تبليغاتX
ادواردو
دست نوشته های یک انجمنی

بنام خدا

زین پس به جای واژه غریب ونامانویس اصلاح طلب بگوییم ۲ خردادی.

زین پس به جای واژه غریب ونامانوس سیاه نمایی بگوییم:انتقاد- نقد درون گفتمانی

زین پس به جای واژه غریب ونامانوس پخش اکاذیب بگوییم :اطلاع رسانی

زین پس به جای واژه غریب ونامانوس جاسوس بگوییم:خدمتگزار صادق

زین پس به جای واژه غریب ونامانوس منتقد بگوییم: گروه فشار -خشونت طلب

زین پس به جای واژه غریب ونامانوس خدمتگزاری به قشر محروم بگوییم: پوپولیسم

زین پس به جای واژه غریب ونامانوس غرب ستایی بگوییم:تشنج زدایی- سیاست عقلانی

زین پس به جای واژه غریب ونامانوس مجمع تشخیص مصلحت نظام بگوییم:مجمع تشخیص مصلحت بابام

خبر دوم: جدیدیترین لیست گروههای تروریستی جهان:

۱- سازمان سیا

۲- F-B-I

۳-ارتش آمریکا

۴-سازمان اطلاعات انگلستان

۵- سازمان جاسوسی موساد

۶- ارتش رژیم غاصب اسرائیل

..

.

.

.

.

.

القاعده- فتح الاسلام- طالبان درداخل گروههای بالا قرار می گیرند.

معرفی محور شرارت:

۱-آمریکا

۲- انگلستان

۳-رژیم اشغالگر اسرائیل.

لازم به ذکر است که لیست بالا به هیچ عنوان قابل تغییر نبوده ونخواهد بود. به هرجا میخایید شکایت کنیدوتحریم کنید.والسلام

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 12:10 PM | لینک  | 

امام خمینی:

فقرا ومتدینین بی بضاعت‏‏ گردانندگان وبرپادارندگان واقعی انقلابها هستند. ماباید تمام تلاشمان رابنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم.

مسئولین نظام ایران انقلابی باید بدانند که عده ای از خدا بی خبر برای از بین بردن انقلاب هرکسی را که بخواهد برای فقراومستمندان کارکند وراه اسلام وانقلاب را بپیماید فورا اورا کمونیست والتقاطی می خوانند. از این اتهامات نباید ترسید.باید خدارا درنظر داشت وتمام تلاش خودرا درجهت رضای خدا وکمک به فقرا به کار گرفت واز هیچ تهمتی نترسید.

رهبر انقلاب:

هیچ چیز مردم را به قدراین خوشحال نمی کند که نظام  جمهوری اسلامی درراه احقاق حق عامه مردم با زورگوها ومفسده ها وزیاده خواهها ومفت خورها مقابله کند.

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 5:58 PM | لینک  | 

بنام خدا.

