تبليغاتX
ادواردو
دست نوشته های یک انجمنی

آرش پاک اندیش عضو شورای مرکزی شاخه دانشجوِیان و جوانان حزب اعتماد ملی استعفا داد.
وی در استعفا نامه خود آورده است:

اينجانب آرش پاک انديش ، عضو شورای مرکزی شاخه دانشجوِیان و جوانان حزب اعتماد ملی و مسئول واحد اجرائی شاخه و عضو شاخه ايثارگران حزب اعتماد ملی ، استعفای خود را از مسئوليتهای فوق و همچنين عضويت در حزب مذکور اعلام می دارم. اينجانب ، از همان روز که به حزب اعتماد ملی پيوستم ، دل در گرو آرمانهای بلند حضرت امام خمينی (ره) ، مقام معظم رهبری و انقلاب اسلامی داشته و دارم و افتخار می کنم که در دو سال اخير همواره در نوشته ها و مصاحبه هايم مواضعی اتخاذ کرده ام که وابستگان به بيگانگان و مزدور صفتان از آن عميقا ، دلگير هستند ؛ کسانی که بوئی از خط امام (ره) و رهبری نبرده اند و ايثارگران ديروز را ، چکمه پوشان امروز ، معرفی می کنند.

افراطيون به اصطلاح اصلاح طلب که زبان به اعتراض می گشايند و هر دم از باغشان بری می رسد اگر به فکر مردم بودند، هشت سال عمر دولت اصلاحات را تلف نمی کردند و نه تنها عمر دولت اصلاحات که عمر نظام را تلف کردند چرا که اين طيف بزرگترين فرصت برای تحکيم پايه های نظام را به تهديدی تبديل کردند که پايه های آن را سست کنند و امروز بر طبل توخالی می کوبند. متاسفانه ، روزنامه اعتماد ملی ، ارگان رسمی حزب اعتماد ملی که نظرات و ايدئولوژی رفيع اصولگرائی را بعنوان جريانی ، در برابر اصلاحات می داند ؛ همواره ، به سياه نمائی عليه دولت جمهوری اسلامی و مجموعه نظام جمهوری اسلامی می پردازد . عده ای ، در روزنامه مذکور ، نه تنها اعتقادی به اصل مترقی ولايت فقيه ندارند ؛ بلکه ، آشکارا دل در گرو احزاب و گروههای سياسی ديگری دارند . بدين صورت است که شاهديم که ارگان رسمی حزب اعتماد ملی را مطالبی از ابراهيم يزدی ها ، مسعود بهنود ها و ... پر می کند .

روزنامه ای که گوی سبقت ، از بسياری از روزنامه های زنجيره ای دوران موسوم به اصلاحات ربوده است .برخی از اعضای حزب اعتماد ملی ، پناهندگانی سياسی از جريانهای ديگری هستند که شخصيت روحانی چون دبيرکل محترم حزب مذکور را سپر دفاعی برای منافع و مقاصد فردی خود کرده اند و ذیل آن پنهان شده اند و اعتنائی هم به خط امام (ره) ، رهبری و روحانيت ارزشی ندارند و گاهی ، اعضای ارزشی حزب را مورد بدترين تهمت ها و عناوين قرار داده اند . اگر مردمسالاری ، اينگونه رفتارها است که بنده حقير ، افتخار می کنم که هيچگونه نسبتی با آن ندارم ، چه اينکه ، مردمسالاری اين افراطيون ، همانطور که در 8 سال موسوم به اصلاحات ديديم ، بی رحمانه و رياکارانه است و هيچگونه نسبتی با تعاريف مقام معظم رهبری از مردمسالاری دينی ، اصلاحات و اصولگرائی ندارد و چه بسا که در مقابل آن قرار گيرد . حال آنکه حقير ، افتخار می کنم خود را سرباز رهبر معظم انقلاب اسلامی بدانم .

