تبليغاتX
Powered By : rajaee

جنبش حمايت از احمدي نژاد ادواردو


ادواردو

دست نوشته های یک انجمنی

ترس واطمینان از شکست، مهمترین دلیل تردید خاتمی

 

توسعه اقتصادی را دولت تکنوکراتها شعار داد وتوسعه سیاسی را زعمای دوم خرداد. از دل دولت توسعه اقتصادی هاشمی، زعمای 2خردادی سربرآوردند واز دل توسعه سیاسی خاتمی، حماسه 3 تیر. معمولا در بررسی سیر تاریخی دولتهایی که در یک کشور برسر کارمی آیند، هر دولت را نتیجه عملکرد دولتهای قبلی می دانند ومعمولا دولتمردان با وقوف به این مهم سعی می کنند با دست گذاشتن بر ضعف وپاشنه آشیل دولتهای فعلی، خود را برای حضوری  جدی در انتخابات دور بعد ریاست جمهوری آماده کنند. دولت 2 خرداد را محصول سیاستهای توسعه اقتصادی و3 تیر را نیز محصول عملکرد مدعیان توسعه سیاسی می دانند.

اتمام جنگ مصادف شد با آغاز سازندگی واینبار گویا قرار بود سازندگی فیزیکی  با تئوری سازی فرهنگی، اقتصادی همراه شود. همراهی زعمای تکنوکرات با اقتصاد جهانی ومراکز 2 قلوی بانک جهانی وصندوق بین المللی پول آغاز شد وسیاستهای « تعدیل اقتصادی» تجویز شد.

زعمای 2خرداد همراهی با سیاست جهانی وسازمان ملل ونظم نوین جهانی را آغاز کردند واز دل این همکاری، شعار« تنش زدایی» و«گفتگوی تمدنها» سربرآورد

دولت نهم با پشت پا زدن به کلیه پایبندیهای دولتهای مذکور، با ایستادگی در مساله هسته ای به 2 قلوهای اقتصادی ومراکز مهم سیاسی جهان دهن کجی کرد وبا عبور از خط قرمزهای گفتمانی تحمیلی برجهان به طرح دروغین بودن صنعت هولوکاست و طرح مساله« نقض حقوق بشر در غرب» پرداخت. امریکه به مذاق محافظه کاران سیاست خارجی  در داخل خوش نیامد. با این عملکرد ها عملا رشته های دولتهای قبلی را به پنبه تبدیل کردند.

از سیاستهای تعدیل اقتصادی فقط توسعه شرکتهای خصوصی دولتمردان وپیدایش شبکه های گسترده اقتصادی، رانتخواری، افزایش فاصله طبقاتی وظهور وآقازاده ها ونورچشمی ها را شاهد بودیم ودر عوض سیاست توسعه سیاسی شاهد کاهش حضور درانتخابات به علت بی اعتمادی به سیاستهای سیاستمداران 2 خردادی، از هم پاشیدگی گروههای 18 گانه دوم خرداد، ایجاد جو بی اعتمادی به نظام ومسئولان، یکه تازی حزب دولت ساخته مشارکت وعدم اجماع بر سر کاندیدای  واحد در انتخابات ریاست جمهوری 84 حاصل شد.

بحث اصلی از فردای 27 خرداد 1384 آغاز می شود. اینبار در بازی کثیف سیاست منهای اخلاق شاهدیم که آقای هاشمی: عالیجناب سرخپوش، دیکتاتور اقتصادی، مافیای خانوادگی، عامل خفقان و.. به یکباره بعد از گذشت چند سال از سوی آقایان به دریافت عناوینی همچون: حلال مشکلات، دشمن خفقان، منجی ایران ، استوانه نظام و... مفتخرمی گردد. این همان هاشمی چند سال پیش بود که پس از تخریب گسترده در انتخابات مجلس ششم از سوی مدعیان « تحمل مخالف»، حتی صدای آقای مهاجرانی را نیز درآورد که : شما هاشمی را درحد مخالف نیر تحمل نکردید.

 اینکه در فاصله این 6 سال چه تغییری در القاب وکارنامه آقای هاشمی پدید آمده که اینگونه مواضع آقایان ۱۸۰ درجه تغییر کرده، خود از لازمه های بازی کثیف سیاست منهای اخلاق است.

جبهه 2 خرداد مثلث 3 گانه خود را بارها بر سر« بزنگاه» تنها گذاشته اند وجو بی اعتمادی نسبت به طرح شعارهایی همچون« اجماع در مقابل احمدی نژاد بر سر کاندیدای واحد» و« اتحاد در مقابل احمدی نژاد » را ایجاد می کند.

آقای هاشمی که 6 سال به خوبی مورد لطف! آقایان مشارکتی ومجاهدانقلابی قرار گرفت. آقای خاتمی نیز که خاطره مواضع برخی نزدیکان خود را در باب موضوعاتی همچون « عبور از خاتمی»، « رییس جمهور تدارکاتچی»، «رییس جمهور بی کفایت» و« شاه سلطان حسین نالایق» هنوز از یاد نبرده است وهیچ کس به اندازه شیخ اصلاحات از دست این عافیت طلبان دل پرخونی ندارد. شیخی که خواب 1 ساعته ایشان باعث بیدار باش همه عمره ایشان شده وبعد از اعلام نتایج 3تیر و منصرف شدن ایشان از پیاد ه روی طولانی در خیابانهای تهران، مشخص شد که حتی بسیاری از نزدیکان وهم حزبیهای ایشان نیز به ایشان رای نداده اند وباید ایشانم اشکال کار را به شیوه دیگر حل کند نه اینکه اعلام کند: وا تقلبا، واتقلبا و...گویا نفوذ سنتی آقای هاشمی بر رک گویی شیخ اصلاحات فائق امد. این همان آقای کروبی است که دفاع جانانه ای از حکم حکومتی رهبر انقلاب در مجلس ششم در مورد قانون مطبوعات انجام داد وتنها مخالفان این حکم نیز افرادی همچون: احمد شیرزاد، الهه کولایی، محسن آرمین، محمد رضا خاتمی و.. مشارکتی ومجاهد انقلابی بودند. همان کروبی که روزی بهزاد نبوی می گفت: ریش کروبی در دستان ماست. شیخ ناراضی از جبهه دوستان خود جدا شد ودر جواب بی اعتمادی به 2 خرداد، حزب اعتماد ملی را ایجاد کرد ودست به هر کاری می زند تا هیچگاه از صفحه رسانه ها  ومطبوعات محو نشود. متاسفانه شاهدیم که جبهه 2 خرداد بعد از هر شکست انتخاباتی به جای بررسی وتحلیل علل شکست وتصمیم به حل وفصل نواقص و علل شکست، به فرافکنی روی می آورند وهرکس دیگری را مقصر می داند وآخر الامر نیز سر از کار انشعاب در می آورند.

