تبليغاتX
Powered By : rajaee

جنبش حمايت از احمدي نژاد ادواردو


ادواردو

دست نوشته های یک انجمنی

بنام خدا. با سلام به روح بلند وملکوتی پیشروان آزاد اندیش وروشن فط جنبش دانشجویی مسلمان که هیچگاه قصد توطئه ویا بی حرمتی نسبت به دین-جامعه ومردم خود نداشتند.دیروز اصلا نمی دونستم که ۱۸ تیره بسکه سرم شلوغه وآخه مگه ای روز به چه درد می خوره. روزی که آبروی دانشجو جان ومالش فدای زیاده خواهی مشتی اصلاح طلبی شد که تشنه قدرت بودند ودنبال موجی برای سواری کردن بودند وچه موجی بهتراز جوانان پاک نهاد وبرخی فریب خوردگانی که آمال وآرزوهای سیاسی خودرادر وعده های فضایی اسهال طلبان می دیدند.خداییش فکرکنید کجای اینکار برای جنبش دانشجویی افتخارداشت؟اینکه جنبش دانشجویی با امثال شعبان بی مخها همدست شناخته شود؟اینکه به جای گفتمان تعقل وتفکر به تخریب اموال عمومی دست بزنند؟اینکه مشتی اوباش ودانشجویان محدود فریب خورده را قهرمان بدانیم وبرایشان هر سال  مرثیه سرایی کنیم؟اینکه دانشجو نه به خاطر حق خود بلکه برای رضایت خاطر وآرامش روحی مسئولان روزنامه سلام وارد عمل شدند واین تازه آغاز سوء استفاده از جنبش دانشجویی به عنوان پیاده نظام اصلاحات بود.هرجا که اصلاح طلبان به مشکلی برمی خوردند یا درباتلاقی گیر می کردند با دادن شعارهای پوپولیستی به تشویق وتشجیع دانشجویان می پرداختند وقدرت وتوان جنبش دانشجویی دراین صرف می شد که هاشم آغاجری که خودش ماشاء الله   دهها سیاستمدار طرفدار دارد باید آزاد شود-اکبر گنجی لطف کرده وغذا بخورد- انجمنهای اسلامی که باید پیروی خط امام بوده وحافظ اسلام اصیل باشند اینبار به دفاع از هتاکینی می پرداختند که خیلی از سیاستمداران طرفدار آنها حاضر به همراهی ننگین با این افراد مساله دار نبودند. خلا صه جنبش دانشجویی نقش آچار فرانسه ای بود که همه کار می کرد جز کار خودش را.به درد همه می خورد جز به درد خودش.ارزش دانشجویان سیاسی برای این عده از شهرام جزایری وکرباسچی کمتر بود زیرا امروز ودیروز دانشجویان درحبسهای طولانی به خاطر جرمهایی زندان می شدند که بانی ومسبب اینها اصلاح طلبان قانون مدار !بوده ودرعوض مجرمانی همچون کرباسچی دزد وشهرام جزایری سیاسیتمدار فروش وبخر دربهترین شرایط زندان بودند(احتمالا).بله قرار بود سنگر به سنگر نظام فتح شود در این میان نقش فشاراز پایین برعهده دانشجویان بود ودرحقیقت اینها نقش گروه فشار اصلاح طلبان بودند.قرار بود دانشجو درهرجایی به جز صحنه های علمی وفرهنگی- دفاع از ارزشهای انقلابی واسلامی وعرصه های استکبار ستیزی به صحنه بیاید. دراین میان هرکس ذره ای فکر میکرد یا اعتراضی می کرد به طرز شدیدی از مجموعه حذف میشد.دستوراتی که درانجمنهای اسلامی دفتر تحکیم که بنده نیز روزگاری عضو آنها بودم تماما ازبالا ودرراستای سیاسیتهای پیشبرد اصلا حات بود.دانشجو چون کتک خور خوبی برای اصلاح طلبان شده بود نیاز به حضوراو درصحنه بود.پدیده تقابل دانشجویان با نظام دراین دوره طراحی واجرا شد به لطف نقشه های چند مجاهد تروریست وپرونده دار که اینک نقش موتور اصلاحات را بازی می کردند.دستورهای هانتیگتون مو به مو اجرا می شد ودراین وسط یک جای کار می لنگید وآن نیز چیزی است که هنوز متاسفانه مکاتب سیاسی اجتماعی غربی وسکولار نخواسته اند ویا نتوانسته اند ری آن حساب باز کنندآن نقش بزرگ رهبری درحل بحرانهای بزرگ ونیز  اینکه قرار است این مملکت ومبارزانش درصف مقدم یاران مهدی موعود باشند.شاید از نظر یک امثال انجمنیهای حال حاضر وجوجه کمونیستهایی که روح چه گوارای قهرمان وسیمون بولیوار وهزاران مبارز آزادی خواهی را که دررا مبارزه با امپریالیسم جهانی کشته شدند را عذاب می دهند ودرضمن بودجه خودرا از سیا وکاخ سفید می گیرند مسخره باشد ولی خداوند درقرآن می فرماید:(البته با قرائت اسلام اصیل)والعاقبه للمتقین- فان حزب الله هم الغالبون- یورث الارض عباد الصالحون. بله دوستان کمی هم به جامعه شناسی وآینده نگری اسلام نظر افکنیم.فقدان این نگاه دربین جنبش دانشجویی وطیف کثیری ازسیاسیتمداران اصلاح طلب وبعضا محافظه کار و کفایت آنها به نظرات سیاسی غربیان زمینه ساز ترس از غرب می باشد. تفکر انقلابی وخداترسانه امام زمینه ساز انقلاب بود واگر این تفکرنبود اکنون انقلاب اسلامی ایران به عنوان بزرگترین چالش فرزندان شیطان درجهان مطرح نبود.۱۲۴۰۰۰پیامبر و۱۴ معصوم آمدند ورفتند وخون دل خوردند تا جمهوری اسلامی تشکیل شود وقرار است این سرزمین به اوج قله های افتخار جهان برسد وزمینه ساز ظهور حضرت مهدی باشد نه اینکه به دست چند سیاستمدار پول دوست لیبرالی که حلال وحرام را نمی شناسند وب کلیه مسائل جهان را ازدید مادی مینگرند واینگونه حرکاتی همچو ۱۸ تیر فروپاشد.من به کلیه دشمنان اسلام وایران -کلیه براندازان ونوچه ها یشان-به کلیه سیاستمداران غربی وشرقی وکلیه مسلمانان وآزاد اندیشان جهان قول میدهد که انقلابی که خمینی کبیر درجهان ایجاد کرد صدها برابر بهتر وموثرترازدیگر انقلابها همچو فرانسه وچین وروسیه است وهیچ قدرت خارجی وداخلی توان براندازی این نظام را ندارد. واین نظام نه تنها برانداخته نشده بلکه باتمام قوا گلوی استکبار واستبداد جهانی را خواهد فشرد. عزیزان شاید شما درهیچ کتاب سیاسی دانشگاهها این مطالب را نبینید ولی این وعده خداست ووعدالله حق. می توانید به وبلاگ شاهراه عدالت مراجعه کنید ونظرات آقای فوفکویاما راحتما درمورد شیعیان بخوانید.اما روی سخن من با بعضی تازه به دوران رسیده هایی است که نه از تاریخ درس عبرت گرفتند ونه تحلیلی از آینده جهان دارند واینک خودرا داعیه دار جنبش دانشجویی مسلمان درقالب تشکل پاک نهاد انجمن اسلامی می دانند.اینان که به خیال خود درحال مبارزه برای آزادی از استبداد ایران اسلامی وولایت فقیه هستند ولی به استبداد خونخوار آمریکا تن درداده اند.کسانی که به قول معروف آزاد یخواه وآزاد اندیشند ولی با تمام نهضتهای آزادی بخش جهان مشکل دارند وفقط کاخ سفید را می شناسند.کسانی که دم از استقلال می زنند ولی درطی این ۱۰ ساله قدمی برخلاف منافع اسهال طلبان برنداشته اند.دوستان عزیز از سرنئشت امثال منافقین یا همان مجاهدین خلق ونیز حزب بعث عبرت بگیرید. نوکر ی آمریکا به هر طریقی چه اطلاعاتی- سیاسی -فرهنگی واجتماعی هیچ سودی ندارد واینک این گروه به اصطلاح فعال دانشجویی(به لطف ایسنا وایلنا) که به علت بی برنامگی همچون مرغ سرکنده ای دور خود می گردند به ورطه خو دباختگی وروز مرگی افتاده ودیگر هیچ قید وبند ومرزی را محترم نمی شناسند وفقط درعالم توهم آلود خود سرگرم مبارزه با دشمن ساختگی دنیای غرب ومطبوعات برای آنها هستند ودر حقیقت به جنگ سایه ها رفته اند.به این عزیزان پیشنهاد می کنم به عنوان یک انجمنی سابق ونیز فعلی که کمی هم به یاد ارزشهای انقلابی واسلامی جنبش داشجویی مسلمان باشید ورهبر خودرا از مصدق به امام خمینی تغییر دهید.تاکی باید این انجمنهای به اصطلاح اسلامی که حتی حرمت سلام را هم نگه نمی دارند باید بلندگوی افکارونظرات لیبرال سرمایه داری باشند؟چرا درمقابل پناه بردن سردمداران فاسق خود به دامن بزرگترین دشمن جنبشهای آزادی بخش درطول تاریخ یعنی آمریکا  موضع نمی گیرید؟چرا انجمنهای اسلامی را به یک سیرک خیمه شب بازی تبدیل کرده اید که عروسک گردانان این نمایش مضحک که گهگاهی نیز تماشاگران خارجیبرای شما هورا می کشند تبدیل کرده اید؟چرایکبار هم شده یک حرکتی از خود نشان نمی دهید که مورد خشم آمریکا واسرائیل قرار بگیرید؟شما را چه شده است که درهیچ مساله ای از سالروز رحلت امام خمینی-۱۳ آبان- ۲۲بهمن- حمایت از انرژی هسته ای- محکومیت هتک حرمین مطهر-مبارزه سیاسی فرهنگی با امریکای جهان خوار و... شرکت نکرده وصبح وشبتان رابا حقوق بشر ودموکراسی وآزادی صرف کرده اید واژه هایی که اکنون درجهان مانند مروارید نایابند ولی شما خودرا مظهر این صفات می دانید؟چرا یکبار فریاد اسلام خواهی سرنمی دهید؟چرا خودرا درنقش یک اپوزیسیون نظام جلوه داده وبه قول معروف همه جا می خواهید زیرآب نظام رابزنید؟آینده گان درمورد عملکرد پراز تناقض شما چه قضاوتی خواهد کرد؟به این حمایتهای رسانه ای وتبلیغاتی دلخوش نکنید که همگی حبابی روی آبند. خط قرمز ها را رعایت نکنید که روزی مانند مجاهدین خلق به جان هم می افتید.صحبتها زیاد است ومن قصد داشتم با زبان عامیانه با شما صحبت کنم زیرا الفاظ قلمبه سلمبه روشنفکری را نمی دانم. فقط مطمئن باشید که این نظام هیچ گزندی نمی بیند. بیخود خودتوند خسته نکنید واز این توهم بیایید بیرون.گنده تر از شما نتونست حالا شما الف بچه های اومدید جلو.بیش از این آلت دست خیمه شب بازها نشیذ وسیرک جهان لیبرال  را گرما ندهید.والسلام

 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/7/10

 لينك مطلب      

  اكونوميست: كاهش 76/0 درجه‌اي و 2 پله‌اي ريسك ايران

 

واحد اطلاعات اكونوميست در تازه‌ترين گزارش خود از كاهش 76/0 درجه‌اي و بهبود دو پله‌اي ريسك فضاي تجاري ايران خبر داد.
  