اينک ، در کمال آگاهی و سلامت ، اعلام می دارم که بدليل افتراق اساسی موجود ، بين چنين تفکر ارزشگرائی ، بيراهه ای که عده ای از جمع مذکور پی گرفته اند ، تداوم دلبستگی خود به راه انقلاب اسلامی را ، ديگر ، نمی توانم از طريق جمع موسوم به حزب اعتماد ملی پيگيری نمايم .
 
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 4:49 PM | لینک  | 

دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز:

جايگاه ديدار خاتمي با سفير آلمان زباله دان تاريخ است

دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز در رابطه با ديدار محرمانه محمدرضا خاتمي با سفير آلمان اظهار داشت: اين گونه ديدارها از نظر همه مردم آگاه ايران همواره محكوم بوده است و به زودي به زباله دان تاريخ خواهند پيوست.

مصطفي نمازيان در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در واكنش به ديدار محرمانه محمدرضا خاتمي با سفير آلمان قبل از صدور قطعنامه سوم اظهار داشت: اين گونه ديدارها نمي‌تواند بر اراده خلل ناپذير و قدرت راهبردي ايران اسلامي تاثير بگذارد و فقط روسياهي آن بر بانيان اين گونه حركات باقي مي‌ماند.

وي افزود: از تاريخ سوم تير 84 متاسفانه شاهد دخالت‌ها و موضع گيري‌هاي افرادي در جريان سياسي كشور هستيم كه نه تنها هدفي جز ايجاد فضاي ياس و سياه نمايي عليه ايران نداشته اند بلكه بعضاً اظهاراتي كرده اند كه با تخصص و با مصلحت آنان سنخيتي نداشته است.

اين فعال دانشجويي با بيان اينكه اين افراد عملاً به دنبال تمرين نوعي دو صدايي در جامعه هستند، تصريح كرد: مساله پرونده هسته اي ايران به خوبي نشان داد كه اين طرز تفكر در بين برخي به اصطلاح سياسيون كشور وجود دارد كه بر خلاف دستور صريح مقام معظم رهبري در اين زمينه است.

نمازيان با اشاره به اينكه سابقه دخالت بيگانگان در مسائل داخلي كشور به دوران قاجار و سياه پهلوي برمي‌گردد، اذعان داشت: متاسفانه در آن زمان نيز عده اي به اصطلاح روشنفكر ولي در حقيقت جيره خوار در نشست و برخاست با بيگانگان قراردادهايي بر خلاف منافع ملي امضا مي‌كردند و يا عامل ايجاد كودتا در داخل كشور همانند جريان 28 مرداد مي‌شدند.

دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با بيان اين مطلب كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به خصوص در زمان جنگ نيز شاهد رو شدن دست اين افراد بوديم، گفت: بعد از دوم خرداد تلاش براي نوعي تكثر و عادي سازي فضاي گفت‌وگو با بيگانگان دنبال ‌شد و حتي كساني از درون نظام به اسم اينكه غربي‌ها دنبال مسائل ديگر هستند باب گفت‌وگو را در اين زمينه باز ‌كردند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 1:41 PM | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

بی شک تحولات اخیر روی داده در صحنه ایران وجهان از چشمان تیزبین جنبش دانشجویی مسلمان به دور نبوده وجنبش دانشجویی وظیفه خود می داند تا فارغ از غرض ورزیها، شانتاژبازیها مطبوعاتی ووابستگیهای سیاسی، عملا تحلیلی بی طرفانه ومنصفانه از این وقایع ارائه دهد تا بتواند به قدرت مانور خود در صحنه سیاسی ایران وحتی جهان بیفزاید وپای پای سیاستمداران، سیاست ورزان ومطبوعات دراین صحنه گام بردارد. صحنه ای که متاسفانه بر اثر غفلت جنبش دانشجویی مسلمان، عملا در برخی موارد به صحنه موج سواری لمپنهای مطبوعاتی وتمامیت خواهانی تبدیل شده که همه چیز را از زاویه دید تنگ نظرانه آمیخته با حس شهرت طلبی، مادی گرایی وحزب بازی می بینند ودراین میان آنچه از عامه مردم دور می ماند، حقیقت است وآنچه عرضه می شود در قالب تحلیل، چیزی نیست جز مشتی اوهام وتخیلات واغراض شخصی جماعتی کوته بین بنام تئوریسین وتحلیلگر.