نتیجه انتخابات سوم تیر خط بطلانی بر کلیه تئوری سازیهای 16 سال گذشته بود. همانها که کاریزما ومحبوبیت داشتن را در ثروت، قدرت ورسانه می دانستند. همانها که عکس امام را از پوسترهای انتخاباتی خود محو کردند ومصدق، بازرگان وابراهیم یزدی به جای امام نشستند. همانها که در دوران زعامت تکنوکراتها به تئوریزه کردن مبانی لیبرالیسم فرهنگی، سیاسی واقتصادی پرداختند تا شعارهای اتخاباتی دوران 2 خرداد از دل جلسات« حلقه کیان» سربرآورد. همانها که با  طرح تئوریهایشان قصد داشتند ایران را از سنت جدا ودر مسیر« توسعه و تجدد» وحرکت در مسیر نظریه استعماری« پیشرفت وترقی» قرار دهند. همانها که با طرح نظریه« عبور از انقلاب اسلامی به جمهوری اسلامی»  تلاش برای  پذیرش هژمونیک غرب را تئوریزه می کردند. اما در نهایت شکست سختی از سنت گرایانی می خورند که حتی شعارها وروش انتخاباتیشان نیز سنتی بود. شکست مجدد تجدد از سنت ومعمایی دیگر از معماهای انقلاب.

بی شک سید همه این تحولات را به خوبی دیده ودر یا د دارد وباید بین شخصیت واظهارات خاتمی در جمع اعوان وانصار ورسانه های حامی وی با اظهارات وی در محافل خصوصی ودر جمع مشاوران تفاوتی  ۱۸۰درجه قائل شد. سید در رسانه های حامی نقش انسان معصوم واسطوره ای دست نیافتنی را دارد که ملت کاروزندگی خود را تعطیل کرده اند و با امضای کمپین منتظر آمدن این منجی هستند تا کلیه مشکلات داخلی وخارجی را به صفر برساند. ولی وی در جلسات خصوصی فردیست که احساس می کند گویا قرار است همان بلایی که بر سر هاشمی در 3 تیر 84 آمد اینبار نصیب ایشان شود. سیستم اعلام  حضور سید بی شباهت به مواضع آقای هاشمی در دوره قبل انتخابات نیست. بازی: می آیم، نمی آیم، شاید بیایم، شاید نیایم، تصمیم نگرفته ام و....تنها برای  بازی دادن افکار عمومی است وبس.

 در شرایطی که در حال حاضر سیل عظیم تخریب، تهمت، تحقیر وبی اخلاقی رسانه ای تنها وتنها متوجه آقای احمدی نژاد است، سید به خوبی میداند که نباید در این فضا ورود خود ر ااعلام کند و باید صبر کند تا به خوبی پروژه تخریب با اهداف خود برسد وآنگاه به مثابه خورشید نجات از پس ابرهای تیره سر برآورد. ورود زود هنگام به انتخابات برابر است با سیل انتقادات وسوالات بسیار فراوان وبی پاسخ از سوی برخی حامیا ن سابق، منتقدان سیاسی ورقبای خود. آنگاه فضای سیاسی  رسانه ای کشور باعث توجه  مردم به کسی شده که سعی داشته ودارد ودر پس تخریب چهره دولت نهم ، به لطف رسانه های  حامی از خود چهره ای معتدل، عقل کل ومنجی بسازد.

آقای خاتمی بی شک می داند که هرچه وزن و اعتبار دارد در صفحات روزنامه های اعتماد و.. خلاصه می شود وهرچه تعریف وتمجید است در جلسات بنیا د باران، سیاستمداران بدون پست وهمفکران خود می شنود. واقعیت این است که با برخی سنت شکنیهای دولت نهم، فرصت ایجاد موجی همانند موج 2 خرداد برای آقای خاتمی فراهم نیست واینبار دستان احمدی نژا د در شعار دادن باز ودستان خاتمی بسته است. یادمان باشد که خاتمی در شرایط اجماع  جبهه 18 گانه 2 خرداد بر سر کارآمد واحمدی نژاد در شرایط عبور بسیاری از اصولگرایان از وی یا به عبارتی در جنگ قدرت بین اصولگرایان برسر کار آمد.

آقای خاتمی به خوبی می داند که حزب مشارکت وسازمان مجاهدین انقلاب همان افراطیون 4 سال پیشی هستند که نقش موثری در گسترش جو بدبینی واعتراض اقشار مردم نسبت به وی ایجاد کرده بودند.