جولاندهی طیف فکری- سیاسی وفرهنگی مدرنها به قدری شدید وهمراه با تبلیغات وجنگ روانی بود که خیال بسیاری از دلسوزان انقلاب جمع بود که دیگر باید فاتحه شعارهای انقلاب وآرزشها را خواند زیرا در انتخابات هشتم ریاست جمهوری شاهد شکست دکتر توکلی بودیم که با شعار عدالت به میدان آمده بود وبه نحوی شکست ایشان را شکست انقلابیون می دانستند. دنیای لیبرال از اساس با انقلابهای صورت گرفته در جهان مخالف بوده وهست وتمام سعی خودرا برای تخطئه انقلابها به عمل می آورد. طرح مسائلی همچون:تعصب دینی- دگم اندیشها- ایدئولوگهاو... از این دست القاب وبرچسبها فقط برای تخریب انقلابیون است وگویی خود مبرا از هرگونه اشتباهند. چنان بر طبل مبارزه با تحجر می کوبند وچنان دم از آزادی وآزاد اندیشی می زنند که مردم عامه فکر می کنند هرکس که در برابر این جریان مقاومت یا عرض اندام کند :متحجر- خشونت طلب و.. است به طوری که شاهد بودیم دردوره ابتدایی اصلاحات که سر مردم را با این دشمن سازیها و غول ساختن از مخالفان خود به عنوان مخالفان مردم گرم می کردند.به هر حال اولین بارقه امید در دل دلسوزان انقلاب درانتخابات شورای شهر دوم اتفاق افتاد جاییکه در دوره قبل آن شاهد انحلال شورای شهر(بخوانید شورای شر) متشکل از آزاد اندیشان بودیم که افتضاحاتشان دمار از روزگار مردم درآورد. شورای شهر منتخب مردم در دوره دوم گویی میرفت که به قاتل مدرنهای ۲خردادی تبدیل شود.مجلس هفتم نیز بعد از آن فتح شدو اینک جبهه مدرنها که بعد از این جریانات وشکستها دچار اختلافات درونی شده بود تمام عزم خودرا درقالب نیروهای سیاسی- مطبوعاتی وهنری جزم کرده بود تا به هر ترتیبی  برنده انتخابات ریاست جمهوری نهم باشند. دراین دوره شاهد بسیاری عجایب اجتماعی سیاسی بودیم که با هیچیک از مکاتب اومانیستی جامعه شناسی وعلوم سیاسی غربی قابل تفسیر نیست. متاسفانه کاندیداهای اصولگرا به جز دکتر احمدی نژاد،هنوز فکر می کردند که درحال وهوای دوم خردادند وبه همین خاطر به جای مطرح کردن برنامه ها ونظراتشان،بیشتر به مطرح کردن خود مشغول بودند. کاندیداهای ۲ خرداد که تکلیفشان مشخص بود وآمده بودند که ببرند وبمانند. بررسی شعارهای کاندیداها نیز جالب توجه است: سردار قالیباف که قرار بود رضاخان حزب اللهی شود وبه نوعی خودرا طرفدار نسلجوان نشان می داد.هاشمی که درحال فیلم بازی کردن بود ودرنقش فرشته مهربان بود.کروبی نیز به دنبال صدقه دادن بود. درکل هیچ حرفی از شعارهای به حاشیه رفته انقلاب نبود وحتی عکس امام نیز مورد غفلت قرار گرفته بود. همه سعی داشتند خودرا روشنفکر نشان دهند واین از آفات جامعه اسلامی است که دست مدرنها افتاده باشد.تب روشنفکربودن کاندیداها را دچار جنون کرده بود. معین نیز به درستی به تشخیص مشکلات  کشور ومردم  پرداخته بود: رفع مسدودیت از وبلاگها وسایتها- آزادی زندانیان سیاسی- رابطه با تمام کشورهای جهان. بنده خدا هنوز فکر می کرد مردم کشته مرده شعارهای پوسیده وبی اساس ۲ خردادیها هستند. اما یه نفر بود که ساز مخالف میزد وچه پرسروصدا هم میزد. مردی از جنس مردم که دراین همهمه تبلیغاتی وروشن فکری دم از انقلاب وامام وارزشها میزد. مردی ساده پوش وبد تیپ،ساده گو  ولی دوراندیش. به گفته بسیاری از کارشناسان بی غرض داخلی ونیز خارجی همچون هوشنگ امیر احمدی وشیرین عبادی:احمدی نژاد تنها کسی بود که با شعارهای اصیل انقلاب سرکار آمد. دردوره نهم نظرسازیها نیز بلای جان مردم شده بود، اما نتیجه انتخابات مانند انقلاب بود زیرا انقلاب اسلامی دردوره ای به پیروزی رسید که عصر گذار از سنت به مدرنیته بود واحمدی نژاد نیز دردوره ای به قدرت رسید که عصر تکتازی لیبرالیسم سیاسی فرهنگی درایران بود وانقلاب ۵۷ با ارزشها وشعارهایش به حاشیه رفته بود. مردم دراین دوره آمدند وبه تمام نظرسازیها- به تمام روشنفکرنماهای بی درد ماخولیا دار- به تمام شانتازبازیها وتبلیغات غیر اخلاقی پشت پا بزنند ودریک کلام:مردم ایران با انتخاب انقلابی ترین کاندید درشعار وعمل،از به حاشیه رفتن ارزشهای انقلاب توسط مدرن شده های بی هویت جلو گیری کردند.به واقع انتخاب احمدی نژاد نفی حیات مدرنیته در جامعه اسلامی بود.جریان مدرنها نتوانست با تکیه بردانش اومانیستی وتحلیلهای آموخته از دانش غربیها این شوک سیاسی را تفسیر کند وبه همین خاطر به فرافکنی روی آورده اند. اما ملت کاررا تمام کرد و ناقوس مرگ مدرنیته ای که با غفلت بدنه دلسوز نظام وبه یاری روشنفکرنماهای کودن فکری درقالب نظریات کارشناسی  وارد روند تصمیم گیریهای اقتصادی -سیاسی وفرهنگی ما شده بود را به صدا درآوردند. والسلام