جملات فوق نمود عینی در تحلیلهای صورت گرفته در حوادث اخیر ایران وجهان دارند. همانطور که شاهد بودیم در چند روز گذشته سردار رشید اسلام شهید عماد مغنیه( حاج رضوان) به دست عمال کثیف ورذل رژیم غاصب اسرایل به شهادت رسید تا افتخار دیگری در صحنه تاریخ نبرد حق وباطل به ثبت برسد وننگ وروسیاهی همیگشی بر چهره مدافعان به اصطلاح حقوق بشر، نوبل بگیران بی خاصیت ومدعیان داخلی وسینه چاک حقوق بشر داخلی نشانده شد. همانها که همواره حقوق حاضر نبشر را برقوانین  اسلامی ارجح می دانستند. ننگی ابدی برچهره کسانی که  حاضرنشدند درمطبوعات وخود، لفظ (( شهید)) و(( شهادت)) خاطر آلودگی در ابرای سرداررشید اسلام به کا رببرند وبه خاطر آلودگی در دام افکار التقاطیشان، شهادت ایشان را با الفاظ (( کشته)) و((ترور)) جایگزین کردند. اینان همان جماعتی اند که درزمانیکه روزنامه نگار وابسته به لابیهای صهیونیستی دانمارک به ساحت مقدس پیامبر اکرم(ص) توهین نمود، در روزنامه خود به تبلیغ(( آدامس ساخت دانمارک)) پرداختند. اینان ادامه دهنده راه بزرگان سیاسی خود هستند که نگران شکست اسرابییل درجنگ ۳۳روزه بودند وحاضر نشدند از  حقانیت حزب الله لبنان حمایت کنند.

درگذشت تاثر برانگیز مرحوم آیت الله توسلی از یاران امام راحل، موجی از تاثر وتاسف را دربین دوستداران امام راحل ایجاد کرد. اما متاسفانه گویی عده ای انسانهای کم ظرفیت در صددند که حتی از مرگ دیگران نیز استفاده های تبلیغاتی -سیاسی کنند. کسانی که ((حیات)) خود را در((مرگ )) دیگران می بینند. رحلت آیت الله توسلی درکنار مسائل پیش آمده درمورد بیت امام راحل، متاسفانه باز هم به دست غرض ورزان شانتاژگر به صحنه ذبح ((حقیقت)) به پای امیال واغراض سیاسی تبدیل شد. جریانات رخ داده دراین بازه زمانی بهترین فرصت برای کسانی بود که به هر در یمی زدند واز هر وسیله ای استفاده می کردند تا خودرا دردفضای سیاسی جامعه مطرح کنند. طرفداری ناگهانی ومشکوک برخی سیاسیون تشنه قدرت ودورمانده از قدرت از امام خمینی(ره) با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس هشتم وریاست جمهوری نهم ونیز سابقه ۴دوره شکست به واسطه دوری از گفتمانهای انقلاب، باعث شک وتردید دوچندان دلسوزان نظام است که شاهد بودند چگونه در زمان  صدارت همین آقایان ،  بی رحمانه وبه بدترین شکل ممکن واز هر تریبونی به نام وشخصیت وافکار امام راحل به نام ((آزادی بیان)) توهین می شد وصدای اعتراض از هیچ کدام از ((یاران خمینی)) برنخاست وکسی از غصه نمرد ومهر سکوت ورضایت بر لبانشان زده بودند. کسانی که متاسفانه از افکار واندیشه های امام بسنده  می کنند بهو(( میزان رای ملت است)) و(( نظامیان نباید درعرصه سیایست دخالت کنند)).ولی فراموش می کنند همین امام خمینی بود که فرموده بودند:(( من درمیان شما باشم یا نباشم توصیه می کنم نگذارید انقلاب به دست نا اهلان ونا محرمان بیفتد))-(( میزان حال فعلی افراد است))-(( پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد)) ودیگر مواضع قاطع وانقلابی ایشان علیه اسراییل غاصب وآمریکای جنایتکار و.... را از یاد برده اند. آقایانی به نام ((یاران خمینی)) هستند که حزب کارگزارانشان خود را (( لیبرال دموکرات)) وحزب اعتماد ملی خود را (( سوسیال دموکرات)) می خواند وجناب حسن مرعشی نیز منکر وجود احکام اقتصادی- اجتماعی - ساسی دردین مبین اسلام می شود. باید تاسف خورد که امروز((لیبرال دموکراتها)) و(( سوسیال دموکراتها)) خود را یاران خمینی می نامند برخلاف شعار (( نه شرقی نه غربی  جمهوری اسلامی)).