برخی عملکردها ومواضع خاتمی به خصوص ماجرای دست دادن وی با دختران ، موضع وی در خصوص ولایت امیر المومنین در زاهدان و... تاثیر بسیاری در دید علما ومراجع نسبت به ایشا ن پدید  آورده است. به گفته برخی سیاسیون وروزنامه نگاران حامی ایشان، سیل تهمتها، تخریبها و.. کمترین تاثیر را در گرایش وحمایت قاطبه مردم از دولت نهم وشخص رییس جمهور برجای گذاشته است. 2 چهره بزرگ 2 خرداد یعنی آقایان کروبی، هاشمی در  27 خرداد و 3 تیر شکست خوردند وبه نوعی از میدان رقابت کنار رفتند واینک جبهه از هم پاشیده 2 خرداد که روزی به گفته آقای مهاجرانی مانند« پرواز منظم ودسته جمعی قوها » بود آخرین تیر در ترکش و پشتوانه استراتژیک آنها یعنی خاتمی را که شکست سنگینی در انتخابات مجلس هشتم با لیست سفارشی « یاران باران» با نام وعنوان خاتمی و2 شعار «تداوم خط امام ومبارزه با تورم»  خورد ه بود  ونتوانست هیچ موجی ایجاد کند را برای روز مبادا نگه داشته است. اینک جبهه 2 خرداد مانده ومساله حضور خاتمی درانتخابات. رای آوردن خاتمی یک مساله است ورای نیاوردن وی مساله ای مهمتر. امری که می تواند برای سالیان سال این جبهه را به رکود سیاسی بازگرداند .تا سالهای سال باید حسرت تکیه زدن بر کرسی ریاست را در دل نگه دارند وزعامت دولت باید سالهای سال در دستان رقبای اصولگرا باقی بماند. اعلام کاندیداتوری کروبی نیز گویا قرار است به تکرار تاریخ تکرار کند و این میان عدم اعلام کاندید از سوی قاطبه جبهه اصولگرایان و حمایت ضمنی برخی اصولگرایان از کاندیداتوری احمدی نژاد مساله دیگری است که می تواند بسیاری محاسبات سیاسی را زیر سوال ببرد وموج شک وتردید را در دل یاران بارانی خاتمی ایجاد کند. قحط الرجال وفقر الرجال در جبهه 2 خرداد بیداد می کند.

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2008/10/18

 لينك مطلب      

دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز:

هدف همايش «نحله‌هاي فكري نئوماركسيسم» به چالش كشاندن جريان‌هاي الحادي دانشگاه بود

دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز هدف از برگزاري همايش «نحله‌هاي نئوماركسيسم» را به چالش كشاندن آرا و انديشه‌هاي جريان‌هاي الحادي و طرفداران اين خط فكري و تبيين مواضع آنان خواند.

مصطفي نمازيان در گفت‌وگو با خبرنگار «شبكه خبر دانشجو» در شيراز، با بيان اين مطلب، بررسي علمي انحرافات چند سال اخير دانشگاه‌هاي سراسر كشور و ميزان پايبندي طيف مخالف به آزادي بيان و تحمل مخالف را از ديگر اهداف اين همايش دانست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2008/10/15

 لينك مطلب      

زارع در واكنش به اتفاقات دانشگاه شيراز:

تشنج آفرين‌ها از طرح چه موضوعي مي‌ترسيدند؟

عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به ناآرامي ايجاد شده در برنامه «بررسي نحله‌هاي فكري نئوماركسيست ها» گفت: جاي سوال دارد كه تشنج آفرين‌ها از طرح چه موضوعي مي‌ترسيدند.

محمد زارع در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با بيان اينكه قصد برگزاركنندگان جلسه ديروز روشنگري نسبت به جريان هاي انحرافي در دانشگاه‌ها بود، اظهار داشت: برخي نمي‌خواستند برنامه با آرامش و منطق پيش برود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2008/10/15

 لينك مطلب      

تنها 5 روز پس از تحركات تشنج آفرين در نشستي دانشجويي

رسوايي نئوماركسيست ها در دانشگاه شيراز

نشست «بررسي نحله هاي فکري نئومارکسيست ها» در دانشگاه شيراز با دخالت عوامل افراطي وابسته به جريانات خارج از دانشگاه، به تشنج كشيده شد.

 قرباني مدرس علوم سياسي، قوميت گرايي را يكي از جريان هاي راديكال در دانشگاه شيراز به دليل مركزيت قرار گرفتن اين دانشگاه خواند.

وي پژاك – حزب حيات آزادي كردستان و الاهواز را جنبش فعال راديكالي در دانشگاه هاي آذربايجان و كردستان دانست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2008/10/15

 لينك مطلب      

Imageدبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز  گفت: جنبش دانشجويي مسلمان با انتقادات گسترده و سخنان كوبنده نماينده اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل در ديدار با رهبري، نظر خود را همان وقت اعلام كرد و بركناري كردان را خواسته بحق خود از دولت مي‌داند.

به گزارش خبرنگار سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل، مصطفي نمازيان در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به تحميل كردان به دولت از سوي برخي جريان‌هاي قدرت و ثروت اظهار داشت: براي ما جاي سوال است كه كساني كه زماني دم از توسعه اقتصادي و سياسي مي‌زدند، چطور هيچ گاه به خود اجازه ندادند كه به مواردي همچون مدرك تقلبي و افتخاري برخي مسئولان بپردازند؟

وي با بيان اينكه كردان يكي از مسئولان پيشين نظارتي بوده كه فقط به اجراي قدرت مي‌انديشد نه عدالت گفت: در اين مسئله از رئيس جمهور عدالتخواه خواستاريم كه با توجه به شعارهاي عدالتخواهانه خود با اين موضوع برخورد جدي و شايسته اي انجام دهد.

اين فعال دانشجويي با بيان اينكه در سال‌هاي اخير نيز همواره شاهد هشدارهايي در خصوص مفاسد علمي و آموزشي و صدور مدرك جعلي به مسئولان بوده ايم، تصريح كرد: آنچه كه جاي تعجب است، اعطاي برخي مدارك به مسئولان براي بدست آوردن تز دكتري و يا يافتن شانيت سياسي است.

دبير انجمن دانشجويان دانشگاه شيراز يكي از علل اعطاي مدرك جعلي به كردان را ضعف تيم‌هاي نظارتي دولتمردان سابق دانست و افزود: از دولت عدالتخواه به صورت جدي خواستاريم اين موضوع را كه دست پرورده 16 ساله اخير است، پيگيري كند.