 
به گزارش خبرگزاري فارس، واحد اطلاعات اكونوميست در اين گزارش كه در تاريخ 27 ژوئن سال 2007 ميلادي منتشر شده است، به بررسي درجه ريسك فضاي تجاري ايران طي سالهاي 2006 _ 2002 و 2011 _ 2007 پرداخت و رتبه ايران در جهان و منطقه را اعلام كرد.


واحد اطلاعات اكونوميست براي تعيين ريسك فضاي تجاري، 10 نوع ريسك شامل ريسك‌هاي سياسي، اقتصاد كلان، فرصت‌هاي بازار، تقويت بخش خصوصي، سرمايه‌گذاري خارجي، تجارت خارجي و نرخ ارز، مالياتها، تامين مالي، بازار كار و ريسك زيرساخت‌ها را مورد بررسي قرار مي دهد.

 
بنابراين گزارش، درجه ريسك كلي فضاي تجاري ايران كه در دوره 2002 تا 2006 ميلادي 59/3 از ده بوده است، در دوره 2007 تا 2011 به 35/4 از ده رسيده كه حاكي از كاهش درجه ريسك ايران است.
واحد اطلاعات اكونوميست درجه ريسك كشورها را از يك تا ده اعلام مي‌كند كه درجه يك حاكي از بالاترين ريسك و درجه 10 حاكي از كمترين ريسك است، بنابراين افزايش اين عدد حاكي از كاهش ريسك مي‌باشد.


بنابراين گزارش، رتبه ايران در ريسك كلي فضاي تجاري كه پيشتر 81 بين 82 كشور مورد بررسي بوده است، در اين گزراش به 79 از 82 ارتقا يافته است كه حاكي از بهبود دو پله‌اي ريسك در ايران مي‌باشد.


رتبه ايران در منطقه نيز از 16 به 15 بين 17 كشور منطقه بهبود يافته است.
اين گزارش تصريح كرد: 8 نوع ريسك‌ سياسي، تقويت بخش خصوصي، سرمايه‌گذاري خارجي، تجارت خارجي و نرخ ارز، ماليات‌ها، تامين‌ مالي، بازار كار و زيرساخت‌ها در ايران كاهش يافته است و تنها ريسك‌هاي اقتصاد كلان و فرصتهاي بازار با افزايش مواجه شده است.


در ادمه به بررسي وضعيت جزئيات 10 نوع ريسك در ايران مي‌پردازيم.
بر اساس گزارش واحد اطلاعات اكونوميست، درجه ريسك سياسي ايران از 4/3 به 8/3 از ده رسيد كه حاكي از كاهش ريسك است و رتبه ايران در ريسك سياسي نيز با چهار پله بهبود در جهان به 75 و با يك پله بهبود در منطقه به 13 رسيد.


ريسك اقتصاد كلان ايران در اين گزارش‌ با افزايش 3/0 درجه‌اي مواجه شد و رتبه ايران نيز در جهان به 80 و در منطقه به 16 سقوط كرد.
ريسك فرصت‌هاي بازار نيز با افزايش 7/1 درجه اي مواجه گرديد و رتبه ايران در جهان به 64 و در منطقه به 13 تنزل پيدا كرد.
اين گزارش افزود: ريسك تقويت بخش خصوصي در ايران با بهبود 2/1 درجه اي مواجه شد و رتبه ايران در جهان از 79 به 77 ارتقاء يافت و رتبه ايران در منطقه نيز از 15 به 14 رسيد.


بر اساس گزارش واحد اطلاعات اكونوميست، ريسك سراميه‌گذاري خارجي ايران نيز با يك كاهش قابل توجه 4/1 درجه‌اي رو به رو شد و رتبه ايران در اين ريسك نيز با يك پله بهبود همراه گرديد.
اين گزارش حاكي است: ريسك تجارت خارجي و نرخ ارز در ايران با بهبود 8/1 درجه‌اي مواجه شد و رتبه ايران نيز در ريسك تجارت خارجي در جهان با صعود 3 پله‌اي و منطقه با بهبود دو پله‌اي رو به رو شد.


واحد اطلاعات اكونوميست با اعلام كاهش 1/2 درجه‌اي ريسك مالياتها در ايران از بهبود 9 پله‌اي رتبه ريسك مالياتي ايران در جهان و 4 پله‌اي در منطقه خبر داد.
بر اساس اين گزارش، ريسك تامين ‌ مالي، بازار كار و زيرساخت‌ها نيز در ايران به ترتيب با كاهش و بهبود 8/1، 7/0 و 2/0 درجه‌اي مواجه شده است و ايران در اين سه نوع ريسك نيز به ترتيب در جهان رتبه هاي 78، 75، 70 و در منطقه رتبه هاي 14، 14 و 11 را كسب كرد.



منبع: رجا نیوز  قابل توجه ۵۷ اقتصاد دانی که اقتصاد دان هستند ولی از آمار وارقام اقتصادی جهان چیزی نمی دانند یا نمی خواهند بدانند.والسلام
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/7/8

 لينك مطلب      

بنام خدا. باسلام به دوستان عزیز وآرزوی موفقیت برای جهان اسلام ومبارزان ومجاهدان مسلمان درسراسر جهان.با بررسی مسائل مهمی که دراین مدت گذشت درخدمت شما هستیم:

۱-دیدار ولادیمر پوتین رئیس جمهور روسیه وجرج بوش درآمریکا.این دیدار که با اعتراضاتی ازجانب مردم آمریکا روبه رو شد توجه محافل خبری جهان را به خود جلب کرد.جدال جدید  روسیه وآمریکا برسر استقرار سامانه موشکی آمریکا دراروپای شرقی، باعث اعتراض شدید وموضع گیری دولتمردان  روسیه شد.اروپای شرقی ازدیر باز حوزه سنتی نفوذ ایدئولوژیک وسیاسی شوروی بوده وبعدها نیز روسیه جوان سعی داشت برای بقا  درجهان سیاسیت وزنده کردن عظمت شوروی سابق،نفوذ خودرا دراین حوزه حفظ کند وهمزمان نیز نگاهی به خاور میانه داشته باشد.آمریکا که پاشنه آشیل سیاست خارجی روسیه را یافته بود(جمهوریهای تازه استقلال یافته)سعی کرد دراین زمینه روسیه را با بحران مواجه کند.اگر به تاریخ این مناطق نگاهی بیندازید می بینید که بعد از استقلال این مناطق،حوادثی همچون بحران قره باغ ونیز درگیریهای روی داده در چچن وداغستان روی داده وبدین وسیله عمده وقت ونیروی روسیه به جای ورود به رقابتهای جهانی ،درگیر مسائل منطقه ای بوده وروسیه با این وجود همواره سعی داشت که خود را به عنوان بازیگر اصلی مسائل سیاسی منطقه ای فرا منطقه ای به قدرتهای دیگر تحمیل کند.پس از آن ودردوره جدید شاهد وقوع انقلابهای مخملین درکشورهای طرفدار روسیه وجایگزینی آنها با حکومتهای طرفدار غرب بوده ایم که دراین میان اوکراین-گرجستان و..قابل توجه است.محدود ساختن نفوذ روسیه دربین همسایه گان میتواند بازهم روسیه جوان را دچار بحرانهای منطقه ای وغفلت از ایفای نقش جهانی خود کند.برخی کارشناسان  سیاسی جهان ،همراهی روسیه در برخی موارد با سیاستهای ضد ایرانی آمریکا را درتلاش روسیه برای کاهش فشارهای آمریکا  می دانند واز طرفی روسیه نیز  علی رغم این فشارها ،دربرخی موارد با حفظ استقلال رای خود دربرابر رآمریکا ،نمی خواهد این بازی یک طرفه باشد.دارا بودن منابع عظیم سوختهای فسیلی روسیه  به عنوان یک ابزار راهبردی دراختیار این کشور است وقطع گاز اروپا درسال گذشته نیز حکایت از خط ونشان این کشور برای این کشورها درمورد رعایت حریم سیاسی روسیه می باشد وپیشاپیش عواقب رویارویی سیاسی -امنیتی با این کشوررا گوشزد می کند.البته روسیه تارسیدن به یک ابر قدرت واقعی هنوز فاصله زیاد داردواستقرا  سامانه موشکی آمریکا باز هم درراستای توقف خیز روسیه وماندن روسیه درباتلاق مسائل منطقه ای است.اما  روسیه یک  برگ  برنده نیز دارد وآن نیز منابع گاز ودیگی پرونده هسته ای ایران است که دلمشغولی عمده کشورهای جهانی است.آینده روابط ونیز چالشهای روسیه وآمریکا بستگی به چگونگی استفاده روسیه از این برگ  برنده ها وابزار های فشار دارد.البته یادمان نرود که آمریکا نیز برگ  برنده هایی دارد.