دلایل وشواهد نشان می دهد که مواضع یاران جدید خمینی!!!! همگی تاریخ مصرف انتخاباتی دارد وبس والا کیست که نداند زمانیکه اکبر گنجی اعلام کرد: ((آموزه های خمینی را باید به موزه سپرد وخمینی نیز به موزه تاریخ می رود)) همین آقایان کوچکترین اعتراض وعکس العملی نشان نداند زیرا امثال ح.ر درحال ارائه تز  عبور از (( انقلاب اسلامی )) به (( جمهوری اسلامی)) بودند ودیگر آقاین نیز درحال گفتگو بوده وبیشتر بنده فلاسفه سیاسی غرب بودند تا افکار امام خمینی واین قدرت طلبی بدون اخلاق، چه بازی کثیفی است. دوری از مردم کجا وخط امای بودن کجا؟ خوی کاخ نشینی کجا وخط امامی بودن کجا؟ رانت خواری فرزندان کجا وخط امامی بودن کجا؟ سفرهای پر حاشیه به کشورهای خارجی وشکستن حرمت روحانیت کجا و خط امای بودن کجا؟ ترویج خرافات توسط پدروبرادر  انجمن حجتیه ای یکی از این آقایان به اسم ملاقات با امام زمان کجا وخط امام کجا؟ دریافت پول از مفسدین اقتصادی کجا وخط امامی بودن کجا؟ 

اعلام خبر مسرت بخش پیروزی ایران اسلامی در گزارش آژانس بین المللی انرژی هسته ای، برگ  زرین دیگری درتارخ پرافتخار انقلاب اسلامی به ثبت رساند وبه درستی اثبات شد که: ان تنصروالله ینصرکم ویثبت اقدامکم. این پیروزی حاصل لطف خداوند متعال، اراده ملتی سازش ناپذیر، استادگی نظام اسلامی ومقامات دولتی در برابریاوه گویهای غربی درچ ارچوب کاغذ پارهه ای قطعنامه وتحریم بود. درجریان مسیر پرونده هسته ای ایران شاهد شکستن ابهات پوشالی آمریکا، شورای ضد امنیت وغرب بودیم که این ابهت پوشالی سالها توسط برخی مطبوعات  داخلی ومرعوبین سیاسی به عنوان تحلیل! عرضه می شد. متاسفانه همین مطبوعاتی که روزی شعار می داند: دانستن حق مردم است. امروز می گویند: ندانستن حق مردم است ودر این مساله افتخارآمیز شاهد سکوت مرگبار ویا کم اهمیت جلوه دادن این قضیه از سوی این جماعت هستیم. کسانی که روزی مرتب دم از تعلیق کلیه فعالیتهای هسته ای  وتعطیلی مراکز علمی - تحقیقاتی می زدند ومرتب خطر حمله به ایران وشرایط ویژه را گوشزد می کردند ، امروز چه جوابی برای ملت ایران دارند؟ کسانی ولایت غرب را می پذیرند واز آن حساب می برند که شیفته اندیشه های آنان باشند. هرکس از خدا ترسید از هیچ کس نمی ترسد وهرکس از خدا نترسید از همه کس می ترسد.  این روند بی تفاوتی مطبوعاتی -سیاسی به پیروزی اخیر ایران در ادامه مسیر ی است که این جماعت دربی تفاوتی نسبت به دستاوردهای علمی محققان کشور می باشد. کسانی که همه چیز را با  عینک بدبینی وسیاه نمایی می بینند و شعار شان ای است: ما باشیم انقلاب است. اما شعار جنبش دانشجویی مسلمان: انرژی هسته ای   اندکی از حق ماست.

