تبدیل کشور به صادر کننده فرآورده های نفتی با احداث ۷ پالایشگاه جدید از جمله این دستاوردهای با برکت است.
- زد و بند با شرکت نفتی نروژی یا هلندی-انگلیسی به قیمت چند میلیون دلار رشوه ازجمله قراردادهای بیع متقابل.
- فروش گاز ایران برای مدت 20 سال به قیمت 5/17دلار (14برابر زیر قیمت جهانی) به طرف اماراتی با رشوه های کلان برای دلالان دولتی و... .
آقای عباسعلی نورا نماینده مجلس در دروره ی پنجم : وقتی تحقیق و تفحص درباره ی قراردادهای نفتی را شروع کردیم یکی از دوستان من در سازمان بازرسی (کل کشور) به من دلسوزانه گفت فلانی سراغ این قبیل پرونده ها نرو!! پورسانت - رشوه و هدایایی که در این قبیل زد و بندها می دهند لااقل چند میلیون دلار است و با این مبالغ هنگفت هم میتونند پول بدهند اوباش تو بستگانت را زیر چرخهای اتوموبیل ببرند و هم اینکه آدمها و روزنامه ها و گروههایی را بخرند! تو را ترور شخصیت کرده و از حیز انتفاع ساقط کنند.
- ارائه ی طرح لوایح دوقلو به مجلس برای اولا افزایش اختیارات رئیس جمهوری و دوم حذف نظارت استصوابی !! توسط مثلا محمد خاتمی بر خلاف قانون اساسی.
عدم شجاعت و درایت کافی در تحویل گرفتن هواپیمای سفارشی و اسرافی دولت برای هیئت وزیران به قیمت 60 میلیون دلار در سفارش به فرانسه که طرف قرار داد از تحویل امتناع می کرد و سرانجام اقدام سریع و به دور از انفعال دولت احمدی نژاد در شکایت از فرانسه و تحویل گرفتن هواپیما و فروش آن .
بروز تخلفات حجیم انتخاباتی در اثر کوتاهی ها در وزارت کشور به طوری که در یکی از حوزه های انتخابی کشور 30 هزار جلد شناسنامه ی تقلبی یافت شد!
- در نهایت تعجب شاهد کم شدن بودجه ی وزارت دفاع در اوج تهدیدات داخلی و خارجی اوزیسیون و دولتهای غربی بودیم .
زماني که دکتر احمدي نژاد دولت را از آقاي خاتمي تحويل گرفت ، دولت 15ميليارد دلار بدهکاري داشت. اگر در دوران خاتمي در صندوق ذخيره ارزي پولي وجود داشت بدهکاري هاي آن نيز زياد بود.
دولت نهم 70 ميليارد دلار را به کارهاي عمراني اختصاص داده و 30 ميليارد دلار ديگر را نيز به صورت وام در اختيار صنعتگران قرار داد که بايد آن را بازگردانند.
رشد هزینه های جاری یکی از شاخصهای مهم اقتصادی برای ارزیابی عملکرد دولتها در حجیم تر شدن است و در این خصوص دولت اصلاحات طی سالهای ۷۶ تا ۸۳ یکی از بدترین عملکردها را بین دولتها داشته است و دولتی که در سال ۷۶ توانسه بود تنها با ۴۴۰۰ میلیارد تومان دستگاه حجیم خود را بگرداند، در سال ۸۳ با ۴۰ هزار میلیارد تومان اداره شد و به این ترتیب دولت دوم خرداد دستگاه دولتی را به شدت به هزینه های جاری وابسته کرد.
بر اساس مستندات بانک مرکزی که توسط مقامات این بانک در دولت گذشته منتشر شده، هزینه های جاری دولت گذشته به طور متوسط هر سال دچار افزایش ۱۰۰ درصدی شده است و از ۴۴۰۰ میلیارد تومان در سال ۷۶ به ۳۹ هزار و ۴۷۰ میلیارد تومان در سال ۸۳ افزایش یافته است.