 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 6:6 PM | لینک  | 

بنام خدا.با سلام مجدد واینک ادامه بحث

مدرنها یا همان مدرن شده ها در زمان بعد از جنگ کم کم خودی نشان دادند و با دردست گیری پستهایی درمملکت ونفوذ دیگر همفکران خود به تشکیل مافیاهای خانوادگی وآشنایی دردستگاه سیاسی اداری دست زدند. حلقه های فکری این جریانات نیز با تشکیل حلقه فکری کیان وبا سوء استفاده از غفلت طیفهایی ازبدنه حزب اللهی‏‏  به نشر خزنده افكار خود پرداختند.روي كار آمدن دولت كارگزاراني مشاركتي ۲خرداد كه شاگردان فكري ومعنوي مدنيسم بودند زمينه نفوذ افكار مدرن را در بدنه فرهنگي اقتصادي نظام فراهم كرد.در عرصه سياسي اجتماعي نيز طرح موضوعاتي چون دين عرفي- دين حداقل- پلوراليسم ديني وفرهنگي- جامعه مدني -شهروند درجه يك ودو-دمكراسي ومردم سالاري ليبرالي و... ديگر شعارهاي برخاسته از آراء كساني همچون جان لاك- توماس هابز- ديويد هيوم-جان هيگ و....درداخل نيز بلندگوي اين شعارها  امثال دكتر سروش و گاهي برخي روحانيون خرده پاي بود كه تشنه شهرت ونام بودند.از ديدگاه مدرنها قوانين اومانيستي حقوق بشر به منزله وحي منزل بود ودكتر سروش درجايي گفت:در تقابل دين با حقوق بشر اولويت با حقوق بشر است ورئيس جمهور سابق نيز گفت:اگر دين جلو آزادي بايست شكست مي خورد وهمين طور  عداات نيز اگر بايست شكست مي خورد. در زمينه سياسيت خارجي دولت هفتم وهشتم برپايه انديشه هاي مدرن رويكردي واقع گرايانه شاهد بوديم واساسا قائل به اين بودند كه تنش زداييها بايد از جهان سوم آغاز شود تا غربيها روي آسايش ببينند. نامه خفت بار دوات خاتمي درزمان حمله آمريكه به عراق و تلاش براي دست كشيدن از آرمانهاي معنوي وفرامرزي ايران در قبال بازگشت آسايش به منطقه! از دسته گلهاي فراموش نشدني مدرنها بود. عدم اهتمام جدي براي پيشبرد اهداف استكبار واستعمار ستيز انقلابي امام خميني ونيز تبديل فضاي غرب ستيزي به غرب ستايي وگاها غرب ترسي وعدول ازارزشهاي انقلاب واسلام به نام تنش زدايي ورفتار مسالمت آميز باعث شد كه غربيها بيش از بيش نسبت به ايران جري تر شده وعزت سياسي ايران را به باد تحقير بگيرند. وضعيت  مبهم پرونده هسته اي برمبناي همين طرز فكر رسوخ كرده دردستگاه سياسيت خارجي بود. وجود دشمن براي انقلاب را يك توطئه مي دانستند واز طرفي دربرابر كوچكترين تهديد آمريكا رنگ عوض مي كردند وكلا درنگاه سياسي دولت برخاسته از افكارمدرن ۲ خرداد انديشه هاي سياسي امام جايي نداشت زيرا تئوريسين فكري اين جريان يعني اكبرآقا گنجي امام خميني را به موزه تاريخ سپردند.شعار مرگ برآمريكا كه يكي ازدستاوردهاي انقلاب براي جهانيان مظلوم بود مورد تخطئه امثال بهزاد نبوي قرار گرفت .اما درحوزه هنر وفرهنگ نيز شاهد به حاشيه رفتن جريان هنري اصيل وانقلابي در سينما بوديم كه جا براي ورود افرادي كه ذره اي دل در ارمانها وارزشهاي اين نظام نداشتند به بركت سياسيت تساحل وتسامح جناب مهاجراني شير خر خورده باز شد. امثال تهمينه ميلاني فيمينيسم(به اعتقاد راسخ وبا دليل ومدرك من فيمينسيتها بيماران رواني و هذيان گويي بيش نيستند)-منيژه حكمت با فيلم زندان زنان-عباس كيارستمي و... ساخت فيلمهايي فاقد هرگونه بار هنري وارزشي وصرفا در حدي پايين تر از فيلمهاي هندي همچون:پرپرواز- شام عروسي- قرمز- كافه ترانزيت-چتري براي دونفر-آتش بس -رز زرد و... خيل انبوه فيلمهايي بوديم كه مروج انديشه هاي مدرن همچون:اومانيسم- فيمينيسم- نيهيليسم- سكولاريسم بودند وبدين وسيله فضابراي پذيرش افكار مدرنها فراهم شود.تخريب فرهنگي به سرعت پيش ميرفت ودراين ميان خيل مطبوعات تازه به دوران رسيده اي كه فاقد هرگونه نگاه استراتژيك واصولي به مقوله فرهنگ سازي بومي رسانه اي بودند از ديگر آفات مدرنها براي انقلاب بود.با نگاهه تساهل وتسامحي تاكيد بر آزادي بيان بدون مولفه سبب پرده دريهايي از سوي اين جريانات رسانه اي شد.گويي كه بشر تنها يك مشكل دارد وآن نيز قوانين اسلام- ارزشهاي انقلاب مي باشد.در اين روزنامه ها نه حديثي از پيامبر مي ديدي ونه سخني از امام وشهدا بود.مدرنها به خوبي پاشنه آشيل انقلاب راشناسايي كرده بودند ودر غياب نيروهاي موثر متعهد در صحنه به تاخت وتاز مغرورانه خود مي پرداختند ورئيس جمهور نيز  اين وسط مخالفان خود را با عناوين مرتجع- گروه فشار- دشمنان آزادي  خطاب ميكرد.مدرنها با همه چيز درمي افتادند همه چيز را نسبي مي دانستند الا يك چيز وآن نيز خود وانديشه هايشان بود.(متاسفانه جريانات تحليل فيلم در ايران در تحليل فيلم فقط به دنبال بحثهايي همچون :نوع نور پردازي- بازي بازيگر مرد يازن- و... فارغ از اينكه فيلم پيام معنوي دارد يانه- بار ارزشي دارد يا نه هستند). در تحليلهايي كه از پيروزي انقلاب ارائه شده معتقدند كه انقلاب ايران يك انقلابي درعصر مدرن بود ودرحالي كه محمد رضا شاه ملعون وهيات حاكمه با سرعت تمام به سمت غربي شدن وهضم دردنياي ليبرال پيش مي رفتند انقلاب سنت گرا ومذهب روش ايران رخ داد كه باعث حيرت همه كارشناسان سياسي- نظامي ونيز جامعه شناسان اومانيست محور شد.اينها به نقش برجسته رهبري انقلاب- حضور مردم وباورهاي ديني درقالب تلفيق دين وسياست در پيروزي انقلاب  توجهي نداشته وبه همين خاطر رخ دادن انقلاب دراين زمانه را غير ممكن مي دانستند آنهم انقلاب اسلامي ايران كه به گفته شهيد آويني:پيروزي انقلاب عصر توبه بشريت بود.پيروزي انقلاب اسلامي شوكي سنگين بر اندام جهاني سازان ليبرال بود وحالا حالاها بايد با مشكل ايران دست وپنجه نرم مي كردند. از ديد گاه كارشناسان وجامعه شناسان بي طرف دوره ۸ ساله اصلاحات همگام با نظريه پايان تاريخ فوكويوما پيش مي رفت وموج پياده شدن اصلاحات با رويكرد ومحتوي اومانيستي در جامعه سنتي واسلامي ايران زمينه روي كار  آمدن تفكري همچون تفكر امام واانقلاب ۵۷ را نفي وناممكن مي دانستند.مدرنها به خيال خامشان اذعان مي كردند كه اصلاحات مورد نظرشان درتاروپود جامعه ايران رخنه كرده ومجال ظهور انديشه اي مخالف اصلاحات را نمي دهد.در حاشيه هم بگويم كه دردوران ۸ ساله اصلاحات نوع خاصي ديكتاتوري حاكم بود كه بعدها به آن مي پردازم ......ادامه دارد