انتخابات مجلس هشتم آزمونی بزرگ بر سرراه ملت مقاوم ومبارز ایران اسلامی وبه خصوص دانشجویان عزیز می باشد. برگزاری انتخابات با حضور باشکوه آحاد مردم می رود که روند پایان زمستان ورسیدن بهار سیاسی و بهار طبیعت را تسریع ببخشد ودر این میان انتخابات پیش رو کماکان فصل خزان وسیاهی کسانی است که برای رای مردم ارزش واحترامی قایل نیستند ومردم را تا هنگامی صاحب شعورمی دانند که رایشان با آنها باشد واگر برعلیه آنها باشد  مردم را با جملاتی همچون(( توده های نا آگاه)) - (( اشتباه تاریخی مردم )) و.. مورد عنایت قرار می دهند. زمستان سیاهی کسانی است که روز ی مرتب لاف خروج از حاکمیت می زدند  وبا تحصن واستعفا سعی در جلب توجه ملت داشتند. تکلیف رسانه های خارجی -دشمنان نظام ولوس آنجلس نشینهای هرزه که مشخص است. بدنه دانشجویی ایران اسلامی لازم است ضمن حضور درانتخابات، با آگاهی بخشیدن به دیگران قدرت هدایت وفرماندهی افکار عمومی توسط دانشجویان بدون نیاز به رسانه وقدرت را به رخ دیگران بکشند تا انشائ الله شاهد احیای قدرت از دست رفته وتضعیف شده جنبش دانشجویی مسلمان باشیم . یادمان باشد پیام آفتاب  دست نا اهلان نیفتد انقلاب.  انشاء الله 

 یا راهی خواهم یافت  یاراهی خواهم ساخت

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 12:47 PM | لینک  | 

ما ((چپ نو)) هستیم. ما چپ هستیم زیرا با نظامهای موجود در جهان، چپ افتادیم. با وضعیت حاکم بر جهان ((چپ)) افتادیم. در جهان سوم با دین چپ افتادیم. مجبور شدیم  زیر پرچم شوروی (( به چپ چپ )) برویم. البته گاهی نیز زیر پرچم آمریکا(( به راست راست)) می رفتیم. با اینکه به هیچ مکتب ومدرسه ای نمی رفتیم، برای خود مکتب می ساختیم. ما با انقلاب اسلامی ایران چپ افتادیم تا طرحی نو دراندازیم ونظامی را براندازیم ولی غافل از اینکه از مسیر اصلی تاریخ چپ شدیم واکنون در کوچه های سرگردانی به دنبال راه اصلی می گردیم تا از این راههای فرعی به درآییم ولی غافل از اینکه ((مجبوریم)) فکر کنیم راه اصلی همان (( چپ رفتن)) است. ما چپ پاستوریزه هستیم، سلاح چه گوارا ونطقهای آتشین کاسترو در مخالفت با آمریکا را فراموش کردیم تا (( نو شویم)).ما هم چپ گرایی می خواستیم وهم رفاه وآسایش در این دنیای مدرن وتکنیک زده. باید سعی می کردیم برای حفظ وجذب مخاطبان، از لحاظ ظاهری نیز ((چپ باشیم)). ما حافظ منافع طبقه کارگر هستیم زیرا خود(( کارگروعمله)) فکری استعمار هستیم. ما معتقدیم اگر ((بیل)) به (( بیل مکانیکی)) تبدیل شود، پیشرفت می کنیم. پس عبور از مرحله    بیل.....بیل مکانیکی...... لودر   در نتیجه ما به آرمانشهر می رسیم.