نمازيان با تاكيد بر اينكه در اين موضوع دوستان اصولگرا و جنبش دانشجويي مسلمان نشان دادند كه دوران چاپلوسي و تملل بسر آمده است، افزود: جنبش دانشجويي مسلمان با انتقادات گسترده و سخنان كوبنده نماينده اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل در ديدار با رهبري، نظر خود را همان وقت اعلام كرد و بركناري كردان را تنها خواسته بحق خود از دولت مي‌داند.

وي با بيان اينكه جريان‌ها تغيير در كابينه دولت را نكته منفي براي دولت تلقي مي‌كنند، اذعان داشت: روي كار آمدن وزيران در اختيار دولت است و ماندن آنها نيز بستگي به عملكرد شان دارد، بنابراين چنين ادعاهايي معمولاً از سوي كساني مطرح مي شود كه قبلاً در مقابل افتضاحات دوم خردادي‌ها سكوت كرده بودند.

دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با تاكيد بر اينكه تشكل‌هاي دانشجويي خواستار پيگيري جدي دستگاه‌هاي نظارتي براي پرونده كردان‌هاي ديگر هستند، خاطرنشان كرد: اگر احمدي نژاد وزير كشور را معرفي نمي‌كرد هيچ گاه چنين شخصيت خارق العاده اي را نمي‌شناختيم.

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2008/10/8

 لينك مطلب      

مماشات با بی عدالتی هرگز

همه چیز از مجلس آغاز شد و معرفی دکتر کردان! به مجلس برای تصدی وزارت کشور.

ناگهان هجمه ها برخاست، مخالفتها شد وبانگ برخاست که تقلب، تقلب، تقلب ....

اصولگرایان مجلس مخالف وزیر پیشنهادی شدند وسخنها راندند ومواضع گرفتند. چاره ساز نشد وکردان به وزارت رسید. رای اعتماد به کردان نیز نتوانست از بی اعتمادی منتقدان به وی بکاهد.

الف به افشاگری پرداخت، آکسفورد تکذیب صدور مدرک کرد وکردان تکذیب آکسفورد را تکذیب کرد.

رییس مجلس درخواست تحقیق وتفحص از مدرک کردان را صادر کرد، کمیسیون آموزش مجلس وارد کار شد، وزارت علوم نیز از قافله عقب نماند وهمه وهمه دست به دست هم دادند تا صحت وسقم مدرکی را بررسی کنند.

به راستی کردان که بود؟ چه مکانیزمهایی در نظام آموزش عالی ما وجود دارد که باعث ظهور وبروز کردان وکردانها می شود؟ آیا می توان رانت آموزشی را مطرح کرد یا خیر؟ کردان سالهای سال در این مملکت در

پست های مختلف ایفای وظیفه کرد وهیچ کس شائبه صحت وسقم مدرک وی را مطرح نکرد ونمی کرد. آقای احمدی نژاد با معرفی ایشان در حقیقت باعث شد از واقعه اسفباری پرده برداری شود با نام مدارک جعلی ورانتی.

چه کسانی کردان را پرورش دادند؟ چه کسانی در این چند سال با وی مدارا کردند ومماشات؟ آنچه مهم بود برای آقایان توسعه سازندگی وتوسعه سیاسی، حفظ قدرت بود با هر مدرکی. دانشگاه مدرک ساز آزاد وهاوایی نیز به این امر مهم اشتغال واشتهار داشتند. دکترای افتخاری بلای جان برخی مسئولان شد وبرخی مطبوعات بی درد وعدالت ستیز نیز به راحتی وبدون شرم وحیا برخی مسئولان را با عنوان دکتر خطاب می کردند. حتما ماجرای دکتر خطاب کردن محمد خاتمی را هنوز در مطبوعات می بینیم ومی خوانیم.

                       

اینبار دیگر تاریخ سیاست ایران چهره کریه خود را رو نکرد. اطرافیان وطرفداران رییس جمهور واصولگرایان بیشترین نقش را در هجمه به کردان وبررسی مدرک ایشان داشتند. امری شایسته وقابل تقدیر. تشکلهای دانشجویی نیز از رسالت خود دست برنداشتند ونخواستند همچون دوره زعامت 2 خردادیها به پیاده نظام بی مزد وبی فکر تبدیل شوند.  در دوره ای که به لطف مهرورزی وزارت علوم دکتر معین شاهد حجم عمده اعزام دانشجویان نورچشمی در قالب بورسیه به کشورهای خارجی وبعضا در رشته هایی غیر مرتبط با رشته های اصلی آنها بودیم و دفتر تحکیم وحدت نیز از این قافله مهرورزان بی نصیب نبود. پس دیگر اعتراض به چه چیزی؟ اعتراض برای چه؟ حجم عمده بیانیه ها واعتراضات تشکلهای دانشجویی خود گواه این مساله است. اینجا دیگر با مساله کردان مانند مساله هاشم آغاجری و.. برخورد نشد که دفتر تحکیم وحدت سابق حتی اعتقادات را فدای سیاست بازی آقایان کرد تا معترض هتک حرمت دین نشود. هر چند هنوز نیز جسته وگریخته شاهد پیدایش وحیات خرده تشکلهای چاپلوس ومتملق  وبی وزن در برخی دانشگاهها هستیم که بی شرمانه نان سیاستمداران را می خورند وسپر بلای اقدامات ضد دینی آنها می شوند.

اینکه بیشترین هجمه به مساله کردان از سوی طرفداران رییس جمهور بود را به فال نیک می گیریم ودرسی برای سیاست خوانان بی اخلاق می باشد. اما جناب رییس جمهور شما دیگر چرا؟ آیا با وجود این اعترافات گسترده حتی از سوی خود آقای کردان، دیگر ماندن ایشان به صلاح مملکت است؟ آیا ایشان در حال حاضر مسند وزارت کشور را غصب نکرده است؟

 

اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای کشور به عنوان پیشتاز جنبش دانشجویی مسلمان از همان ابتدای امر به موضع گیری صریح و بی پرده درمورد

وزارت کردان پرداخت. از جریا ن رای اعتماد گرفته تا جریانات بعد از آن.( همین برخورد انتقادی را نیز در جریان رحیم مشایی  بروز داد). اما نقطه عطف این اعتراضات در جریان سخنان نماینده اتحادیه انجمن های سالامی در مراسم افطاری در حضور امام خامنه ای بود. سخنان پرشور نماینده انجمن های اسلامی در مورد برخورد جدی با مساله کردان تکبیر حاضران و تحسین رهبری را در پی داشت. برای بسیاری خود فروخته ها ومفت خورها، این موضع نماینده اتحادیه بسیار گران تمام شد.