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 3:6 PM | لینک  | 

بنام خدا.با سلام به دوستان عزیز وآرزوی قبولی طاعات وعبادات اعتکاف ونیز تسلیت درگذشت عالم فرزانه آیت الله مشکینی.سخن گفتن از ۳تیر ۸۴ پایان ندارد زیرا مساله ای با ابعاد وسیع بوده وبازتابهای بسیاری داشته ونیز با مقایسه عملکرد وشعارهای دولتمردان ۳تیر با دولتمردان دیگر بازهم مجبوریم درمورد ۳تیر وخاصه دکتر احمدی نژادبنویسیم.اما مدرنیتهای جهان سوم کیستند؟اصولا چرا مدرنیسم درجهان سوم شکل گرفت؟ریشه اولیه مدرنیسم وافکار مدرن را دوران مشروطه می دانند جاییکه با آشنایی برخی خارج رفته ها وفرنگ برگشته ها با ساختارهای سیاسی- اجتماعی دول غربی ومشاهده پیشرفتهای صرفا مادی این دول ووادادگی این افراد به علت سست ایمانی درمقابل این هیمنه پوشالی غرب،نهایتا س از تاملات بسیار به این نتیجه رسیدند که فقر وبدبختی وعقب ماندگی  کشورهای مسلمان وخاصه ایران به خاطر استیلای مفاهیم وارزشهای دست واگیر دینی به عنوان خرافه است.البته اینها هیچگاه خودودیگر هم قطاران خودرا واجد عیب وکاست نمی دانسته ونقشی هم درارائه مسیر پیشرفت جامعه نداشتند.افراطیونی همچون تقی زاده ،ملت را دعوت به فرنگی شدن کامل به جز درزبان کرد وبدین وسیله با عقل سخیف وناقص خود زمینه ساز اولین رویارویی جدی بین اندیشه های دینی وجریان مدرنیسم شدند که این تقابل درجهان غرب پس از رنسانس شدت گرفته بود پس لرزه های ان قرار بود جهان اسلام را نیز دربر گیرد.ارزشهای دینی واسلامی را درقالب ادبیات-رمان -فرهنگ سازی به سخره گرفتند ودرقالب ایدئولوژی زدایی وعقلانی شدن،به تحقیر ونفی مفاهیم دینی ونیز قلب آنها پرداختند.این روند باعث شکل گیری ۲ جریان فکری متجددان یا دگراندیشان ونیز اسلام خواهان شد که تا کنون ادامه دارد.اصولا درکشورهای مسلمان،طیف دگر اندیش وبه اصطلاح روشن فکر به خاطر نداشتن فکر بومی ونیز سطحی بودن ومادی بودن افکارشان همواره درتقابل با سنت گرایان قرار دارند.حقیقت امر این است که این جماعت به گفته ژان پل سارتر:بلندگوهای تیلیغاتی غرب درکشورهای جهان سومند.به خاطر عدم آشنایی اقشار مردم به خط فکری غرب،عامه مردم گمان می کردند که با افکار،شعارها واهداف جدیدی روبه رو شده اند که زاییده فکر پویای این جماعت است.این جماعت که هیچگاه تحمل وطاقت تفکر صحیح وعمقی دراندیشه های بومی ودینی خودرا نداشتند،همواره درصدد ارائه تصویری سشیاه وناکارآمد از دین وارزشها درآثار ونقدهای خود هستند:آثار ادبی صادق هدایت-تفکرات امثال تقی زاده وکسروی ودرزمانه حاضر نیز آثار برخی فیلم سازان داخلی که یا درصدد ارائه تصویر ناکارامدی ازدین دراداره جامعه هستند ویا نیز بسط اندیشه هایی همچون لیبرالیسم- نیهیلیسم- فیمینیسم وتسامح وتساحل ارزشهای دینی هستند که متاسفانه تا کنون آسیب شناسی دقیقی درمورد این گونه فیلمها صورت نگرفته وبعضا فیلمهای سفارشی جشنواره های خارجی اند.عدم  طراحی یک الگو وبنیان فرهنگی- اجتماعی- اقتصادی -هنری دینی قوی زمینه ساز اینگونه اسیبهایی شده که به دست مدرنیستها دامنگیر جهان اسلام شده است. اصولا مدرن شده های اسلامی زحمت زیادی به خود برای جستجو درمتون دینی واندیشیدن نمی دهند وبراحتی الگوهای آماده فرهنگی- سیاسی واجتماعی جهان غرب را بدون درستی یا اشتباه بودن آن-بدون بررسسی شرایط زمانی ومکانی انها به خرد جوامع خود می دهند درحالیکه خود دراوهام وخیالات خود ساخته سیر می کنند ودرد خودرا درد مردم می دانند نه درد مردم را درد خود.امام خمینی بزرگ مرد تاریخ بشریت با درک وشناختی قوی از آسیب شناسی جنبشهای دینی پا به عرصه مبارزه گذاشتند  اما با پیروزی انقلاب اسلامی،جدال مدرنها وانقلابیها وارد فاز تازه ای شد.تا زمان حیات امام خمینی،بیشتر شاهد جدالهای اقتصادی طرفین بودیم واولین طیفهای مدرن مانند نهضت آزادی ودیگر گروههای همفکر آنها از صحنه سیاسیت کنار رفتند کسانیکه درسیاست خارجه قائل به واقع گرایی بودند وبسیاری مفاهیم انقلاب واسلام درقاموس لیبرالی آنها جایی نداشت.با پایان یافتن جنگ،به علت نبود الگوی جامع وکاما اسلامی وانقلابی درزمینه مسائل اقتصادی ۰ فرهنگی و...آسیبهای این جدال خودرا نشان داد ونهادهای بشر ساخت جهانی واومانیست محور به مرکز تصمیم گیری نظام تبدیل شدند.با ارائه راهکارهای این مراکز وتبعات حاصل از پیاده شدن منویات آنها،تعارضات بین آمال وارزشهای انقلاب ونسخه های غربی خود را نشان داد ودراین وسط به لطف اندیشه مدرن دولتمردان ،رای صادره همواره به نفع غرب بود.پایان دوران کارگزاران وروی کار آمدن جریان به اصطلاح چپ(اینها با توجه به جریانات جهانی زود دریافتند که نه چپ هستند ونه می توانند چپ باشند زیرا نه چپی فکر می کنند ونه عمل می کنند پس به سمت اصلاحات رفتند واصلاح طلب شدند تا از قافله لیبرالها عقب نمانند)گرچه شعارهای جدید داده شد وعلت اینکه مردم فکر می کردند که اصلاح طلبان شعارهای جدید می دهند را ذکر کردیم.مرور زمان ثابت کرد که اندیشه مدرن درقالب تفکر لیبرال درعمق جسم وجان اصلاح طلبان نفوذ کرده وسیاستمداران- اقتصاددانان وحتی روحانیا اصلاح طلب نیز از برکات این تفکر محروم نشدند.نگاهی به تفکرات این گروه درعرصه های سیاسی- اقتصادی وفرهنگی ومقایسه آن با ارزشها وشعارهای انقلابی نشان میدهد که اصلاح  طلبی برخلاف نامش یک تفکر بسته وراکد بوده که قائل به اقدامات وتغییرات سطحی دراندیشه های خود وتغییرات بنیادین دردین است واز این جهت می توان رگه های فکری این اصلاح طلبان دروغین را درآثار واقوال فلاسفه مدرن ولیبرال دید....ادامه دارد
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 11:38 AM | لینک  | 