ما با اسلام نیز چپ افتادیم زیرا اسلام را مزدور لیبرال می دانستیم. می پرسید چرا؟ بله در قرآن آمده است: اهدنا الصراط المستقیم= مارا به راه راست هدایت فرما. چرا نمی گوید به راه چپ هدایت فرما؟

ما عادت داریم فقط یاد چه گوارا را زنده نگه داریم وقیافه وعکسش را نه راهش را، نه فریادهای ضد استعماریش را، نه آمریکا ستیزیش را. کلاه چه گوارایی می پوشیم واغلب اوقات چشم به کوهها وتپه های اطرافمان می اندازیم تا شاید روزی ((چه))با همرزمانش پایین بیاید وما را از دست (( استبداد)) نجات دهد. ما با استبداد مخالفیم. مرگ بر استبداد. مرگ بر دیکتاتوری.

بارها ماشین فکری ما در جاده های مناظرات ومباحث منطقی((چپ شده)) وما چپ وچول شدیم اما هیچگاه از((چپ بودن ))دست نکشیدیم. زیرا فکر ومنطق خودرا به مرخصی فرستاده بودیم، زیراآرمانشهر ما گویی هرگز قصد ظهور وبروز نداشته ودست نیافتنی باقی می ماند. هرچه کتاب نوشتیم،مقاله، نشریه چاپ کردیم که بتوانیم مخاطبان وهواداران را راضی نگه داریم که آرمانشهر ما نزدیک ظهور وبروز است، بیشتر خودمان نا امید می شدیم. توجیه مناسبی نداشتیم برای عدم نفوذ اندیشه های تزریق شده به ذهنمان به ذهن مخاطب. مشکل ما این است که ۶۰ سال دیرتر و۱۰۰۰کیلومتر متولد شدیم. همه اش تقصیر این رژیم مستبد است. هرچه ژست چپ بودن گرفتیم فایده نداشتیم واطراف ما پراز هیچی وپوچی می شد.

به انسانهای ولگرد وبی پناهی تبدیل شده ایم که نه روی بازگشت ونه راه بازگشت داریم. سرگردان کوچه های بی هدفی و((نیستی)) هستیم.تخصص ما در دادو فریاد کردن است، زیرا آنقدر در چاه وچوله وچاله افتاده ایم وداد زدیم برای کمک، که دیگر عادت کردیم.صدای گوشخراش ما هیچ دلخراشی در مخاطبان ایجاد نمی کند. ماانسانهای مفلوک وبی هویتی هستیم. ثبات راه ما نیاز به هویت ثابت دارد که ما نداریم. چه بگوییم، به هردری زدیم تا خودمان را مطرح کنیم: تجمع برگزار می کردیم-به زمین وزمان ومکان فحش می دادیم که چرا مانع بروز افکار ما می شوند؟ چرا حق مسلم ((آزادی زبان)) را از ما می گیرند؟ چقدر اشعار تکراری خواندیم تا جاییکه روح سراینده این اشعار به خشم آمد. همه از ما گریزانند وما از همه گریزان وجدیدا خودمان از همدیگر گریزانیم. مانند شخصی هستیم که طناب دار دور گردنش افکنده اند واعدامش نمی کنند. قدرت مبارزه منفی از ما سلب شده است. قهرمان داریم ولی تا دلتان بخواهد از سر ناچاری از  هر افلیج وبی بته ای(( قهرمان)) می سازیم.  یک راه بیشترنداریم. منطقی فکر کنیم باید مانند شوروی به زباله دانی تاریخ بپیوندیم چه بخواهیم چه نخواهیم.



نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 11:54 AM | لینک  | 

مقايسه شاخصهاي اقتصادي دولتهاي هشتم و نهم

 

 

در گزارش زیر به بررسی آمار مقایسه ای شاخصهای کلان اقتصادی در 2 دولت خاتمی و احمدی نژاد به استناد آمار رسمی بانک مرکزی پرداخت.