 

کردان را از یاد نبریم . آیا با کنار رفتن کردان مساله تمام می شود؟ آیا مساله مدارک جعلی وساختگی همین جا حل وفصل می شود؟ آیا نباید این پروند آغازی بر پایان مساله راهیابی برخی سیاسیون با مدارک جعلی  متقلبین ومدرک گرفتگان بی مدرک در ساختار سیاسی شود؟ سیستم و چارچوبی که کردان در آن شکل گرفت را باید شناسایی ونابود کرد. بهتر است کمیته ای تشکیل شود تا مدرک دیپلم ، لیسانس، فوق لیسانس وبه خصوص دکترای برخی آقایان را بررسی کند. پز دکتر بودن ودکتر شدن بلای جان سیاست ما شده است. مدارک جعلی و ساختگی پشتوانه ای شده برای حضور درصحنه های سیاسی. چشمان بیدار نمایندگان دلسوز، قضات عدالتخواه ودانشجویان آرمانخواه هیچگاه بر این رانت خواری های آموزشی برخی آقایا ن بسته نمی شود.                                      
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2008/10/8

 لينك مطلب      

    « کسانی که خواهان خدمت در سمت زمامداری امت اند باید نخست وضع خود وخانواده خود را از نظر سطح زندگی روشن کنند. اگر آماده آن هستند که در سطح کم درآمد ترین مردمی که در قلمرو زمامداری آنهایند، زندگی کنند در این را هگام بردارند وگرنه، نه.»

   «امروز رن می تواند پوشیده، با عفت، پاکدامن، عزیز، سرافراز، سربلند، سرشار از عشق وشور وایمان به خدا، ایمان به مکتب، ایمان به مسئولیت در خانواده ودر محل کار در مبارزات اجتماعی، شرکت فعال داشته باشد.»

  « هیچ کس در این کشوربا هیچ روزنامه ای خصومت ندارد...چاپ شود ولی به شرط اینکه این روزنامه ها عامل توطئه برضد انقلاب ورهبری آن وهمه نهادهای انقلابی ما نباشند.»

« اگر با همت یک یک شما تولید داخلی بالا نرود ومصرف روزانه داخلی پایین نیاید، دیر یا زود دشمنان شما ودشمنان آزادی واستقلال وآیین شما می توانند شما را در معرض تهدید اقتصادی قرار بدهند.»

 « شما در مسائل فردی آزادید ومی توانید از هر مجتهد عادل برجسته که به نظر شما بهترین مجتهد است تقلید کنید، اما در مسایل اجتماعی فقط یک مقام در جامعه حق اظهار نظر دارد وجامعه باید یک مقام ومرجع و ملجا را به رسمیت بشناسد.»

    « برادرها وخواهرها بدانید شما ملت انقلابی ایران امروز یک شانس دارید؛ نشان دادن یک الگو ونمونه جدید که دنیا دنبال آن می گردد. باور کنید که خود غربیها از نظام حاکم بر غرب خسته شده اند.»

    « در جمهوری اسلامی، حکومت وقدرت برای خدمت است وتنها حکومت وقدرتی که در جهت خدمت خالصانه به مردم باشد مشروعیت دارد.»

    «با کمال صراحت وصداقت به شما خواهران وبرادران اعلام می دارم که آینده انقلاب اسلامی ایران بسیرا روشن است. من شخصا افق آن را بسیار روشن می بینم ودر مقابل شایعه سازانی که مرتب اعلام خطر می کنند ومی نویسند خطر نزدیک است وتیتر درشت آن را در روزنامه ها چاپ می کنند، به شما اعلام می کنیم خطر اصلا نزدیک نیست. این کسانی را که به عنوان خطر به رخ شما می کشانند نیز برای انقلاب شما خطر نیستند.»

   « مگر در یک جامعه اسلامی به هر صاحب نظری می شود حق داد خود ومقلدانش در باره مسایل اجتماعی آن طور تصمیم بگیرند که آنها تشخیص بدهند؟ مگر هرج ومرج غیر از این است؟ کیست که بتواند بگوید اسلام یا تشیع آیین هرج ومرج است؟»

«  می گویند روحانیت برود کنار، روحانیت از سیاست جداست! در حالی که هرگز چنین نیست. ما یک اسلام ویک امت اسلام داریم که منسجم وهمه اش باهم یکی است.آهنگ واقعی توحید همین است.»

 « این قانون اساسی را به عنوان مبنای هرگونه حرکت ووحدت بشناسید ومورد احترام وعمل قرار دهید؛ مردم ایران کمترین بی اعتنایی به قانون اساسی خود را تحمل نکنند. در جامعه ای که به قانون اساسی مصوب آن ملت بی اعتنایی شود، این خطر وجود دارد که مجددا استبدادها ودیکتاتوریها در شکل جدید وبا ظاهرهای زیبای فریبنده در افق ایران آزاد شده رخ بنماید وآزادی، استقلال ومردمی بودن این نظام را به خطر بیفکند.»

 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2008/10/8

 لينك مطلب      

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

اعتقاد مقدم است یا اقتصاد؟

آیا اقتصاد را بر اعتقاد مقدم شمرده ایم؟ آیا اعتقاد را فدای اقتصاد کرده ایم؟

هزینه جنگها وکشتارهای تحمیلی از سوی مدعیان تساهل وتسامح که برجهانیان تحمیل شد وخاطره جنایات مغول و اقوام وحشی اروپا را زنده کرد، گرداننده چرخهای کارخانجات بزرگ صنعتی، صنایع نظامی وکارتلهای بزرگ اقتصادی بود. همانها که ساختند وساختند به برکت انقلاب صنعتی! و این ساختنها بود که بسیاری مردمان بیگناه در آتش این ساختنها سوختند.