  آيت الله مشكيني به لقاء الله پيوست

آيت الله علي مشکيني رييس مجلس خبرگان رهبري و جامعه مدرسين حوزه علميه قم دار فاني را وداع گفت.

به گزارش مرکز خبر حوزه علميه قم، آيت الله مشکيني که در بيمارستان بقيه الله تهران بستري بود، در سن 86 سالگي دار فاني را وداع گفت.

 

آية‌الله‌ علي‌ اکبر فيض‌، معروف‌ به‌ مشکيني‌ در سال‌ 1300 هجري‌ شمسي‌ در روستايي‌ از توابع‌ بلوک‌ مشکين‌ و در ميان‌ خانواده‌اي‌ متدين‌ و اهل‌ علم‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ از اهل‌ علم‌ بود و در کسوت‌ روحانيت‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ و رتق‌ و فتق‌ امور مردم‌ مي‌پرداخت‌.

 

آية‌الله‌ علي‌ اکبر مشکيني‌ در سالهاي‌ تحصيل‌ خود، به‌ محضر عالمان‌ بسياري‌ شرفياب‌ شد. او در دروس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ آية‌الله‌ العظمي‌ بروجردي‌(ره‌) و آية‌الله‌ العظمي‌ محقق‌ داماد(ره‌) شرکت‌ مي‌کرد. در نجف‌ نيز به‌ محضر عالمان‌ و استادان‌ آن‌ ديار شرفياب‌ مي‌شد. و در درس‌ خارج‌ امام‌ خميني‌(ره‌) شرکت‌ جدي‌ داشت‌.

 

او در سالهاي‌ تحصيل‌ و پس‌ از آن‌ با فضلا و استادان‌ بسيار رابطه‌ دوستي‌ داشت‌ که‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ آية‌الله‌ جوادي‌ آملي‌ و آية‌الله‌ اميني‌ را نام‌ برد.