۲-درگیریهای پیش آمده بین جنبش حماس وجنبش فتح نیز ازجمله مسائل مهم منطقه ای می باشد که دارای بازتاب جهانی بوده وذهن وفکر جهان اسلام ونیز محافل خبری سیاسی جهان را به خود جلب کرده است.درراستای پروژه شکست خورده خاورمیانه بزرگ قرار بود درخاورمیانه دولتهای ضد آمریکایی روی کار آمده وهر حرکت ضد اسرائیلی وآمریکایی حذف شود.برگزاری انتخابات درفلسطین به مثابه آزمونی سخت برای اجرای مرحله به مرحله این طرح بود.تبلیغات وسیع جنبش غربگرای فتح با حمایتهای مالی اسراویل وآمریکا وموج تخریبی وسیع علیه جنبش حماس ،به خیال خام آنها به این روند کمک می کرد.اما نتیجه انتخابات در منطقه دموکراسی ندیده خاور میانه کاملا برعکس پیش بینی های محافل غربی بود.پیروزی قاطع جنبش حماس درحقیقت مهر تایید قاطبه مردم فلسطین با حرکیت سیاسی نظامی جنبش حماس وابراز اعتراض نسبت به لکه دار شدن آرمانها  وارزشهای فلسطین درقالب قراردادهای صلحی بود که قبلها بر مردم تحمیل شده وهیچ سود ومنفعتی برای بهتر کردن اوضاع معیشتی وسیاسی این سرزمین نداشت.پیروز یحماس درحقیقت زنده کردن آرمانهای فراموش شده مقاومت فلسطین با تاکیر بر باز پس کیری حقوق حقه ملت بود.از فردای پیرزوی قاطع این جنبش،ناصر سکولار دولت خود گردان(سرگردان)بنای مخالفت با روند کاری دولت مردمی وقانونی اسماعیل هنیه را گذاشته ودراین راه از حمایتهای سیاسی وامنیتی اسرائیل غاصب بی بهره نبودند.دستگیری تعدادی از رجل سیاسی دولت هنیه ونیز حملاتی به دفتر این جنبش با حمایت عناصر فتحی خود گویای یک سناریوی خزنده وخطرناک برای مرگ  دموکراسی درفلسطین وباز گشت دیکتاتوری روشنفکرانه!به رهبری ابومازن بود.زیر فشار گذاشتن متحدان حماس همچون حزب الله لبنان- سوریه وایران اسلامی دردستور کار بود وسعی درمحاصره اقتصادی سیاسی این جنبش داشتند.نقش دولتهای دیکتاتوری عرب نیز دراین روند قابل توجه است زیرا روی کار آمدن دولتی دموکراتیک وهمسو  با اهداف ایران وحزب الله همچون تیری برپیکره استبدادی این دول بود.ایجاد درگیریهای داخلی درفلسطین ر امی توان با اوضاع عراق مشاهده کرد که با این اقدامات در صدد تضعیف دولت قانونی درایجاد امنیت می باشند وبا قطع کمکهای مالی به این جنبش،درحقیقت مردم فلسطین را به خاطر انتخاب آزادانه خود تحت فشار می گزارند تا آنها از رای خود برگردند.جنبش آبدیده حماس نیز به خوبی با این توطئه ها دست وپنجه نرم می کند وپس از ماهها صبر وبردباری برای جلوگیری از متشنج شدن اوضاع،بالاخره وارد عمل شده و مواضع مهم امنیتی سیاسی جنبش فتح درنوار غزه ودیگر مناطق ر ابه تصرف درمیاورد آنهم بدون کمک نیروهای خارجی ودراین میان اسناد بدست آمده از فساد اخلاقی مالی وسیاسی جنبش فتح می تواند زنگ خطری برای تضعیف جایگاه مردمی این جنبش شود.دول غربی برای کوچک جلوه دادن این شکست سیاسی امنیتی ،طبق معمول پای ایران را به وسط می کشند تا بار این مشکل سبکتر شود.به هر حال تجربه دولت حماس به کلیه آزاد اندیشان وواقع بینان جهان سیاست ثابت کرد که شعارهای آزادی بیان ونیز دموکراسی مردمی درحقیقت ابزرا  دست قدرتهای بزرگ برای برخورد با جنبشهای اسلامی است وبس.

والسلام

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/7/8

 لينك مطلب      

بنام خدا.ما از نور آباد به سمت گچساران آمدیدم ودر بین را ه به شهری به نام باشت رفتیم که درآنجا آقای تاجگردون برای حمایت از هاشمی سخنرانی داشت.(همو که ایل وتبارش درانتخابات مجلس ششم هاشمی را به باد انتقاد وتخریب گرفته بودند)در شهر باشت درکنار مجلس سخنرانی مانور می دادیم ومردم خونگرم باشت به خوبی به استقبال آمده و سی دی وعکس می بردند.به چند روستا نیز سر زده وبعد از  ان به گچساران آمده ودر شهر دوری زده وبعد به مسجد جامع(صاحب الزمان)رفتیم که یکی از طرفداران دکتر در آنجا  سخنرانی داشت. در شهر نیز ازکار تبلیغات دست نکشیده وآخر شب به خانه رفته وفردا صبح نیز به روستاهای اطراف گچساران- بهبهان ودهدشت رفتیم وانجا را پوشش تبلیغاتی دادیم وواقعا استقبال مردم باعث دلگرمی ما بود. خلاصه هر چه به روز انتخابات نزدیک شدیم دلهره ها  واسترسها بیشتر می شد وتخریبات نیز.روز انتخابات نیز مانند دور  اول من سر صندوقها ناظر بودم و می دیدم که افرادی با تیپها وگرایشات مختلف چگونه به احمدی نژاد را ی می دهند.با پایان انتخابات  وشمارش صندوقها مشخص شد که دکتر درمحله ما دوبرابر هاشمی رای آورده وما راهی ستاد شدیم تا نتایج را بشنویم. درستاد نیز خبر پیروزی قاطع دکتر دراستان را شنیدیم وتا ساعت ۲ نصف شب با ستادهای استانی درارتباط بودیم وخبرها حاکی از پیروزی دکتر بود . ساعت ۲دیگر مشخص شد که دکتر پیروز شده ما خوشحال وشادمان ونیز متعجب راهی خانه شدیم وفردا نیز درجلو ستاد شربت وشیرینی تقسیم شد.امیدوارم که همیشه از این روزهای شاد در زندگی ما باشد.والسلام
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/7/7

 لينك مطلب      

بنام خدا. بتا سلام به دوستان عزیز.اگرچه از سالگرد حماسه سوم تیر چند روز گذشته ولی اینجای کار خوبه که الان سروصداها خوابیده ودراین فضای آرام بهتره به خاطراتم بپردازیم.به نظر من بهتر است که همیشه به یاد سوم تیر بود نه فقط در سالگردش.چه طور مطبوعات ۲ خردادای حتی درسالروز فاجعه هیروشیما نیز به یاد ۲ خردادند ولی ما فقط بایستیم ۳ تیربیاد وبس؟

از اینجا شروع کنم که درشهر ما(گچساران)بعد از عید۸۴ بیشتر بحث انتخابات میاندوره ای مجلس بود ومن نیز درگیر این انتخابات بودم.در ضمن گوشه چشمی نیز به انتخابات ریاست جمهوری داشتم.ابتدا شک داشتم که از بین آقایان لاریجانی-محسن رضایی-هاشمی رفسنجانی وقالیباف به کدامیک رای دهم.هر۴ نفر وبه خصوص ۳نفر اول ر اقبول داشتم.ولی ناگهان به خواست خدا ورق برگشت وبنده به طور اتفاقی سی دی ۸بهشت را دیدم که خدا وکیلی مخصوصا با آن آهنگ زیبایش من را مجذوب دکتر کرد.دراینجا گزینه قالیباف حذف شد وبا انصراف محسن رضایی  مغز من وارد دوره جدیدی از استرس شد. بین هاشمی واحمدی نژاد درشک بودم که با شروع به کار ستاد آقای احمدی نژاد درشهرستان من دیگر تصمیم خودرا گرفتم وقید همکاری با ستادهای پرزرق وبرق هاشمی وبه خصوص ستاد دانشجویان را زدم.به طرز عجیبی درفکر دکتر بودم وصبحها تا ظهر درستاد دکتر وعصرها نیز درستاد نماینده شهرمان کپی کردم.خواب وزندگیم انتخابات بود وبس.خلاصه  دراین فاصله کارم شده بود بحث وجدل با دیگران درمورد دکتر وحتی برخی اصلا روی دکتر حساب نمی کردند.اینقدر بحث کردم که نگو ونپرس.خلاصه دور اول با تمام استرسها تمام شد ومن راهی تهران شدم تا درمصاحبه  آ.ت.ت ارشد دانشگاه تهران شرکت کنم.ساعت حدود ۱ شب بود که از مسافرا شنیدم که هاشمی واحمدی نژاد به دور دوم را هیافتند.تا ظهر که دکتر سوم بود.بسیار خوشحال شدم ودرتهران هرکس را که می دیدم می گفتم که به دکتر رای بده حتی دردانشگاه تهران.خلاصه ۲روزی که تهران بودم یک مبلغ سیار بودم وبعد به قم آمدم وبه همراه دامادمان ویکی از دوستانش شب ماشین سمندی راپراز عکس وپوستر وی سی دی کردیم وصبح از قم عازم شهرمان شدیم.در طول راه نیز دست از تبلیغ برنداشتیم ودلیجان را عکس دادیم. بعد به اصفهان امدیم که جو به حالی داشت.ماشین تابلو ما که حتی روی قالپاقهایش عکس دکتر بود  وارد اصفهان شدیم ومن با وجود حرکت ماشین  در خیابان درهمان حال به ماشینهای دیگر سی دی وعکس می دادم.اصفهان را مزین کردیم وبه بروجن رفته وآنجا نیز جو خوبی بود.سپس درروستاهای اطراف مورد استقبال توده های عادی!مردم قرار گرفتیم.خدا می داند برای کسب عکس ویس دی دکتر چکار می کردند که نگو.بچه کوچکها مرارا قسم می دادند  که سی دی می خوایم و۲ موتور سوار به استقبال ما آمده مبا ماروبوسی کرده وگفتند سلام دکتررابرسانید.سپس به یاسوج امدیدم وآنجا یکی از دولتمردان  خاتمی که کاروزندگی واداره کشوررا فراموش کرده بود برای هاشمی سخنرانی داشت.البته این آقای تاجگردون روزگاری از دشمنان سرسخت هاشمی بود.استقبال یاسوجیها از ما بسیار خوب بود و رانندگان ماشین از پیر وجوان  برای نصب عکس دکتر روی ماشینشان درخواست می کردند وخلاصه ما بسیار امیدوار شدیم.با کلی امید وبدرقه از یاسوج حرکت کرده وبه تغذیه روستاهای مسیرراه پرداختیم.در شهرک بابامیدان نیز تعدادی از اهالی گفتند که نورآبادیها دردور اول  به کروبی رای داده ودراین دور همه به دکتر رای می دهیم......ادامه دارد

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/7/3

 لينك مطلب      

در همایشی در گچساران بررسی می شود
ابعاد جنگ رواني عليه دولت نهم

 

اولين همايش كشوري «بررسي ابعاد جنگ رواني عليه دولت نهم» فردا با حضور كارشناسان و صاحب نظران در گچساران برگزار مي شود.