70 سال رقابت  به اصطلاح ایدئولوژیک بین 2 قطب جهانی کمونیسم ولیبرالیسم  در قرن 20 بوجود آمد. زیاده  خواهی های فرزندان فکری اومانیسم در قالب 2 جنگ جهانی ونیز بعد از آن در جنگهای سرد باعث قربانی شدن میلیونها انسان بیگناه شد و در این میان تنها اولیای دم یهودیان بودند که در بی دادگاه جهانی به نان ونوایی رسیدند وشاید روزی هزاران بار برای روح رفتگان خیالی خود رحمت می فرستند که اینگونه مایه تسلط صهیونیست غاصب بر جان ومال واندیشه اروپاییان شده اند. رحمت وبرکات ! فرزندان فکری اومانیسم برای جهانیان کافی نبود واینبار فرزند نامشروع آمریکا وانگلستان پا به عرصه حیات گذاشت تا خطری بزرگ برای انسانیت، آزادی واندیشه رقم بخورد. 4 ضلعی جنایت لیبرالیسم، مارکسیسم، صهیونیسم ونازیسم با پشت پا زدن به کلیه مبانی فلسفی بی ارزش خود که اینک شاکله فکری روشنفکر نماهای متحجر جهان سوم را تشکیل می دهد( حقوق بشر، نساهل وتسامح؛ تحمل مخالف و..)، حمام خون به راه انداختند وزمین را نا خواسته وبالاجبار از خون بیگناهان  ومخالفان  خود در 4 گوشه جهان سیراب کردند. نازیسم به لطق تبانی لیبرالها نابود شد، فروپاشی اندیشه های مادیگرا و تخیلی مارکسیسم نیز با فروپاشی شوروی رقم خورد تا اینبار صهیونیسم جهانی ولیبرالیسم خشن باجهانیان به گقتگو بنشینند آنهم با سلاح ترور، حق وتو و..... جریان مک کارتیسم اینبار با سلاح صهیونیسم  بر علیه جهان اسلام شروع به کار کرد ودرقالب « سرزمین بدون ملت برای ملت بدن سرزمین» پایه گذار بزرگترین تروریسم جهانی سازمان یافته ومورد حمایت دول مسامحه گر اروپایی! در قلب خاور میانه شد.

آنچه در 60 سال اخیر بر جهانیان گذشت وهمه ادیان ومذاهب ونژاد ها نیز از الطاف! آن بهره مند شدند، حیات خود را بی شک در تامین منافع اقتصادی می داند وبس. تزریق مالیاتهای مردمان آمریکا وحق السکوت دولت آلمان به خزانه داری رژیم غاصب در کنار سود حاصل از فروش کارخانجات وشرکتهای حامی رژِم غاصب، نتیجه ای جز پابرجا ماندن منطق تروریسم وجنگ افروزی نداشته وندارد. گویا شعار معروف مارکس تنها درمورد رژیم صهیونیستی صادق است که :« اقتصاد زیر بنای هر گونه پیشرفتی درجامعه است». وبه راستی تنها عامل پایداری این رژیم همین عامل اقتصاد است.

 

برای رژیمی که دچار مشکلات اجتماعی واخلاقی گسترده شده ومشروعیت سیاسی آن نیز نزد یهودیان خدشه دار شده  به همراه شکل گیری جنبشهای بزرگ وموثر ضد یهودی وضد صهیونیستی، ابهت نظامی این رژیم پر مدعا نیز به لطق وعده صادق خداوند ورشادتهای جوانان حزب الله در هم شکسته، تنها وتنها این تزریق سرمایه های جهانیست که به کالبد بی جان وروبه موت این رژیم حیاتی موقت می بخشد تا کماکان فلاسفه غرب زده جهان سوم از ضرورت گفتگو وپلورالیسم  دینی، فرهنگی سخن بگویند.

 در زمانه ای که به لطف آپارتاید سیاسی وحق نا مشروع وتو، کلیه کشورهای جهان را می توان به بهانه های واهی با سلاح تحریم تهدید کرد اما تا کنون هیچ اقدام موثری از سوی مدعیان دفاع از کرامت انسانی و حقوق بشر برای توقف حیات اقتصادی این غده سرطانی انجام نگرفته است تا کماکان جهانیان فدای کشته های خیالی هولوکاست شوند .

 وظیفه چیست؟ دولتهای اسلامی دم از مبارزه برای رهایی قدس شریف از چنگال صهیونیسم جهانی می زنند ولی در عمل ، خود بیشترین نقش را در حیات اقتصادی این رژیم دارند. تحریم نفتی، تحریم نفتی، تحریم نفتی. به راستی این شوک عظیم وبرگ برنده چه زمانی قرار است از سوی جهان اسلام بر این رژیم تحمیل شود؟ از سوی دیگر سیل حامیان اقتصادی این رژیم قابل توجه هست. همانها که پول من وتو را در ازای در یافت تکنولوژی پیشرفته از جانب ما، صرف خرید بمب وگلوله می کنند. با خرید محصولات شرکتهای حامی رژیم صهیونیستی، در حقیقت به فروش عزت وآرمانهای خود پرداخته ایم.