آية‌الله‌ مشکيني‌ در سالهاي‌ عمر خود تاکنون‌ فعاليتهاي‌ بسياري‌ را به‌ انجام‌ رسانده‌ است‌. بسياري‌ از استادان‌ و علماي‌ امروز از شاگردان‌ معظم‌ له‌ به‌ شمار مي‌آيند که‌ در درسهاي‌ وي‌ شرکت‌ جدي‌ داشته‌اند. او کتب‌ دورة‌ مقدمات‌ و سطح‌ را بارها تدريس‌ کرده‌ و سالها به‌ تدريس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ اشتغال‌ داشته‌ است‌. همچنين‌ درس‌ تفسير او از دروس‌ مشهور حوزه‌ علميه‌ قم‌ بوده‌ است‌.

 

از فعاليتهاي‌ مهم‌ وي‌ در اين‌ عرصه‌، تأسيس‌ مؤسسه‌ الهادي‌ است‌ که‌ به‌ چاپ‌ کتب‌ مفيد و اسلامي‌ براي‌ سطوح‌ گوناگون‌ جامعه‌ مي‌پردازد و مردم‌ را با حقايق‌ و معارف‌ اسلامي‌ آشنا مي‌سازد.


‍ايگاه اطلاع رساني رجانيوز فقدان اين عالم مجاهد را به مردم شريف ايران تسليت مي‌گويد.

 

زندگي‌نامه آيت‌الله مشكيني

 

آيت‌الله‌ علي‌ اكبر فيض‌، معروف‌ به‌ مشكيني‌ در سال‌ 1300 هجري‌ شمسي‌ در روستايي‌ از توابع‌ بلوك‌ مشكين‌ و در ميان‌ خانواده‌اي‌ متدين‌ و اهل‌ علم‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ از اهل‌ علم‌ بود و در كسوت‌ روحانيت‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ و رتق‌ و فتق‌ امور مردم‌ مي‌پرداخت‌.


آيت‌الله‌ مشكيني‌ هنگامي‌ كه‌ همراه‌ با پدر در نجف‌ اشرف‌ مقيم‌ بود، به‌ مكتب‌خانه‌ رفت‌ و سپس‌ همراه‌ پدر به‌ وطن‌ بازگشت‌ و مقداري‌ از مقدمات‌ علوم‌ ديني‌ را نزد او فرا گرفت‌. با رحلت‌ پدر و به‌ سفارش‌ او، براي‌ تحصيل‌ علوم‌ ديني‌ به‌ شهرستان‌ اردبيل‌ سفر كرد و مقداري‌ از صرف‌ و نحو را در آنجا فرا گرفت‌. سپس‌ در معيّت‌ عالم‌ بزرگواري‌ كه‌ از زخميان‌ حادثه‌ مسجد گوهرشاد مشهد در زمان‌ رضاخان‌ بود، به‌ شهر قم‌ آمد و در آن‌ ديار عالم‌ خيز به‌ تحصيل‌ علوم‌ ديني‌ پرداخت‌.


در آن‌ زمان‌ سايه‌ منحوس‌ رژيم‌ پهلوي‌ بر كشور مستولي‌ بود و تحصيل‌ در حوزه‌هاي‌ علميه‌ بسيار دشوار مي‌نمود. با اين‌ حال‌ آيت‌الله‌ مشكيني‌ دروس‌ دوره‌ سطح‌ را به‌ خوبي‌ به‌ پايان‌ برد و در درس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ استادان‌ مشهور دوره‌ خود حاضر شد. او نزديك‌ به‌ هفت‌ ماه‌ نيز در نجف‌ اشرف‌ حضور داشت‌ و در درسهاي‌ خارج‌ استادان‌ آن‌ ديار، بويژه‌ امام‌ خميني‌(ره‌)، شركت‌ مي‌نمود اما به‌ دليل‌ هواي‌ گرم‌ نجف‌ و ضعف‌ مزاجي‌ مجبور به‌ بازگشت‌ به‌ ايران‌ شد.


آيت‌الله‌ علي‌ اكبر مشكيني‌ در سالهاي‌ تحصيل‌ خود، به‌ محضر عالمان‌ بسياري‌ شرفياب‌ شد. او در دروس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ آيت‌الله‌ العظمي‌ بروجردي‌(ره‌) و آيت‌الله‌ العظمي‌ محقق‌ داماد(ره‌) شركت‌ مي‌كرد. در نجف‌ نيز به‌ محضر عالمان‌ و استادان‌ آن‌ ديار شرفياب‌ مي‌شد و در درس‌ خارج‌ امام‌ خميني‌(ره‌) شركت‌ جدي‌ داشت‌.


او در سال‌هاي‌ تحصيل‌ و پس‌ از آن‌ با فضلا و استادان‌ بسيار رابطه‌ دوستي‌ داشت‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ آيت‌الله‌ جوادي‌ آملي‌ و آيت‌الله‌ اميني‌ را نام‌ برد.
‌آيت‌الله‌ مشكيني‌ در سالهاي‌ عمر خود فعاليتهاي‌ بسياري‌ را به‌ انجام‌ رساند‌. بسياري‌ از استادان‌ و علماي‌ امروز از شاگردان‌ معظم‌ له‌ به‌ شمار مي‌آيند كه‌ در درسهاي‌ وي‌ شركت‌ جدي‌ داشته‌اند. او كتب‌ دوره‌ مقدمات‌ و سطح‌ را بارها تدريس‌ كرد‌ و سالها به‌ تدريس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ اشتغال‌ داشت‌. همچنين‌ درس‌ تفسير او از دروس‌ مشهور حوزه‌ علميه‌ قم‌ بود‌.