 

به گزارش رجانیوز به نقل از مهر، آمارهای رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد متوسط رشد اقتصادی کشور طی سالهای 1379 تا 1383 معادل 5.5 درصد بوده است.

 

براساس این گزارش، رشد اقتصادی کشور در سال 79 معادل 5 درصد بود که در سال 80 به 3.3 درصد کاهش یافت. اما در سال 81 این رشد به مرز 7.5 درصد رسید.

 

در ادامه رشد اقتصادی ایران با یک روند نزولی در سال 82 به 6.7 درصد و در سال 83 به 4.8 درصد کاهش یافت. این در حالی است که رشد اقتصادی ایران در سال 84 به 5.7 درصد افزایش یافت. گفتنی است از مردادماه 84 دولت نهم روی کار آمده و عملکرد اقتصادی سال 84 را نیز باید به حساب دو دولت هشتم و نهم نوشت.

 

در این میان، با وجود فشارهای آمریکا، رشد اقتصادی ایران در سال 85 رشد جدید 6.2 درصد را تجربه کرد. آمارهای رسمی بانک مرکزی نیزاز افزایش رشد اقتصادی ایران به 6.8 درصد طی نیمه اول امسال حکایت دارد. وزارت امور اقتصادی و دارایی هم معتقد است که رشد اقتصادی ایران باز هم افزایش خواهد یافت.

 

تورم

 

به استناد آمار رسمی بانک مرکزی، متوسط نرخ تورم طی سالهای 1379 تا 1383 معادل 14.1 درصد بوده به نحوی که نرخ تورم در سال 79 معادل 12.6 درصد، در سال 80 معادل 11.4 درصد، در سال 81 معادل 15.8 درصد، در سال 82 معادل 15.6 درصد و در سال 83 معادل 15.2 درصد گزارش شده است.

 

این در حالی است که نرخ تورم در سال 84 معادل 12.1 درصد و در سال 85 معادل 13.6 درصد بوده است. نرخ تورم در دوازده ماهه منتهی به دی ماه سالجاری نیز 17.5 درصد گزارش شده است.

 

نقدینگی

 

گزارش مهر می افزاید: متوسط رشد نقدینگی طی سالهای 1379 تا 1383 معادل 28.9 درصد از سوی بانک مرکزی اعلام شده است. برهمین اساس، رشد نقدینگی در سال 79 معادل 29.3 درصد، در سال 80 معادل 28.8 درصد، در سال 81 معادل 30.1 درصد، در سال 82 معادل 26.1 درصد و در سال 83 معاد 30.2 درصد بوده است.

 

در همین حال، رشد نقدینگی در سالهای 84 و 85 به ترتیب به 34.3 درصد و 39.4 درصد رسیده است. البته باید توجه داشت که هم اکنون مهار تورم و نقدینگی به اولویت اول بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. نرخ رشد نقدینگی در هشت ماهه اول امسال به 35.7 درصد رسیده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 4:2 PM | لینک  | 

مباني حقوقي ابلاغيه اخير رئيس جمهور به داودي:
ماجرا چيست؟

 

 

 

دکتر غلامحسین الهام، سخنگوی دولت و وزیر دادگستری در پاسخ به اظهارات رییس مجلس و سخنگوی شورای نگهبان درخصوص فقدان وجاهت قانونی مصوبه اخیر دولت درمورد ادغام شوراهای عالی در کمیسیونهای دولت و نامه رییس جمهور به معاون اول خود در این خصوص، ضمن تشریح روند اصلاح ساختار اداری از برنامه سوم توسعه تاکنون تصریح کرد: مصوبه دولت درخصوص ادغام شوراهای عالی بر اساس مبانی مستحکم قانونی بویژه قانون اساسی بوده و استناد اخیر رییس جمهور به نظر شورای نگهبان فقط بدلیل اعتبار علمی آن است.

 

وي در يادداشتي که در سايت سخنگوي دولت و روزنامه ايران منتشر شده است، به صورت تفصيلي به مباني حقوقي و اختيارات اجرايي رئيس جمهور درباره ادغام شوراها و ابلاغيه اخير به رئيس جمهور به معاون اول خود پرداخته است:

 

- اقدام دولت قبلی در تشکیل سازمان مدیریت و برنامه ریزی بر اساس همین مستندات فعلی بود ولی آن وقت کسی اعتراضی نکرد!