  اما فعالیت این شرکتها ونمایندگان آنها در کشورهای اسلامی به نام اصلی یا شرکتهای واسطه در کشورهای اسلامی قابل توجه است. اما چرا ایران اسلامی؟ ام القرای جهان اسلام؟ شعار مرگ بر اسراییل کجا وکمک به حیات اقتصادی این رژیم کجا؟ سفارت اسراییل را تعطیل کرده ایم اما سفارتهای بیشماری تحت عنوان شرکتهای نستله، پپسی و... در ایران راه انداخته ایم. تحریم سیاسی بدون تحریم اقتصادی بی معنا وبیهوده است. مسئولان عنوان می کنند: اشتغالزایی حاصل از فعالیت این شرکتها مهم است. عذر بدتر از گناه. بهتر است از فردا نیز کارخانجات اسلحه سازی برای اسراییل راه بیندازیم زیرا اشتغال زایی بالا دارند. چه فرقی است بین اسلحه سازی ونوشابه سازی؟ اسلحه مستقیما به دست مزدوران صهیونیسم می رسد .در آمد نوشابه با یک واسطه تبدیل به اسلحه وگلوله می شود. اعتقاد خود را فدای اقنصاد نکنیم. در حالیکه می توان با گسترش صنایع ملی  وداخلی خود حتی در سطح جهان به اشتغالزایی کمک کرد ومساله بیکاری وورشکستگی مالی برخی کارخانجات وطنی را حل کرد، با حمایت از این صنایع وارداتی  وشریک جرم، در حقیقت حیات اعتقادی واقتصادی خود را به خطر انداخته ایم. اشتغال حاصل از این صنایع به اشتعال شعله های جنگ کمک می کند وبس. چه فرقی است بین کارخانجات نستله وپپسی با کارخانجات آلمانی تولید کننده بمب شیمیایی در جنگ ایران وعراق؟

 مسئولان محترم نظام جمهوری اسلامی وپیروان خط امام راحل، نکلیف خود را با این مساله روشن کنید. حیات اقتصادی ما باید در راستای تقویت اقتصاد ملی، محصولات وطنی باشد. حیات  اقتصادی باید در راستای  عزت ملی ومیل به خود کفایی باشد. حیات اقتصادی نباید در راستای ممات ارزشها باشد. اگر واقعا به فکر ارتقای  وضعیت اقتصادی و افزایش سطح اشتغال هستید جلو ورشکستگی صنایعی را بگیرید که در اثر ورود بی رویه کالاهای قاچاق خارجی به ورشکستگی افتاده اند.

 لطفا اعتقاد را فدای اقتصاد نکنیم.

 

 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2008/10/4

 لينك مطلب      

طی چند سال اخیر، بیشترین هجمه های شدید وبی وقفه سروش به ایدئولوژی بوده است. فرازهایی از عبارات ایدئولوژی ستیزانه وی را به ثبت رساندیم وآنگاه به بررسی ماهیت وچرایی این ستیز می پردازیم:

« ایدئولوژی حجاب عقل، دشمن خرد وروشن بینی آدمی است»

«دین به خاطر حیرت افکنی خویش نمی باید ونمی تواند در قالب یک ایدئولوژی درآید وجامعه را نیز برالگوی خود سازد»

« در جوامع ایدئولوژیک همیشه علم وعقل تحقیر می شوند»

« هیچ ایدئولوژی اصلاح پذیر نیست. تنها راه اصلاح ایدئولوژی اعدام اوست. باید آنرا برگنید وبردارید به جایش یک ایدئولوژی دیگری بنشانید. این همان چیزی است که من عرض کردم که دین نباید به قالب ایدئولوژی درآید»

 

بعد از یادآوری این هجمه ها به ایدئولوژی از سوی سروش، اینک به بررسی معنایی« ایدئولوژی» می پردازیم:

ایدئولوژی همان« مکتب راهنمای عمل» است. به عبارت دیگر هرگاه یک دین ومکتب داعیه دخالت در امور اجتماعی وسیاسی را داشته باشد وبرای اداره جامعه طرح وبرنامه داشته باشد وبه پیروان خود در قبال مسایل مهم نظری و عملی ملاک وموضع بدهد، برآن واژه ایدئولوژی اطلاق می گردد. پس در واقع هدف از طرح جمله « دین نباید ایدئولوژیک باشد»، دقیقا تعبیر دیگری از این مساله است که دین نباید در سیاست و امور اجتماعی دخالت کند.

 

برای اینکه بدانیم آیا دکتر سروش نیز چنین تعریفی از ایدئولوژی دارد، به تعریف خود سروش از ایدئولوژی می پردازیم:« اگر به یا داشته باشید، ما گفتیم که ایدئولوژی یک نظامی است از آرائ وعقاید که به منزله راهنمای عمل پدید می آید ومواضع آدمیان را در مسایل مهم نظری وعملی به نحو روشن ودقیق وقاطع بیان می کند. وضع آدمیان را در حال حاضر باز می گوید، آرمانی که نسبت به آینده دارند برای آنها روشن می کند، خطی که آنها را از امروز به فردا وصل می کند ترسیم می کند، ارزشهای معین عمل آنها را در دوره خاصی برای آنها روشن می کند، برای آنها عشق، یقین، آرمان،جزمیت، شوق به فداکاری می بخشد وآنها را برای تحقق بخشیدن به آن ایدئولوژی روانه میدان پیکار می کند واندیشه ها را به منزله سلاحهای قاطع وکارآمد در اختیار آنها می گذارد وآنها را با دشمنانشان روبه رو می کند. به طوریکه باور نمی کند کس دیگرو جمع دیگری اندیشه وایدئولوژی بهتر از آنها ویا حتی معادل آنها داشته باشد.»

ایشان متاسفانه مقوله دین را از ایدئولوژی جدا نکرده بلکه درمواردی دین را مساوی ومعادل ایدئولوژی می گیرد وتبعا همه رده ها وطعنهای خود را به دین نیز سرایت می دهد:

« از مشخصات دیگر جوامع ایدئولوژیک جوامعی که اندیشه وکمال وبرتری ایدئولوژی خود را دارند ودیگران را نسبت به خود در سطح پایین تری می بیند وبه همین دلیل هم حاضر به فداکاری در راه آرمان هستند، اما فداکاری را در راه آرمان خودشان به چشم تحقیر می نگرند، این است که در این جوامع همیشه علم وعقل تحقیر می شوند. جوامع دینی هم کم وبیش با این مشکل سروکاردارند.»