از فعاليتهاي‌ مهم‌ وي‌ در اين‌ عرصه‌، تأسيس‌ مؤسسه‌ الهادي‌ است‌ كه‌ به‌ چاپ‌ كتب‌ مفيد و اسلامي‌ براي‌ سطوح‌ گوناگون‌ جامعه‌ مي‌پردازد و مردم‌ را با حقايق‌ و معارف‌ اسلامي‌ آشنا مي‌سازد. معظم‌له‌ خود نيز كتابهاي‌ فراواني‌ در زمينه‌هاي‌ گوناگون‌ علوم‌ اسلامي‌ تأليف‌ و منتشر ساخته‌ است‌. برخي‌ از آنها به‌ شرح‌ زير است‌:
1ـ اصطلاح‌ الاصول‌
2ـ مصطلحات‌ الفقه‌
3ـ الفقه‌ الماثور (دوره‌ فقه‌ به‌ طرزي‌ نوين‌)
4ـ دروس‌ في‌ الاخلاق‌ (يك‌ دوره‌ اخلاق‌ عربي‌)
5ـازدواج‌ در اسلام‌
6ـ المنافع‌ العامه‌ (شرح‌ كتاب‌ احياالموات‌ شرايع‌)
7ـ مفتاح‌ الجنان‌ (كتاب‌ دعا تكميل‌ مصباح‌ المنير)
8ـ المواعظ‌ العدديه‌
9ـ واجب‌ و حرام‌ احكام‌ الزامي‌ (دوره‌ فقه‌)
10ـ قصار الجمل‌ (احاديث‌ كوتاه‌ تحت‌ عناوين‌ لغوي‌ دو جلد)
11ـ ترجمه‌ قرآن‌ كريم‌ به‌ زبان‌ فارسي‌
12ـ الهدي‌ الي‌ موضوعات‌ نهج‌ البلاغه‌
13ـ المبسوط‌ (تفسير سوره‌ آل‌ عمران‌)
14ـ واجبات‌ و محرمات‌ (استقصاء آنچه‌ در شرع‌ واجب‌ و حرام‌ اعتقادي‌ و عملي‌ است‌)
15ـ تفسير سوره‌ (ص‌)
16ـ بحث‌ تكامل‌ از نظر قرآن‌
17ـ مسلكنا في‌ العقائد و الاخلاق‌ و العمل‌
18ـ زمين‌ و آنچه‌ در آن‌ است‌
19ـ تقليد چيست‌؟
20ـ رساله‌ خمس‌
21ـ حاشيه‌ توضيحي‌ بر كتاب‌ مضاربه‌، عروة‌الوثقي‌
22ـ نهج‌ البلاغه‌ موضوعي‌
23ـ تحريرالمواعظ‌
24ـ تحريرالمعالم‌
25ـ الرسائل‌ الجديده‌
26ـ تلخيص‌ المكاسب‌ (در دست‌ چاپ‌)
27ـ تفسير روان‌ براي‌ نسل‌ جوان‌ (در دست‌ چاپ‌)
28ـ ترجمه‌ و شرح‌ فارسي‌ سه‌ كتاب‌ مضاربه‌، مزارعه‌ و شركت‌ در عروة‌ الوثقي‌ (در دست‌ چاپ‌)
همچنين‌ از وي‌ مقالات‌ بسياري‌ در نشريات‌ نورعلم‌، پاسدار اسلام‌ و... و نيز در روزنامه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و... به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌.


زندگي‌ آيت‌الله‌ مشكيني‌ سرشار از مبارزات‌ و تلاشهاي‌ سياسي‌ براي‌ احقاق‌ حكومت‌ اسلامي‌ است‌. او از نخستين‌ افرادي‌ بود كه‌ به‌ نهضت‌ امام‌ خميني‌(ره‌) پيوست‌. او در جلسات‌ مخفي‌ مبارزان‌ شركت‌ مي‌كرد. از اين‌ رو حدود چهار ماه‌ در تهران‌ متواري‌ شده‌ بود و سپس‌ ايران‌ را به‌ مقصد عراق‌ ترك‌ كرد. با بازگشت‌ به‌ قم‌ در همان‌ روز اول‌ دستگير شد و ساواك‌ از او خواسته‌ بود تا 48 ساعت‌ بعد از قم‌ خارج‌ شود. از اين‌ رو به‌ مشهد رفت‌ و 15 ماه‌ در آنجا مشغول‌ تدريس‌ شد و بار ديگر به‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ آمد و مبارزات‌ را پي‌ گرفت‌؛ اما پس‌ از مدتي‌ به‌ همراه‌ 27 نفر از استادان‌ و فضلاي‌ حوزه‌ تبعيد شد. از اين‌ رو به‌ زادگاه‌ خود رفت‌ ولي‌ پس‌ از سه‌ ماه‌ ساواك‌ او را دستگير و به‌ ماهان‌ كرمان‌ و گلپايگان‌ تبعيد كرد. او پس‌ از دو سال‌ نيز به‌ كاشمر تبعيد شد. او در طول‌ دوره‌ تبعيد نيز دست‌ از مبارزه‌ برنمي‌داشت‌؛ اين‌ گونه‌ بود كه‌ ساواك‌ او را به‌ مكان‌ ديگري‌ منتقل‌ مي‌كرد. او از اعضاي‌ جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ بوده و زير بسياري‌ از اعلاميه‌هاي‌ آن‌ را امضاء كرده‌ است‌. با پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌، آيت‌الله‌ مشكيني‌ در مسؤوليتهاي‌ گوناگوني‌ به‌ ايفاي‌ نقش‌ پرداخت‌ كه‌ برخي‌ از آنها به‌ شرح‌ زير است‌:
ـ عضويت‌ در خبرگان‌ تدوين‌ قانون‌ اساسي
ـ مسئول‌ گزينش‌ و اعزام‌ قضات‌ با حكم‌ امام‌ (ره‌)
ـ رياست‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبري
ـ امامت‌ جمعه‌ قم‌ با حكم‌ امام‌(ره‌) و رهبر انقلاب
ـ عضويت‌ در جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم
ـ رياست‌ شوراي‌ بازنگري‌ قانون‌ اساسي‌.