 

این همایش علمی - سیاسی که در آن ارائه کنندگان مقالات، شرکت کنندگان و همچنین سخنرانان از سطح بالای علمی برخوردار هستند ، از آن جهت که در شهری غیر از تهران و یا سایر شهرهای برخوردار کشور برگزار می شود، بیسابقه بوده و از ابتکارات جالب توجه برگزارکنندگان آن محسوب می شود. 

 

به گزارش رجانيوز، اين همايش فردا با سخنراني دكتر ابراهيم متقي، استاد دانشگاه تهران با عنوان «تاكتيك هاي بازگشتي در عمليات رواني آمريكا عليه ايران پس از سوم تير» افتتاح مي شود.

 

همچنين فردا صبح دكتر رهدار با عنوان «بررسي استراتژي ستيزكلان دولت نهم» و دكتر فرزاد كلبعلي با عنوان «برجسته سازي وارونه ـ برجسته سازي مستقيم:بررسي خط مشي چهار روزنامه سراسري در باب دولت نهم » درباره جنگ رواني عليه دولت نهم ابراز نظر خواهند كرد.

 

فردا بعد از ظهر هم حجت الاسلام والمسلمين دكتر سيد عباس نبوي مقاله ای با عنوان « ديپلماسي فرهنگي دولت نهم: رويكرد راهبردي» و آقاي عباس سليمي نمين با عنوان «سوم تير و شكست سناريوي تسليم» به ارائه مقالاتشان مي پردازند.

حجت الاسلام قاسم روانبخش، حسن عابديني (مديركل خبر العالم) و دكتر علي جعفري از سخنران صبح چهارشنبه همايش بررسي ابعاد جنگ رواني عليه دولت نهم مي باشند.

 

گفتنی است اين همايش با سخنراني دكتر ابراهيم فياض با عنوان «گفتمان پنهان جنگ رواني عليه دولت نهم» و دكتر عليرضا ذاكراصفهاني با عنوان «سوم تير و تقابل با روايت استيلايي غرب» ‍عصر چهارشنبه پايان مي پذيرد.