 

- آیا استناد دولت به مبانی محکم قانونی، ارتکاب خلاف است؟

 

- نظرات شوراى نگهبان از منابع حقوق اساسى كشور است.

 

آیا رییس جمهور باید برای تصمیم گیری  مستند به قانون باید سرزنش شود؟

 

- نمى توان تصميمات و اختيارات قانونى دولت را بدلیل وجود احتمال تصمیم مجلس در آينده، معطل يا مختل کرد.

 

عمل به قانون اساسى، نقطه درهم شكستن هر نوع استبداد است.

 

- رئيس محترم مجلس شوراى اسلامى و سخنگوى محترم شوراى نگهبان نگران نباشند، نه هيچ قانونى لغو شده، نه از قانونگذارى ممانعت شده و نه در صورت تصويب قانون، كسى مى تواند از اجراى آن خوددارى كند.

 

متن کامل يادداشت سخنگوي دولت که خود نيز از اعضاء شوراي نگهبان مي باشد، در پاسخ به نامه شوراي نگهبان و اظهارات رئيس مجلس در ادامه آمده است:

 

ماجرا چيست؟

 

موضوع از ماده «يك» قانون برنامه سوم آغاز شد. اين ماده شورايى را موسوم به شوراى عالى ادارى تشكيل داد و در گروه وظايف و اختيارات اين شورا دوازده بند مشخص كرد كه بند يك آن چنين است: «اصلاح ساختار تشكيلات دستگاه هاى اجرايى كشور به استثناى وزارتخانه ها از طريق ادغام، انحلال و انتقال مؤسسات و سازمان ها به خارج از مركز». اين قانون كه مصوب سال ۱۳۷۸ است و تا پايان سال ۸۳ اعتبار داشته است در همان سال در ماده (۱۵۴) قانون برنامه چهارم تنفيذ مى گردد يعنى عيناً براى يك دوره برنامه (پنج ساله) ديگر ابقا مى شود.

 

در تاريخ ،۱۳۷۸‎/۱۲‎/۱۱ دولت وقت (جناب آقاى خاتمى) در هشتاد و هشتمين جلسه شوراى ادارى و به استناد اصل ۱۲۶ قانون اساسى دو سازمان را كه به موجب قانون تشكيل شده بودند يكى موسوم به سازمان «برنامه و بودجه» و ديگرى «سازمان استخدامى كشور» منحل و از ادغام اين دو سازمان، نهاد جديدى به نام «سازمان مديريت و برنامه ريزى كشور» تشكيل مى دهد. هيچ انتقاد يا اعتراضى هم صورت نمى گيرد و هيچ شائبه اى هم مطرح نمى شود و در همه قوانين مصوب مجلس، از نام اين نهاد جديد، استفاده شده و كاركرد آن مورد تأييد قرار مى گيرد.

 

مستند اين مصوبه شوراى عالى ادارى چنين است:

 

«به منظور تحقق مطلوب وظايف و اختيارات رئيس جمهورى موضوع اصل يكصد و بيست و ششم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران و تأمين يكپارچگى در مديريت كلان كشور ...»

 

همان طور كه ملاحظه مى شود، رئيس جمهورى وقت مستقيماً به وظايف و اختيارات رئيس جمهور موضوع اصل ۱۲۶ قانون اساسى استناد مى كند و به موجب اين اختيارات دو سازمان كه هر دو براساس قوانين مصوب مجلس شوراى اسلامى شكل گرفته بودند، در يكديگر ادغام نموده و سازمان ديگرى با وظايف و ساختار جديد تشكيل مى دهد. حتى در اين مصوبه به اختيارات ناشى از ماده يك قانون برنامه سوم هم نيازى به استناد و استشهاد ديده نشده است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در ساعت 4:0 PM | لینک  |