« تمام کسانی که در وادی ایدئولوژی پا گذاشتند، اینها خواسته  یا ناخواسته به تحقیر عقل همت گذاشتند. متاسفانه در جوامع دینی کم وبیش همین حرکت صورت گرفته، همین مشکل در اینجا ها هم همیشه بوده است. کسانی خیلی آشکارا زیر بار عقل نمی رفتند. اخباریه که در فرهنگ شیعی صریحا این جوری ابراز می کردند وعمل می کردند. مهمترین مشکلشان با فقهایی که در برابرشان بود، مساله عقل بود. ما از حق نگذریم آن فقهای اصولی که در برابر اخباریه بودند آنها هیچ وقت تکلیف عقل را به درستی معین نکردند»

سروش بعد از فحاشی ولعن به ایدئولوژی وجوامع ایدئولوژیک، بالاخره تصریح می کند که جامعه ما نیز یک جامعه ایدئولوژیک است وباید همه دشنامها را نثار آن کرد:« در جوامع ایدئولوژیک شخصیتها معمولا وزنه بزرگی می شوند. این وزنه های بزرگ شده 2 خطر عمده دارد و این هر 2 خطر از آن جوامع ایدئولوژیک است. یکی خطر عملی ودیگری نظری. شخصیتهای بزرگ معمولا وقتی وزنه می شوند ومورد تجلیل زیاد قرار گرفتند، نه مورد تحلیل، در آن صورت به لحاظ نظری، سخنانشان سخنان دیگران را از میدان بیرون خواهد کرد. ما در همین جامعه خودمان این مساله را می بینیم، در جوامع ایدئولوژیک دیگر هم این مساله را می بینیم.»

 

تا اینجا مشخص شده که سروش موافق ایدئولوژیک شدن دین نبوده وقادل به تفکیک دین از اجتماع، دولت وسیاست است. در اینجا 3 فراز از سخنان وی را می آوریم تا به منظور اصلی ایشان پی ببریم:

« هیچ الگوی خاصی از ناحیه دین بر هیچ جامعه ای تحمیل نمی شود»

« وظیفه دین القای حیرانی است وبس. اگر کسی راه بیافتد وبه دنیا بگوید: ای دنیا بیایید جهت آباد کردن دنیایتان از دین ما استفاده کنید، این حرف اشتباه محض است. انتظار این که دین بیاید قانون ازدواج، زندان، قضاوت، تجارت و...درست کند، اینها چیزهایی است که آدم ها هم بلدند درست کنند ونشان داده اند که کرده اند»

« دین یک امر رازآلود است. حیرت افزا است، حیرت افکنی در ذات دین است. دین یک مخزن پر از راز وحیرت است، دین نظام بردار نیست، سیستماتیزه نمی شود، نظامی که حیرت در آن است سیستماتیزه نمی شود. نظامی که آرایش مشخص است ، قشری است.»

« وقتی از پیاده کردن اسلام سخن می گوییم، همیشه همین منظور است. حرف ما این است که اصلا هم چنین چیزی نیست. اصلا اینجوری نباید اندیشیده شود. نباید اینجوری فکرکرد. جامعه دینی اصلا یک شکل مشخص ندارد که شما بگویید این شکل معین پیاده شود، جامعه دینی است و اگر نه، نه. ابدا اینطور نیست، انواع واقسام می شود پیدا کرد وهمه شان جامعه دینی باشند. پیاده کردن جامعه دینی باید دید منظور چه هست؟ اگر منظور تحقق بخشیدن به یک شکل خاص است، این چنین شکلی وجود ندارد. به طوریکه ما بگوییم اگر این شکل بود، دینی واگر نبود بی دینی است. این چنین چیزی نیست.»

 

« ایدئولوژی ستیزی» ریشه در آموزه های لیبرال دارد. در پایان این قسمت، فراز هایی از کتاب « ظهور وسقوط لیبرالیسم غرب» اثر آربلاستر را مرور می کنیم:« لیبرالیسم جنگ سرو مدعی بود که غیر ایدئولوژیک  وضد ایدئولوژیک است ودر اواخر دهد 60-1950 حتی ادعا می کد که سیاستهای مبتنی بر ایدئولوژی دیگر مرده اند وما وارد عصر تازه ای از سیاستهای عقلانی ، واقع بینانه وتجربی شده ایم. ما دیگر به پایان ایدئولوژی رسیده ایم.»

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2008/9/24

 لينك مطلب      


آخرين مطالب


اعلام برائت!!! ريگي از ياسر هاشمي
آمریکا غلط کردیم!!!
آمریکا مصداق استکبار جهانی- مرگ بر روسیه!!!
ثبت شكايت آنلاين از موسوي در موج قانون
وحدت ملی!!!!
اخبار جهان سیاست!!!!
طنز سیاسی
اخبار و تحلیلهای قبل و بعد انتخابات
دردنامه دانشجويان شيرازي كه به جرم مبارزه با فساد محكوم شدند
توصیه هایی به جنبش سبز
اعلام 4 ماه حبس تعزيري براي 5 دانشجو عدالتخواه شيراز
نمازيان در گفت وگو با «شبکه خبر دانشجو»:
میرحسین باور کن تنها مانده اي
بررسی رابطه بین "3 تیر و فروش اخراجیها"
میرحسن و فوتبال
وداع با خواص!!!

ناگفته های انتخابات
نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری 84
«آینده اصلاحات»
آقای موسوی لطفا بخوانید. مردم عزیز لطفا قضاوت کنید
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز در حمایت از فرمایشات انقلابی حضرت امام خامنه ای
بیانیه انجمن اسامی دانشجویان دانشگاه شیراز به مناسبت دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
بیانیه جمعی از دانشجویان ودانش آموختگان گراشی در حمایت از کاندیداتوری دکتر محمود احمدی نژاد
آنچه در دانشگاه آزاد شیراز گذشت؟!!!!

دریافت کدهای حمایتی

 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
وگوي سمت راست : پيروزي قاطع دکتر محمود احمدي نژاد بر همه ايرانيان مبارک باد لوگوي سمت چپ: پيروزي قاطع دکتر محمود احمدي نژاد بر همه ايرانيان مبارک باد