 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/7/3

 لينك مطلب      

(نگاهي تحليلي بر عملكرد رسانه هاي دوم خردادي در انتخابات سوم تير ) برخي از وقايع تاريخي، روشنگري بسياري دارند و لذا شايسته بحث و بررسي دقيق‌تري هستند. نهمين انتخابات رياست جمهوري، از جمله اين وقايع به شمار مي‌رود كه بدون ترديد در حافظه تاريخي ملت ايران خواهد ماند. از اين انتخابات دو روايت وجود داشت: روايت نخبگان و روايت مردم. اصولاً در يك نظام مردم‌سالار، نبايد تبايني ميان روايت مردم و نخبگان وجود داشته باشد. به ويژه اينكه برخي از اين نخبگان خود را سخنگوي مردم نيز مي‌دانند. اما اين انتخابات از تبايني جدي ميان اين دو روايت پرده برداشت. نخبگان به ويژه نخبگان سياسي، اقتصادي و فكري، احمدي‌نژاد و رأي به او را چنين روايت مي‌كردند: «فاجعه1‌اي كه قرباني آن، همه ملت و تمام كشور خواهد بود.)، خودكشي سياسي2‌، تهلكه3، واپس‌گرايي4، تحجر5، تماميت‌خواه6، اقتدارگرايي افراطي7، تداركاتچي8، ورطه سقوط9، انسداد سياسي10، تنگ‌نظري11، رياكاري12، طالبان ايراني13 و.... اما مردم روايت ديگري از احمدي‌نژاد داشتند: «دينداري، عدالت، صداقت، خدمت، ساده‌زيستي و...». نخبگان احساس خطر مي‌كردند، اما مردم چنين احساسي نداشتند. اصلاح‌طلبان، محافظه‌كار شده بودند، اما مردم هنوز اصلاح‌طلب بودند. اما اين بار با تعريفي كه خود از اصلاح‌طلبي داشتند و مسيري كه خود براي آن تعيين مي‌كردند. اين دموكراسي اما به مذاق داعيه‌داران دموكراسي خوش نيامد. عصري‌گري ليبرال دموكراسي، دوباره جلوه‌گر شد و آشكار كرد كه نسبت به‌هايدگري‌ها و فرديدي‌ها در اين خصوص جفا شده است. حوالت تاريخي ما با حوالت تاريخي غرب بار ديگر پيوند خورد. احمدي‌نژاد، ژان ماري لوپن و‌هاشمي، شيراك شد: «رأي به‌هاشمي مي‌تواند ميزانِ رشدِ آگاهي سياسي ما و غلبه ما بر احساس شخصي‌مان را نمايان كند، كه آيا ما هم قدري از آن رشد سياسي فرانسوي‌ها را پيدا كرده‌ايم؟14» با اين وصف روشن است كه به زعم ديهيمي، ملت ايران حتي قدري از آن رشد سياسي فرانسوي را هم پيدا نكرده است. پس از انتخابات نيز حوالت ما همان حوالت غرب است، چرا كه به زعم برخي انتلكتوئل‌هاي وطني، پيروزي احمدي‌نژاد به معناي غالب شدن مدل سوئد شرقي بود15. يكي از بناپارتيسم سخن مي‌گويد 16 و آن ديگري به پايان تاريخ فوكوياما مي‌انديشيد كه «اين‌بار تاريخ را تمام كنيم.17» اين انتخابات التزام و تعهد جريان روشنفكري به «آرمانهاي متافيزيكي مبهم» و باورهاي استعلايي را به وضوح آشكار كرد و نشان داد كه چگونه آنان گوي سبقت را از رقباي بنيادگرا و اصول‌گراي خود ربوده‌اند. مخالفان تقسيم شهروندان به درجه يك و دو، اينك آرای شهروندان را به كيفي و كمي بدل مي‌كنند. شمس‌الواعظين، ده ميليون رأي‌هاشمي را كيفي و هفده ميليون رأي احمدي‌نژاد را كمي مي‌خواند. آيا از ديدگاه جريان شبه روشنفكر وطني، دموكراسي بر مداري جز «اكثريت» مي‌چرخد؟ و مگر اكثريت چيزي جز كميت است؟ آيا كيفيت را مرجعي جز كميت تعيين مي‌كند؟ اگر براي تعيين كيفيت، به مرجعي فراتر از كميت يا اكثريت جامعه اعتقاد دارند، ضروري است كه به صراحت اين موازين و معيارهاي استعلايي، متافيزيكي، فرادموكراتيك و اقتدارگرايانه را بيان كنند. قوچاني معتقد است طبقه فرودست بر اثر فريبي كه خورده با احمدي‌نژاد است18. وي همچنين طبقه حامي احمدي‌نژاد را طبقه‌اي با ماهيت خرده‌بورژوا و عين پرولتاريا مي‌داند.19 اين جريان شبه روشنفكري زماني نظارت استصوابي را توهين به شعور ملت مي‌دانند و آنگاه كه خود پيروز مي‌شوند در مدح و ستايش شعور و آگاهي سياسي اين ملت، مثنوي‌ها مي‌سرايند هفتاد من! و زماني كه كانديداي مورد نظرشان را مردم نمي‌پذيرند به شدت عصباني شده و آنان را فرودست و فريب‌خورده و لمپن پرولتاريا مي‌نامند. از نظارت استصوابي انتقاد مي‌شود و رد صلاحيت‌هاي گسترده مورد اعتراض قرار مي‌گيرد. اين جريان در حالي مدافع هزار نفري هستند كه صلاحيتشان مورد تأييد قرار نگرفت كه خود حتي تاب تحمل رقابتي دو نفره را ندارند و به رد صلاحيت كانديداي رقيب مي‌پردازند و‌هاشمي را تنها گزينه مي‌خوانند.20 صلاحيت يك كانديدا را چه كسي بايد تعيين كند؟ مردم يا عاليجنابان روشنفكر؟ صرف نظر از همه اين اهانت‌ها به مردم، اهانت بسيار بزرگتري از سوي جريان شبه روشنفكري و طيف وسيعي از نخبگان سياسي، اقتصادي و ديني به ملت ايران و فرهنگ ايران زمين شد. آنان برخلاف ادعاي خود در خصوص بزرگ بودن ملت و فرهنگ ايران، هيچ شأن و جايگاهي براي آنها قائل نيستند. يكي مي‌گويد: «انتخاب نادرست، ما را به تعطيلات تاريخ رهسپار مي‌كند.»21 و آن ديگري معتقد است: «نه فقط حقوق دموكراتيك و آزادي‌هاي مدني و دستاوردهاي دهه‌ها پيكار مردم و روشنفكران آزادانديش به خطر افتاده، بلكه امنيت ملي ما هم با چالش جدي روبرو شده است.22» جامعه‌شناسان ما هم «سرمايه‌هاي ملي، تجربه 27 سال انقلاب و كيان ايران را در مخاطره جدي مي‌دانند.»23 و اهل فرهنگ اين مملكت نيز فاجعه را بسيار نزديك مي‌دانند.24 يكي از سقط شدن تمام ثمره علمي كشور سخن مي‌گويد25 و ديگري موجوديت و دين و وطن و ناموس و حيثيت ما را در خطر مي‌داند.26 چگونه انتخاب يك رئيس جمهور مي‌تواند اين همه فاجعه به دنبال داشته باشد؟ يورش مغول هم نتوانست ما را به تعطيلات تاريخ رهسپار و كيان و موجوديت ما را تهديد كند. چرا ملت ايران چنين قضاوتي ندارد و خطري به اين بزرگي را احساس نمي‌كند؟ ماجرا آنجا جالب مي‌شود كه گفته شد: «اين روزها اينگونه تبليغ مي‌كنند كه مردم براي نخبگان، فرهيختگان و روشنفكران و احزاب ارزشي قائل نيستند و آنها پايگاه و نفوذي در مردم ندارند، به نظر من اهانتي بزرگتر از اين نمي‌توان به يك ملت كرد.»27 در خصوص اين ادعا كه نشانه‌هايي از سندروم اسنوبيسم بيماري مزمن جريان شبه روشنفكري در آن مشهود است و در صدد است تا اهانت را به نوعي به ملت احاله كند، بايستي متذكر شد كه اگر آقاي آرمين، اهانتي را احساس كرده‌اند، اين اهانت متوجه همان نخبگان و فرهيختگان و روشنفكران و احزاب مورد نظر وي مي‌باشد و نه ملت. چرا كه ملت، نه آنان را نخبه مي‌داند و نه فرهيخته و نه روشنفكر و نه حزب. اين انتخابات توانست ماهيت اقتدارگرايانه و تماميت‌خواه جبهه دموكراسي‌خواهي را نيز آشكار كند. جلائي‌پور معتقد بود «پيروزي‌هاشمي كافي نيست، بايد پيروز مطلق شويم.28» و عمادالدين باقي مي‌گفت: «هاشمي بايد با يك رأي بالا پيروز قاطع ميدان باشد تا بنيادگرايي براي هميشه از ميدان به در شود.29» از ميدان به در كردن مخالف! اين است معناي دموكراسي و تساهل و تسامح و مدارا و تحمل مخالف. ايران براي همه ايرانيان، از ديدگاه جبهه مشاركت و جبهه دموكراسي‌خواهي كه هشت سال همچون پتكي بر سر متهمان به انحصار طلبي كوفته مي‌شد. قوچاني دموكراسي را نردباني براي خود و همفكران خود مي‌داند كه مخالف، حق بالا رفتن از آن را ندارد. زيرا همواره اين امكان وجود دارد كه اين نردبان را واژگون كند «چرا كه آنان آموخته‌اند كه در روش دموكرات و در اهداف اصول‌گرا باشند.30» اگر چنين است كه جبهه دموكراسي‌خواهي هم در روش و هم در اهداف دموكرات هستند، پس اين همه «اهداف فرادموكراتيك» جبهه دموكراسي‌خواهي از كجا آمده است؟ چرا بايد تحجر و واپس‌گرايي و افراط و مرگ اصلاحات نامطلوب باشد، اگر مردم به آن رأي دهند؟ آيا آزادي و اصلاح‌طلبي اصولي فرا‌دموكراتيك است؟ انتخابات نهم، بسياري از مرزبندي‌هاي ساختگي را نيز از ميان برداشت. كساني كه در مرحله اول انتخابات خود را تنها رقيب‌هاشمي مي‌پنداشتند و يا گروه‌هايي كه از رقباي‌هاشمي حمايت مي‌كردند، در مرحله دوم انتخابات «با حفظ ديدگاه‌هاي انتقادي» از‌هاشمي حمايت كردند. حفظ ديدگاه‌هاي انتقادي، مفهومي بود براي كسب هويتي مستقل كه به وضوح فاقد آن بودند. اين ديد انتقادي البته حداكثر چيزي نظير جنگ زرگري «اولويت توسعه بر دموكراسي31» بود. در واقع‌هاشمي نه كف مطالبات آنها، كه سقف آن بود. احمدي‌نژاد به پوپوليسم متهم مي‌شد. اما آيا بادكنك هوا كردن و كبوتر آزاد كردن و زنجيره انساني دور ميدان آزادي و اجراي كنسرت و پايكوبي و به ميدان كشاندن هديه تهراني و گلزار و ساير هنرپيشگان و ورزشكاران كه به لحاظ درك سياسي هيچ رجحاني بر مردم ندارند، از سوي احمدي‌نژاد صورت گرفت؟ اگر اين موارد پوپوليسم نيست پس بايستي همان رشد سياسي فرانسوي باشد كه مردم را به تقليد از رأي هنرپيشگان و ورزشكاران دعوت كند. در اين رشد سياسي، گاه رأي دادن به تكليف نيز بدل مي‌شود. پيش از 27 خرداد گفته مي‌شد: «تصميم هر شهروند ايراني براي رأي دادن يا ندادن مقدس نيست، اما كاملاً محترم است،‌ شايسته نيست ما با برچسب‌زني و كدگذاري‌هاي خطابي يا بيانات شورانگيز و حماسي، فرايند تصميم‌گيري جمعي و فردي شهروندان را براي استفاده يا عدم استفاده از حق قانوني خود دچار اختلال كنيم.32» و آن ديگري مي‌گفت: «حضور مردم در انتخابات نبايد حضوري اجباري و تكليف باشد. مردم همانطور كه حق رأي دادن دارند، حق دارند رأي ندهند.33» با اين وصف سخنان حجتي كرماني كه رأي به احمدي‌نژاد را عقلاً و شرعاً حرام مي‌داند شنيدني خواهد بود: «خدايا تو شاهدي كه اين يادداشت را پس از بيداري در شب كه از شدت نگراني براي آينده و انقلاب خوابم نبرد مي‌نويسم، اين نوشته بر حسب احساس شديد مسئووليت در قبال خطرات قطعي‌اي است كه ما را و موجوديت ما را و دين و وطن و ناموس و حيثيت و انقلاب و جمهوري ما را تهديد مي‌كند. تنها گزينه آقاي‌هاشمي است، هواداري از آقاي‌هاشمي بر همه ما فرض است.34» در انتخابات نهم در كنار تخريب، تحقير نيز جايگاه ويژه‌اي داشت. خاتمي در انتخابات هفتم تخريب شد، اما تحقير نشد.‌هاشمي نيز در انتخابات نهم تخريب شد، اما تحقير نشد. اما احمدي‌نژاد نه تنها با تخريب سنگين از سوي نخبگان سياسي و فكري و حتي ديني مواجه بود، تحقير نيز شد. آقاي خاتمي كه هشت سال سرمايه‌هاي فكري و مادي اين مملكت را براي مفاهيمي چون گفتگوي تمدن‌ها و جامعه مدني هزينه كرد و همواره براي انسانيت و بشريت و اخلاق، مانيفست صادر مي‌كرد، در روزهاي پاياني حكومت خود، ميزان التزام عملي‌اش را به شعارهاي خويش آشكارا نشان داد. او احمدي‌نژاد را دون شأن ملت ايران ناميد و با حمايت از‌هاشمي، قانونگرايي؛ يكي ديگر از دستاوردهايي را كه بدان مي‌باليد، زير پا گذاشت و نتوانست بي‌طرفي خود را حفظ كند. يكي ديگر مي‌گفت: «هيچ انسان قدكوتاهي با ايستادن بر روي شانه‌هاي مردان بزرگ بزرگتر نمي‌شود.35» و آن ديگري معتقد بود: «قباي سياست بر اندام ايشان بلند به نظر مي‌رسد.36» يكي ديگر از روشنگري‌هاي انتخابات نهم، روشن ساختن شكاف ميان مردم و نخبگان بود. اين شكاف البته ريشه در تعارضي بنيادي‌تر داشت. اين تعارض در سطح عميق‌تر ميان رشد عدالت‌محور و مورد تقاضاي مردم و توسعه ليبرال سرمايه‌داري مطلوب نخبگان بود. اما برخي براي اينكه ليبراليسم را از اين شكست سهمگين نجات داده و غسل تعميدي بدهند، معتقدند ليبراليسم موجود در ايران اساساً ليبراليسم نيست.37 معتقد به «فقر ليبراليسم» در ايران هستند. بر اين اساس آنچه در اين انتخابات شكست خورد ليبراليسمي بي يال و دم و اشكم بود كه همچون مشروطه ايراني مورد نظر آجوداني، توسط جريان شبه روشنفكر به ايران آورده شد. بله! ما هم معتقديم كه ليبراليسم در انتخابات شكست خورد، اما نه در انتخابات 3 تير، چرا كه هفته پيش از آن از ميدان به در شده بود. ديدگاه‌هاي معين، ناب‌ترين نوع ليبراليسمي بود كه تا به حال از سوي يك كانديدا اعلام مي‌شد و البته با كمال شگفتي توانست 4 ميليون رأي را نيز از آن خود كند. اما فراتر از آن بايد به اين نكته توجه داشت كه مهم‌تر از واقعيت، ذهنيت افراد است. آنچه مردم با صدايي بلند به آن «نه» گفتند، توسعه ليبرال سرمايه‌داري بود. حال اگر اين موجود، به هرگونه ديگر بزك شده و به نمايش گذاشته شود، تا زماني كه مهر ليبراليسم بر پيشاني دارد، نزد مردم مطرود و منفور خواهد بود. شانزده سال مملكت ايران با توسعه ليبرال سرمايه‌داري اداره شد. زماني كه مردم اين شيوه را نفي مي‌كنند، گفته مي‌شود با اعتذار از ملت ايران، اين توسعه ليبرال سرمايه‌داري، توسعه‌اي بي يال و دم و اشكم بوده است. شانزده سال ديگر فرصت دهيد تا توسعه ليبرال¬سرمايه‌داري با دم و يال و اشكم را پياده نمائيم. البته قضاوت با مردم خواهد بود؛ اما اميدواريم بعد از شانزده سال گفته نشود كه با عرض پوزش با آنكه اين شير، يال و دم و اشكم داشت، اما دندان‌هاي او فراموش شده بود! --------------------------------------------------------------------------- 1. شرق 1/4/1384 (شماره فوق‌العاده) و 30/3/1384 و 31/3/1384 (بيانيه جبهه مشاركت ايران اسلامي) 2. شرق 29/3/1384 (محمد قوچاني) 3. همان 4. مردم‌سالاري 1/4/1384 (كروبي و صانعي) 5. شرق 31/3/1384 (فوق‌العاده) (بيانيه جبهه مشاركت ايران اسلامي) 6. شرق 31/3/1384 (بابك احمدي) 7. شرق 30/3/1384 (سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي) 8. همان 9. شرق 31/3/1384 (بيانيه جبهه مشاركت ايران اسلامي) 10. شرق 1/4/1384 (فوق‌العاده) (معين) 11. همان (معين) 12. همان (مصطفي محقق داماد) 13. همان (كروبي) 14. شرق 30/3/1384 (خشايار ديهيمي) 15. شرق 26/4/1384 (حميد احراري) 16. شرق 5/5/1384 (سعيد حجاريان) 17. اقبال 23/3/1384 (معين) 18. مصاحبه با سايت روز 1/4/1384 19. همان 20. شرق 30/3/1384 (حجتي كرماني) 21. شرق 31/3/1384 (هادي خامنه‌اي) 22. همان (بابک احمدی) 23. همان 24. شرق 30/3/1384 25. شرق 1/4/84 (فوق‌العاده) (شاپور اعتماد) 26. همان (حجتي كرماني) 27. فجر 21/4/1384 (محسن آرمين) 28. شرق 1/4/84 (فوق‌العاده) 29. همان 30. شرق 29/3/84 31. شرق 29/3/84 32. اقبال، 13/2/84 (سعيد رضوي فقيه) 33. همان (معين) 34. شرق 1/4/84 (فوق‌العاده) 35. اقبال 10/2/1384 (فريدون عموزاده خليلي) 36. اقبال 27/2/1384 (فاضل ميبدي) 37. شرق 26/4/1384 (محمد قوچانی) منبع: ماهنامه سوره، شماره 19
منبع:وبلاگ وب نوشته های چندبسیجی انجمنی
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/6/30