بنابراین گزارش، رکورد افزایش هزینه های جاری طی ۱۲ سال مورد بررسی در سال ۸۲ رقم خورد به گونه ای که هزینه جاری ۱۴ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومانی دولت در سال ۸۱ به یکباره با ۹۹/۳ درصد افزایش به ۲۹ هزار و ۵۵۴ میلیارد تومان در سال ۸۲ رسیده است.
به گزراش فارس این در حالی است که دولت نهم علیرغم اینکه دستگاه دولتی به واسطه عملکرد چندین ساله دولتهای گذشته به هزینه های جاری وابسته شده بود و در سال ۸۴ رقم ۵۹ هزار و ۷۷۵ میلیارد تومان برای هزینه های جاری ثبت شد، توانست با مدیریت صحیح، هزینه های افسار گسیخته دستگاه دولتی را کنترل کند و در سال ۸۵ که در واقع اولین سال مدیریت کامل این دولت به واسطه تهیه اولین بودجه دولتی بود، هزینه های جاری را به ۴۱ هزار و ۵۷۸ میلیارد تومان در این سال کاهش دهد که تقریبا ” معادل هزینه های جاری سال ۸۳ است.
بر اساس مستندات بانک مرکزی، هزینه های جاری دولت در سال ۸۶ نیز کنترل شد و تنها با ۱/۳ درصد افزایش به ۴۲ هزار و ۱۳۳ میلیارد تومان رسید.
نکته اساسی اینکه، در سالهای ۸۵ و ۸۶ درآمد نفتی دولت نهم به شکل قابل توجهی افزایش یافت و دولت اگر می خواست روند رشد هزینه های جاری خود را مطابق دولت گذشته ادامه می داد، هزینه های جاری دولت از سالانه ۱۰۰ هزار میلیارد تومان نیز فراتر می رفت؛ ولی با سیاستهای کنترلی دولت و تاکید رئیس جمهوری بر صرفه جویی در هزینه های جاری این امر محقق نشد.
بر اساس این گزارش، در قانون بودجه سال ۸۷ کل کشور نیز مجلس ۶۲ هزار و ۱۱۶ هزار میلیارد تومان برای هزینه های جاری دولت مصوب کرد که طی ۹ ماهه سال ۸۷ حدود ۴۱ هزار میلیارد تومان از این مبلغ مصوب هزینه شد و پیش بینی می شود تا پایان سال ۸۷ مجموع هزینه های جاری دولت به حداکثر ۵۷ هزار میلیارد تومان برسد که با این حساب از رقم مصوب مجلس و همچنین میزان هزینه های جاری سال ۸۴ کمتر است.
این در حالی است که اگر هزینه های جاری دولت در سه ماهه آخر سال ۸۷ رقم ۱۸ هزار ملیارد تومان هم برآورد شود، هزینه های جاری دولت در این سال به رقم ۵۹ هزار میلیارد تومان سال ۸۴ می رسد و بنابراین رشد هزینه های جاری دولت در انتهای سال ۸۷ در مقایسه با آغاز به کار دولت نهم یعنی سال ۸۷ صفر می شود.
- ديوان محاسبات در گزارش تفريغ بودجه سال 1383 ميگويد كه 1029 دستگاه دولتي اصلاً جواب ديوان را هم ندادهاند!!
در برنامه سوم توسعه قرار بود 56 ميليارد دلار از درآمدهاي ارزي استفاده شود در حالي که در سال 1381، اين رقم را به 77 ميليارد دلار تغيير دادند، چون ديدند اضافه برداشت كردهاند.
- دولت آقاي خاتمي تا پايان برنامه سوم توسعه 121 ميليارد دلار هزينه كرد كه بيش از دو برابر پيشبيني جدول اوليه برنامه سوم بود و جزئيات آن در نماگرهاي بانك مركزي وجود دارد.
به نقل از وبلاگ:http://raja10.blogfa.com/post-8.aspx
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|