بنده نیز به نوبه خود درگذشت جانسوز این عالم بزرگ ومتقی را به جهان اسلام تسلیت گفته وامیدواریم چراغ برافروخته توسط این عزیزان توسط دیگر علمای جهان اسلام روشن نگهداشته شود.والسلام
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 10:3 AM | لینک  | 

بنام خدا.با سلام به دوستان عزیز ومعذرت خواهی از تا خیر چند روزه به خاطر بیماری ومشکلات درسی.

۱-افاضات یکی از تازه به دوران رسیده های حزب کارگزاران سازندگی(دارندگی)درمورد اینکه اسلام نظام سیاسی-اقتصادی-اجتماعی خاص ومدونی ندارد.بروبچ باحال کارگزاران که همگی یک دوره کامل!اسلام شناسی را پشت سر گذاشته اند حالا وارد گود آموزش شدندو می خواهندمردم ایران را از افاضات دینی خود بهره مند سازند.بوروکراتهای متخصص درامر تصاحب اموال بیت المال وشرعی کردن آنها باید هم بگویند که اسلام چنین نظام فکری نداردتا با خیال راحت به ترویج افکار لیبرال اقتصادی خودبپردازند.آقای مرعشی قهوه چی که دیگر به سیم آخر زده واحتمالا نیاز به یک دوره روان درمانی دارد از این امر غافل است که لیبرال اقتصادی زمینه ساز لیبرال فرهنگی است.درنظام اقتصادی لیبرال که امروزه یکی از علل اصلی ایجاد فواصل طبقاتی وحشتناک بین فقرا وثروتمند است،دیگر مسائلی همچون خمس وزکات-مال شبهه دار وبدون شبهه،و.. وجود ندارد وبدون شک بواسطه این طرز تفکر لقمه های حرام وشبهه ناک به خورد مردم ومسئولین داده می شود.نظام لیبرال سرمایه داری مورد نظر حزب کارگزاران که نمود کامل آن درتجمل گرایی زندگی شخصی اعضای این حزب همچون کرباسچی به چشم می خورد،درکشورهای صاحب این خط فکری شاهد هستیم که هنوز با مسائلی چون جنبشهای کارگری ونیز فقر شدید دست ونجه نرم می کنند.بسیار جالب است که بدانیم آقای مرعشی درحالی به افاضات خود می ردازند که لیبرال سرمایه داری ساخته وپرداخته ذهن افرادی همچون آدام اسمیت است که حاصل یک فکر زمینی است درحالی که درقران وروایات اهل بیت موارد بسیاری درمورد روابط اقتصادی مردم با مردم ودولت با مردم وجود دارد.حزبی که اعضای آن سابقه طولانی دردست درازی به بیت المال دارند باید هم با نظام اقتصادی عدالت محور اسلامی مشکل داشته باشند.لازم به ذکر است که اسلام دربسیاری موارد خطوط واستراتژیهای کلی را مشخص کرده وجزئیات را نگفته:مثلا دربحث اقتصاد مواردی همچون احتکار-ربا ونزول- حق کارگر- حق سائل ومحروم- نه ظلم کردن ونه ظلم دیدن و..همه حکایت از اهتمام اسلام به مساله معیش مردم وجامعه است.یکی از علل مشکلات اقتصادی مردم ایران دراین است که در۱۶ سال اخیر شاهد پیاده شدن آموزه های لیبرال سرمایه داری درایران هستیم که مانند یک مسکن موقت است ونه دائمی.شوروی کمونیست نیز به خاطر خیانت کردن وپشت پا زدن دولتمردان کمونیست به آرمانهای مارکس وتوجه این قشربه مسائلی همچون رفاه طلبی و  تجمل گرایی شخصی بود که نهایتا باعث تضعیف وفروپاشی این کشور شد. البته عوامل دیگری نیز دخالت داشتند.آیا ادامه این خط سیر درنظام اسلامی ما باعث فروپاشی استراتژیک نمی شود؟آیا آقای مرعشی فراموش کرده اند که امام خمینی بزرگوار تا چه حد ساده زیست بوده ونیز فرمودند:روزی که بین مردم و مسئولان فاصله بیفتد روز مرگ انقلاب است؟ ایا فاصله افتادن فقط منظور دوری از مردم است یا فاصله سطح زندگی نیز مطرح است؟ دراین مورد حرفها بسیار و شنوندگان کم است. والسلام      

 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 11:22 AM | لینک  |