 لينك مطلب      

دراینجا اتفاق جالبی می افتد وکسانی که تا دیروز نگران دوری از ارزشهای انقلاب بودند ونیز دست دادن احمدی نژاد با معلم بسیار جوان ۷۰ وچند ساله را به مثابه فروپاشی انقلاب می دانستند،درجریان دست دادن وروبوسی مفتضحانه بانوی اول دربار ترویج دموکراسی آمریکایی درخاورمیانه وابر فیمینسیت روانی یعنی شیرین عبادی سکوت مرگبار گرفته بودند،درمقابل اپیزود ۳ گانه خاتمی نیز سکوت مرگباری گرفتند واین بار شعور مردم را نشانه رفتند وبا احمق فرض کردن مردم ،ادعا می کردند که این فیلمها ساختگی است و...ادعای مونتاژ می کردند(عمرا بدانند مونتاژ چیه).خاتمی دستپاچه نیز منتظر بود که ابتدا باند رسانه ای وارد عمل شوند و فضا سازی کنند که بله چرا نمی ذارید سید خسته از دست دشمنان اصلاحات!یه حالی کنه وچرا با یار امام اینکار را می کنید(اگه امام زنده بود شاید حکم منتظری رادرمورد این سید آبکی اجرا می کرد)اینها توطئه وتوهم است.اصلا انشاء الله بز بود.بعد نیز حضرات پلورالیسم وهرمنو تیک درسکانس بعدی به صحنه آمده وبا آسمان وریسمان می خواستند خاتمی رااز باتلاق خود ساخته نجات دهند.فاضل میبدی درپی تغییر درفقه است تا خاتمی راحت باشد.دوستان عزیز به این می گوین استبداد مدرن ومتاسفانه اصلاح طلبان درحال طراحی پروژه استبداد دینی هستند یعنی دین ودینداررا مطابق میل خود تعریف کنند وهرجا مشکلی برخوردند،دین عزیز را مطابق خواسته های خود تغییر دهند وقوانین دست وپا گیر!دینی را حذف کنند.آقای افروغ شما دیگررا دراین مورد سکوت کردی؟مگه احساس خطر نکردی؟آقای افروغ اسرائیل غاصب که بسیار فاسد است،رئیس دولتش درپی رسوایی اخلاقی استعفا میدهد. درفرانسه سکولار نیز ژاک ژیراک را محاکمه می کنند ودرآمریکای شیطان بزرگ نیز کلینتون را درمطبوعات رسوا  میکنندودراین کشورها هیچ یک از اصول مذهبی را تغییر ویا  زیر سوال نمی برند تا دستاویزی برای نجات آن مسئول باشد ولی ردمملکت امام زمان عده ای مستبد اصلاح طلب برای راحتی کار خود وپوشش برگند کاریهایشان دین اسلام را نشانه رفته تا آنرا مطابق خواسته های نفسانی وسیاسی خود تغییر دهند.آیا این استبداد دینی نیست آقای افروغ؟اصولگرایی خود ر افراموش کردید ویا فقط برای احمدی نژاد اصولگرا شده اید.آقای خاتمی درطول حیات سیاسی خود بسیاری از اندیشه های انقلابی امام را عملا زیر سوال برد وهیچ گاه حاضر به پاسخگویی نشد.جوانا عزیز ببینید چگونه دستورات دینی فدای امیال نفسانی ودینی می شود وصدای مدعیان:سوء استفاده ابزاری ازدین در نمی آید.آقای افروغ درماجرای احمدی نژاد خوب مانور می دادید وبازتاب نیز آتش بیار معرکه بود اما اینجا سکوت چرا؟ایا خط امامی بودن با این اعمال ناشایست جوردرمیاد؟آقای خاتمی شما بااین کاراتون اولا دارید قبح هتک ارزشها را می شکنید ودوما خط امامی بودن را به مسخره گرفتید والبته امام برای دوستاتون درحد یه عکسه وبس.وال سروش هابرماس دراولویتند. سوما نیز درحال تبدیل شدن به یک مستبد دینی هستید. برای این ادعای خود حاضرم یک مطلب جداگانه بنویسم.ولی جوانان عزیز بدانی دکتر احمدی نژاد به لطف اسلام طلب شدن امثال کرباسچی دزد که چند روزنامه تشکیل داده،آنقدرازحقوق شهروندی وانسانی خود محروم شده که حتی برای او نیز نمی توان دین را تغییر داد ولی برای خاتمی بله.اینجا مظلومیت احمدی نژاد ثابت می شود و بدانید اصلاح طلبان هرکاری کنند با کمک فقهایی همچون کدیور وفاضل میبدی ونیز جناب آقای" چتروم ابطحی"از عقوبت الهی این کار فرار می کنند!ولی سوال من از امثال آقای افروغ ساکت ونیز خاتمی ودارو دسته اش این است:گیرم که روزنامه های شرق وهم میهن وکارگزاران واعتماد واعتماد ملی(اختلاف ملی)این کاررا توجیه کنند ولی جواب خدارا چه میدی؟درقیامت نه کدیور به دادت میرسه ونه میبدی. نه میتونی خدارا گول بزنی وبگی خدا این فیلمو اصولگراها مونتاژ کردن .آقای خاتمی به وجدان خود مراجعه کنید واز خدا بترسید.اگر اینجا دستم به شما نرسه درقیامت همدیگررا می بینیم.اونجا شمایید .دارددسته کارگزارانیها ومشارکتیهای لیبرال ومائیم وفریاد حق خواهیمان. راستی در پل صراط نیز شهدا وامام شهدا منتظرتن.خوش بگذره.والسلام
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/6/30

 لينك مطلب      

با شروع به کار دولت نهم،از همان روز اول وحتی روزهای قبل شاهد موج سازمان یافته تخریب علیه شخصیت ساده زیست دکتر احمدی نژاد توسط متحجران شیک پوش کهنه گو بودیم که تاامروز نیز ادامه دارد وخواهد داشت.دراین میان شاهد انتقاداتی از سوی برخی نزدیکان دکتر بودیم که مانیز تامدتی اینها را به حساب دلسوزیها وبه قولی نقد درون گفتمانی می دانستیم. از جمله انتقادات دکتر خوش چهره ودکتر افروغ از حامیان جدی دکتر احمدی نژاد درانتخابات ریاست جمهوری.آقای افروغ گوی سبقت ر اربوده بود ودر مصاحبه هایش با سایتها وروزنامه ها، به خصوص سایت آفتاب به انتقاداتی از دولت نهم در همه زمینه ها می پرداخت.عده ای معتقد بودند که این انتقادات به خاطر عدم دستیابی دکتر افروغ به پست وزارت ارشاد است که صحت وسقم این ادعا باید بررسی شود.انتقادات افروغ دارای بازتابهای گسترده درمطبوعات هر دو جناح بود.اصلاح طلبان خوش خیال وبلند پرواز از این انتقادات به منزله پایان عمر اتحاد اصول گرایان وپیدایش موجهای جدیدی اوتلافات جدیدی درجبهه اصولگرایان ونیز کاهش محبوبیت دولت نهم- ضعف احمدی نژاد در برنامه های وعده داده به مردم- و.. خلاصه هرچه را که می توانستند به هم ربط می دادند تا ثابت کنند احمدی نژاد ضعیف است و...حتی برخی از عقلای این جبهه احمدی نژاد را عامل بدی آب وهوا ونیز سقوط فضا پیماهای غربی می دانستند.در جبهه اصولگرایان نیز عده ای از روی خیر خواهی وبه قول معروف نقد درون گفتمانی به این مساله نگاه می کردند وحامیان دولت نیز نسبت به این موج تخریب اظهار نگرانی می کردند وآب درآسیاب دشمن ریختن تعبیر می شد.آقای افروغ که گویی هیچ اشکالی درکار مجلس هفتم نمی دید(اشکالم کجا بود؟)وبه خوبی به وظایف نمایندگی خود می پرداخت ور اوقات فراغت به تخریب دولت می پرداخت وگویی این دولت هیچ کارنامه مثبتی نداشت.اوج انتقادات ایشان درجریان حضوردکتر درافتتاحیه بازیهای آسیایی قطر بود که آن مسائل پیش آمد ونیز جریانات رحیم مشایی.دراینجا حس انقلابی دوستی ایشان گل کرد وبه تفسیر این ماجرا از دید جامعه شناسی پرداخت.سایت بازتاب که به سایت آرشیو فیلمهای بی ربط وبی سروته معروف است آتش بیار معرکه شد ودرزیر خبرها می نوشت فیلم موجود است.ماجرا گذشت واصلاح طلبان که چند سالی بود به فکر صید ماهی بودند این بار قلاب بدست آماده شده وتا جایی که آبدارچی بنیاد آبکی باران نیز به نکوهش این عمل خطیر وتاثیر آن بر گسترش آلزایمر- پدیده النینو و...پرداخت.اینبار عقلای قوم انقلاب را درمعرض خطر دیدند ونیز درجریان حضور معلم 70 وچند ساله دکتر درروز تقدیر از معلمان وسایر ماجراها.انقلابیون سوسیال ولیبرال که فرصت را غنیمت شمردند(همین ها درجریان روبوسی شیرین عبادی با روشنفکران نامحرم هیچی نگفتن) وبه مرثیه سرایی پرداختند که درپایان به رسم یادبود جوایزی از سوی بنیاد آبکی باران به بهترین اثر اهدا شد.اما یک روز آقای خاتمی با یه دختر جوون حال وپول میکنه وصداش در نمیا. بار دوم نیز صداش درنمیاد ولی بار سوم دیگه تو ایتالیا گندش در میاد.آقای خاتمی که طرفدار حقوق زنانه،گفت:بابا تو ایران که چیزی نگفتن،اینجا هم خارجه ونه فیلم برداری است ونه خبرنگاری.خودمونیم وچند تا مثل خودم.یه حالی می کنیمو فردا می گیم رفتیم از عزت ایران اسلامی دفاع کردیم وجهان رابه صلح وگفتگو دعوت می کینم.خلاصه با دختر وزنها دست میده ومخصوصا با اونیکه از همه لخت تر بود یه کم گرمتر می گیره ودرحالیکه دستش تو دست دختره بود میگه:عام ناموسا جون مادرت ضد حال نزن بیا مسلمون شو شاید دل عطا مهاجرانی رو به دست بیاری. ادامه دارد
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/6/29

 لينك مطلب      

بنام خدا.با سلام به دوستان عزیز.7تیر از جمله روزهایی است که باید به حقوق بشر!جهانی مدال افتخار! داد. دراین روز ودیگر روزهای انقلاب ثابت شد که خون مسلمانان ارزشی ندارد وباید برای پیشبرد اهداف امپریالیسم جهانی به زمین ریخته شود.دراین روز گرچه انقلاب اسلامی وجهان اسلام یک شخصیت بزرگ ر اازدست داد ،اما به جهانیان ثابت شد که این انقلاب به اشخاص وابسته نیست(برخلاف برخی انقلابها که به افراد وابسته است)ودراین انقلاب اندیشه وتفکر الهی وانقلابی حرف اول را می زند.همانطور که با رحلت جانگداز امام خمینی نیز خللی درکار انقلاب وارد نشد.مبارز انقلابی ونستوهی همچون شهید بهشنی که حس مسئولیت پذیری ایشان واقعا باید الگوی همه دولتمردان باشد وهمه سعی کنند فارغ از دست درازی به بیت المال،در مسیر الهی به خدمتگزاری مشغول شوند وثابت کنند :ماشیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت.این روزها شاهد تخریب چهره ای انقلابی همچون دکتر احمدی نژاد هستیم که گویی تخریب وتمسخر سازمان یافته ایشان از طریق اس ام اس- کاریکاتور-وبلاگها وسایتهای عقده ای و... مد شده است.همین شهید بهشتی کم تخریب شد وعلیه او تهمتهایی زده شد که نگو ونپرس.اما بعد از شهادتش تازه فهمیدیم که او چه بود ودرحقیقت این ناشکری ما را خدا پاسخ داد. امیدواریم که کوردلان ودشمنان زبون وقسم خورده نظام باز هم دربرنامه هایشان شکست بخورند واز طرفی نیاز به بیداری وهوشیاری مسئولان نظام برای حرکت در مسیر انقلاب می باشد.والسلام
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/6/29

 لينك مطلب      

سلام دوستان.این فرد که در تصویر بالا می بینید یک امل مدرن نشده است که محل نخبه های جامعه(از نوع خاص یا بخوانید:نورچشمی ها)نمی ذاره وهمه اوقاتشو بامردم عادی میگذرونه که براش تو دور بعد رای بدن.ای مردمم برای بعضیها مشکل ساز شده.جون داداش مردم برا اینا فقط حکم ربوتای رای دهنده رو دارن وبس. ای مردم بعد از رای دادن میرن تو خونه ها تا اصلاح طلبا از تو کاخ سعد آباد براشون تصمیم بگیرن.چون هوا بوشهر بندر عباس بده اونجا نمیان.چون کردستانو تبریز وشهرکرد سرده اونجا نیان.چون یاسوج و زاهدان واهواز دوره اونجا نمیان.چون اگه برامردم عادی کارکنن تو انتخابات بعدی حامی مالی ندارن پس برا مردم عادی کار نمی کنن.چون قشر محروم یا پوپولیسم روزنامه نداره که براشون تبلیغ کنه وبشون لقب بده پس براینا نباید کارکرد.باید فقط تو خط نخبه ها بود. به خاطر توجه بعضی مدعیا به نخبه ها بود که اینا هم بسکه خوبی وتوجه دیدن  حالشون به هم خورد وتصمیم گرفتن یه مدت از یران خارج شن وبرن یه جایی که دیگه این همه محبت نبینن!.اما اینجا به چند نخبه اشاره می کنم:۱- هاشمی رفسنجانی:ایشان یکی از نخبه های است کهنمی دونم چی بگم.یک آدم توپیه خدا وکیلی.تا تونسته به مردم پاسخگو!بوده وهرکس ازش سوال میکرده  محافظای عزیزش فرد مذکور رابه شدت مورد لطف قرا میدن.ایشان توجه خاصی به قشر محروم! دارن ودراین راستا اومد ودست مدیرای فقیرشو باز گذاشت تا بتونن حق خودشونو از مردم! بگیرن.شاعر دروصف مدیراش میگه:بسی کاخ ساختم دراین سال سی  که اسلام بدادم عزت بسی.در سایه توجهات ایشان به قشر محروم جامعه شاهد ریشه کنی کامل فقر دراستانهای کرمان وسیستان وبلوچستان بودیم  به طوری که وقتی نخبه بعدی سرکار میاد میگه: بابا اینکه نشد هیچ جا فقیر نباشه.پس من چکار کنم؟هاشمی سیاسینهای اقتصادیش درراستای پولدار کردن پولدارها وفقیر شدن وتحقیر شدن بی پولها بود.ایشون موزه ای درست کردن تو استان کرمان که با پولش میشد جند تا مدرسه ناقابل برای توده های عادی مردم ساخت.به گزارش کلاغ سیاه فرزندان ایشان ونیز وابستگان عزیزشان برای دوری ازدنیا بسیار تلاش می کنند وحتی تنی جند از این عزیزان در کاخها وویلاهای محقر! خود مشغول راز ونیاز بوده واخیرا یکی ازاین دوستان عزیزشون متوجه شده که این چند سال مشغول رازو نیاز با غربیها بوده وبه درجه ای از عرفان! میرسه که ناخودآگاه اسرار نظام را برزبان میاره وبعد با حالتی مدهوش میگه:من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود.ساده زیستی دوستان ایشان که دیگه حدومرز نداره وصدای بیل گیتس ودرآورده.ایشان علاقه خاصی به مطرح شدن داره و حتی تا جایی که می خواست وسط دریای خلیج فارس سد بسازه.ایشون یه دختر نخبه داره که قبلنا خیلی تفلسف می کرد وگهگاهی روح هگل ومارکس ودکارتو تو قبر عذاب میدا.در ضمن ایشون بعد از سوتم تیر ۸۴ به عنوان برتر: یار انقلاب نائل آمد.ایشون بسکه آدم خوبی بود وبه فکر مسئولای فقیر ومستمند به خصصو ص کارگزارانیهای عزیز بود وقتی دیگه ۸سالش تموم میشه  چند تا ازارادتمندان نظام وانقلاب ومخالفان استبداد به نامهای :مرعشی -مهاجرانی- حسن روحانی و...درخواست میکنند:هاشمی قهرمان  ۸ سال دیگه هم بمان .قهرمان بهرمان  دوستاتو تنها نذار.آزادی سرمایه بی هاشمی نمیشه. و...البته دوستان عزیز به اطلاع برسانمم که دراین ۸ سال اکثر دلسوزان نظام در خواب بوده وخطر خاصی رابرای افکار امام وارزشهای انقلاب احساس نمی کردند..... ادامه معرفی نخبه ها در آینده 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/6/25

 لينك مطلب      

افزايش25% سپرده‌هاي غيردولتي در بانك ها

 

 سپرده‌هاي بخش غيردولتي شبكه بانكي كشور تا پايان آذر ماه سال گذشته از مرز 108 هزار ميليارد تومان گذشت.
  
 
به گزارش خبرگزاري فارس، ارزش سپرده‌هاي بخش غيردولتي شبكه بانكي كشور كه در پايان سال 84 بيش از 87 هزار ميليارد تومان بوده است، طي 9 ماهه نخست سال گذشته با افزايش 1/25 درصدي مواجه شد و به بيش از 108 هزار ميليارد تومان رسيد.


بنابراين گزارش، ارزش سپرده‌هاي بخش غيردولتي شبكه بانكي كشور در سال 81 بيش از 38 هزار ميليارد تومان بوده است كه با 5/27 درصد افزايش به 48 هزار ميليارد تومان در سال 82 رسيده است.


سپرده‌هاي بخش غيردولتي شبكه بانكي كشور در سال 83 نيز با 4/31 درصد رشد مواجه شد و به بيش از 64 هزار ميليارد تومان افزايش يافته است.


به گزارش فارس، منتقدان كاهش نرخ سود بانكي يكي از دلايل مخالفت خود با كاهش نرخ سود تسهيلات را كاهش سپرده هاي بخش غير دولتي در بانكها اعلام مي كنند، در حالي كه آمار بانك مركزي از افزايش قابل توجه سپرده‌هاي بخش غيردولتي شبكه بانكي كشور طي دو سال اجراي طرح قانوني كاهش نرخ سود بانكي خبر مي دهد

منبع: رجا نیوز     واما  بشنوید آماری که هم اکنون  از طریقی خاص به دستم رسیده است:درسالهای ۸۴و۸۵ میزان برداشت کرباسچی وهیات مراه از بیت المال با کاهش ۱۰۰ درصدی مواجه شد.چند نور چشمی سیاسی مجبور به پرداخت خمس مالهای با د آورده خود شدند.حقوق بگیران شهرام جزایری نیز در وضعیت بدی به سر می برند که به گفته برخی کارشناسان امر دماغ سمزی آدم یاد شوکهای اقتصادی آمریکا در  سالهای ۱۹۳۰ می افتد. والسلام
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/6/25

 لينك مطلب      

  سازمان بازرسى کل کشور خبر داد:
کاهش شکايات مردم از دستگاه‌هاى اجرايى

 


سازمان بازرسى کل کشور اعلام کرد: با تلاش مسئولان و کارکنان دستگاه‌هاى اجرايى و نظارت دستگاه‌هاى نظارتي، آمار شکايات مردم از دستگاه‌هاى‌ اجرايى کشور در سال 85 نسبت به سال 84 (به ميانگين 32 درصد) کاهش يافت.

 
به گزارش رجانيوز به نقل از روابط‌عمومى سازمان بازرسى کل کشور، وزارتخانه‌هاى امور اقتصادى و دارايي، ارتباطات و فنآورى اطلاعات، بهداشت و درمان و وزارت کشور به ترتيب با 48، 44، 40 و 34 درصد، در صدر اين موفقيت (کاهش شکايات) قرار دارند.


همچنين وزارتخانه‌هاى صنايع و معادن، جهاد کشاورزي، آموزش و پرورش، شهردارى‌ها و بانک‌ها با 30، 28، 28، 22 و 16 درصد در رتبه‌هاى بعدى قرار دارند.


براساس اين گزارش، کاهش شکايات مردم از دستگاه‌هاى اجرايي، براساس تحليل آمارى مراجعه مردم به سازمان بازرسى کل کشور صورت گرفته است

منبع:رجا نیوز   بنام خدا سالگرد سوم تیر بدون سروصدا آمد ورفت وکسی نپرسید چه شدو چه رفت زیرا نمی خواستند بپرسند.نه آدمهای بی جنبه جمع شدند که شعار بدهند ونه ویژه نامه ای منتشر شد.نه خبری از شعار توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد بود ونه....ولی تا دلتان بخواهد مطب دکتر های اعصاب وروان پربود از برخی سیاسیون نظر سازی که شوک ۳تیر آنها را فلج فکری عاطفی کرده بود.هم چنین به گواهی کلاغ سیاهه برخی آقایان سیاسی بیکار با رجوع به تلمود وچند شب بیداری به دنبال سرهم کردن بهانه های بنی اسرائیلی برای توجیه غیر عقلانی این زلزله سیاسی بودند.در ضمن ماموران آوار برداری وامداد بعد از ۲سال فعالیت موفق به بیرون آوردن پیکر نیمه جان چند قربانی از جمله حسین مرعشی شده اند.وی درمصاحبه ای بعد از بیرون آمدن اعلام داشت:حالم خرابه .جون خودت زمزم بیار. سیاهی کیستی؟گفت:خبر نگار. گفت :هر سیاهی خبر نگار نیست. نامبرده اکنون زیر مراقبنهای شدید دکتر معین می باشد.به امید دیدار.والسلام
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/6/25

 لينك مطلب      

بنام خدا

باسلام به دوستان عزیز.بنده همین الان طبق آخرین اخبار از دفتر بنیاد آبکی باران،برنامه های آتی آقای خاتمی را به عرض شما می رسانم:۱-دیدار با بانو یانگو واهدای لوح تقدیر از طرف بنیاد به ایشان به جهت نقش ارزنده در تغذیه اعضای بنیاد باران۲-حضوردرمراسم خواستگاری آقای مهاجرانی از بانو یانگو۳-حضوربرسرمزار بانو هن وبانو چوی ونثار دسته گل وشیرینی به روح بلند این بانوان درباری ۴-دیدار خصوصی با نانسی عجرم وبررسی آخرین اوضاع لبنان وخاورمیانه۵- سخنرانی درسواحل لاس وگاس به مناسبت روز والنتاین به همراه آقای ابطحی  وسخنرانی درمورد نقش زنان در پیشرفت جامعه۶-خداحافظی آقایان خاتمی وابطحی با لباس روحانیت به طور رسمی طی یک دیدار تشریفاتی درمقابل تیم منتخب  فوتبال زنان جهان۷- ارسال تکذیبیه درمورد تمام این مسائل

دوستان عزیز واقعا ببینید که پرروی وبی حیایی این جریان که روزی حتی تا استیضاح خدا وامام زمان پیش رفته بودند به کجا رسیده که اینک به جای تقبیح این حرکت ودیگر حرکات سرزده از آقای خاتمی دربرخورد با نامحرمان،به تخطئه دیگران پرداخته وسعی درگرفتن حکم شرعی این حرکت از مراجعی همچون حجت الاسلام هرمنوتیک(کدیور)-سروش و...هستند.همین جریان که آقای احمدی نژاد ومصباح یزدی را به سوء استفاده از دین ومعنویات متهم می کنند ونیز درجریان دست دادن دکتر احمدی نژاد با پیرزن ۷۰وچند ساله چنان فریاد وااسلاما سردادند،اینک درمقابل این رسوایی سید اصلاحات چنان سکوت مرگباری گرفته اند که گویی اتفاقی نیفتاده است وتازه این واقعیت را یک سناریوی تخریب ! می دانند. نه اینکه اینها کم دیگران را تخریب کرده اند وبرای رسیدن به آمال پست اصلاح طلبانه شان حتی امام خمینی (ره) ونیز رهبر انقلاب رازیر سوال بردند واینک نیز بدون یادآوری عملکرد ضعیف خود دروران ۸ساله اصلاحات! و۸سال سازندگی!درحال نقد دولت نهمند.البته مطمئن باشید  همه  ادااطوارهای این جماعت آفتاب پرست به خاطر از دست دادن صندلیهای قرمز ی است که روزی لاف خروج از حاکمیت را می زدند. اینان نشان دادند که اخلاق قدرت را دارند ونه اخلاق دوری ازقدرت را دارند.کسانی که روزی مخالفان خودرا به جرم عدم درک پیام ۲خرداد طرد می کردند  امروزه مدعی ونگران حاشیه نشینی نخبگان هستند.کسانی که درستاد انتخاباتیشان دریغ از یک عکس امام ورهبری بود ودرعوض تا دلتان بخواهد عکس بازرگان-مصدق -ابراهیم یزدی درابعاد ۴*۳-قابی -آلبومی و...موجود بود واینک نگران ازدست رفتن ارزشهای انقلاب(شاید انقلاب به قرائت اینها،چون اینها مرتبا درحال قرائت از همه چیزند از منظومه شمسی گرفته تا مسائل سیاسی و..)و امامند و آزار واذیت یاران امام. من یک سوال ساده دارم که مگر رهبر انقلاب یار امام نبود که اینک اورا دراین ۸ ساله تا توانستید مورد لطف وعنایت خودقرار دادید؟چرا شما که روزی مخالف تقسیم بندی خودی وغیر خودی بودید اینک یاران امام را نیز طبق سلیقه خود تعریف می کنید؟روزی که اکبر گنجی به خیال خام خود امام را به موزه فرستاد حضرات کجا بودند وچرا خفه خون گرفته بودند؟چرا کسانی که مدعی میزان رای ملت است ونیز مدعیان آزادی بیان، اینک تحمل سخنان ومواضع انقلابی دکتر احمدی نژاد را ندارند؟البته به شما بگویم دوستان عزیز که این حرفها برای افراد مغرور اصلاح طلب که هرکاری را که خوش داشته باشند انجام می دهند وبه ریشمن وتو می خندند،هیچ اثری ندارد وبنده برحسب وظیفه اسلامی وانسانی خود که میدانم عزیزان روشن فطری هشتند که اسیر هیاهوها وجنجالهای رسانه های وابسته به مافیای قدرت کارگزارانی همچون هاشمی ثروت اندوزبا پسرانی قانون گریز ونیز کرباسچی دزد وحرامخوار را نمی خورند واسیر ژستهای روشنفکرانه این متوهمان را نمی خورند.هر عزیزی که احساس مسئولیت می کند وظیفه روشنگری درمرد این جریان لیبرال وسوسیال دارد تا دیگر با شعارهای پوسیده واحتمالا جذاب  به مخزنی مردم مشغول نشوند.انشاء الله به زودی درمورد انتخابات مجلس هشتم هم مطالبی می نویسم.والسلام

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2007/6/23

 لينك مطلب      


آخرين مطالب


اعلام برائت!!! ريگي از ياسر هاشمي
آمریکا غلط کردیم!!!
آمریکا مصداق استکبار جهانی- مرگ بر روسیه!!!
ثبت شكايت آنلاين از موسوي در موج قانون
وحدت ملی!!!!
اخبار جهان سیاست!!!!
طنز سیاسی
اخبار و تحلیلهای قبل و بعد انتخابات
دردنامه دانشجويان شيرازي كه به جرم مبارزه با فساد محكوم شدند
توصیه هایی به جنبش سبز
اعلام 4 ماه حبس تعزيري براي 5 دانشجو عدالتخواه شيراز
نمازيان در گفت وگو با «شبکه خبر دانشجو»:
میرحسین باور کن تنها مانده اي
بررسی رابطه بین "3 تیر و فروش اخراجیها"
میرحسن و فوتبال
وداع با خواص!!!

ناگفته های انتخابات
نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری 84
«آینده اصلاحات»
آقای موسوی لطفا بخوانید. مردم عزیز لطفا قضاوت کنید
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز در حمایت از فرمایشات انقلابی حضرت امام خامنه ای
بیانیه انجمن اسامی دانشجویان دانشگاه شیراز به مناسبت دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
بیانیه جمعی از دانشجویان ودانش آموختگان گراشی در حمایت از کاندیداتوری دکتر محمود احمدی نژاد
آنچه در دانشگاه آزاد شیراز گذشت؟!!!!

دریافت کدهای حمایتی

 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
وگوي سمت راست : پيروزي قاطع دکتر محمود احمدي نژاد بر همه ايرانيان مبارک باد لوگوي سمت چپ: پيروزي قاطع دکتر محمود احمدي نژاد بر همه ايرانيان مبارک باد