تبليغاتX
Powered By : rajaee

جنبش حمايت از احمدي نژاد ادواردو


ادواردو

دست نوشته های یک انجمنی

بسم الله الرحمن الرحیم

همانا ماشما را از جنس زن ومرد ونژادهای گوناگون آفریدیم تا شما بدانید گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شما است.

سلام ودرود خدا بر محمد و آل محمد، سلام ودرود خدا بر روح ملکوتی بنیانگذار انقلاب ظلمت شکن ایران اسلامی وشهیدان گلگون کفن اسلام، سلام ودرود خدا بر رهبر معظم انقلاب اسلامی ورییس جمهور محبوب ومردمی

بی شک پیروزی انقلاب اسلامی ایران خط بطلانی بر کلیه نظریات انسان محوری بود که نقش دین را در هر حرکت وجنبشی به حاشیه برده بودند. پیوند عمیق رهبری و مردم از هر قشرو نژادی خط بطلانی بر نظریات فاشیستی ونژاد پرستانه ای کشید که هنوز متاسفانه از سوی ماکیاول صفتان سیاسی داخل کشور در جهت اهداف شوم وپلید سیاسی شان دنبال می شود. همان ها که دم از احترام به وحدت ملی واقتدار ملی می زنند اما عملا با طرح مباحث قومیت گرایی در جهت منفی آن، تیشه به ریشه وحدت ملی می زنند که سالها فارغ از مساله قوم ونژاد ودر جهت اعتلای کلمه الله برپا بود. متاسفانه فرصت سوزانی که این روزها حیاط سیاسی خود را در آراء قومیتها می بینند همان هایی هستند که سالهای طلایی حاکمیت سیاسی خود را صرف اختلافات سیاسی خود از یکسو واز سویی دیگر تشکیل مافیاهای خانوادگی قدرت وثروت کردند وبراثر سیاستهای تمرکز گرایانه آنها وتوجه به مناطق خاصی که وجهه سیاسی آنها بر وجهه استراتژیکشان می چربید، زمینه رکود صنعتی واشتغالزایی را در اکثر مناطق ایران اسلامی ایجاد کردند و عملا زمینه شکست صنایع مهمی همچون دامداری و..را فراهم کرده  و در عوض باعث سیل مهاجرت های بی مورد روستاییان وعشایر به شهرها شدند. هنوز شاهد  آن هستیم که چگونه جوانان عشایر با نا امیدی از پرداختن به مشاغل بومی، راه عزیمت به شهرهای بزرگ را در پیش گرفته تا روستاهایی که قرار بود قطب تولیدی ایران باشند، بیش از پیش شاهد به هدر رفتن نیروهای توانمند خود در سراب توسعه اقتصادی وسیاسی آقایان باشد.

عدم توجه به وضعیت روستاها وعشایر ومناطق محروم متاسفانه به روالی تبدیل شده بود که اینک نیز شاهدیم با توجه به توجه ویژه رییس جمهور محترم به این مناطق، عده ای که حیات سیاسی واقتصادی خود را در خطر دیده واز درد کم محلی به خود می پیچند، محرومین ومستضعفینی را که روزی امید انقلاب بودند با عناوینی لایق خود همچون توده های نفهم وعوام، عقب مانده های سیاسی ودلفین خطاب می کنند.

چه زود از یاد بردند که همه در برابر قانون مساویند، چه زود از یاد بردند که ولی نعمتان انقلاب همین محرومان وپابرهنگان هستند، چهزود از یاد بردند ایران برای ایرانیان و... اینک دم از کدام امام می زنید که اینگونه کمک ورسیدگی دولت نهم به وضعیت محرومان، فریاد اعتراض شما را به هوابرده است؟ آیا شماها نبودید که اعتقاد داشتید باید محرومان جامعه در زیر چرخهای توسعه له شوند؟ آیا هیچ مشکل وانتقاد دیگری در جامعه نیست که اینگونه به محرمان ومستضعفان جامعه پرخاش می کنید ودایه مهربانتر از مادر شده اید؟ آخر نه به شرکتهای خصوصی و رانت خواریتان ونه به دلسوزی سیاسیتان برای محرومان.!!!

ما جمعی از دانشجویان ومردمان عشایر جنوب کشور ضمن تجدید بیعت با آرمانهای عدالتخواهانه انقلاب اسلامی وامام راحل وبه دور از فضای متحجرانه ای که سعی در ایجاد فضای برتری جویانه اقوام و نژادهای ایران اسلامی در جهت اهداف پلید سیاسی دارد، با دعوت از کلیه آحاد ملت عزیز وقهرمان ایران اسلامی جهت حضور در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران اسلامی، ضمن احترام به کلیه کاندیداهای محترم وحاضر در صحنه، پس از بررسی های دقیق وفراوان دکتر محمود احمدی نژاد را به عنوان کاندید اصلح جمعیت دانشجویی- مردمی عشایر جنوب کشور انتخاب می کنیم. امیدواریم که با انتخاب مجدد ایشان شاهد رفع غبار محرومیت از چهره مناطق محروم کشور باشیم وبیش از پیش شاهد اعتلای نام ایران اسلامی وآرمانهای حضرت روح الله در صحنه جهانی باشیم.

 

 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/5/21

 لينك مطلب      

 

« در سفرهايم به استانها ترتيبي خواهم داد كه مردم مجبور نباشند دنبال ماشين بدوند.»

« من هيچ نيازي به تبليغات سنگين وپرهزينه ندارم».

گزيده اي از سخنان انتخاباتي مهندس ميرحسين موسوي كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري

« برنامه استقبال از مهندس ميرحسين موسوي، سه شنبه 22/2/88 ساعت 13 خيابان ارم، كوچه سروناز، مچ بند سبز فراموش نشود»

اين عنوان پيامك ستاد انتخاباتي مير حسين موسوي است كه براي بنده ارسال شد. شخصي كه قرار بود مردم را از اين استقبالها برحذر دارد تا به قول خودش كرامت آنها حفظ شود!!!!!

سفر تبليغاتي مهندس موسوي با تبليغات سنگين وپرهزينه اي روبه رو شد. متاسفانه اين روند تبليغات پرهزينه كه در كليه سفرهاي ايشان تا كنون مشاهده شده است، صداي اعتراض طيف وسيعي از مردم ونيز فعالين دوم خرداي  در برخي استانها از جمله استان مركزي شده است. اين ريخت و پاشها با تكيه بر منابع مالي نا معلوم انجام شده است. بنرهاي رنگي وبزرگ، روزنامه هاي تمام رنگي، راه اندازي پارچه فروشي سبز، پيراهن، جوراب، كفش، مانتو، روسري، هدبند، كفش، زيرپيراهن، كلاه، نوار، مچ بند، كاغذ سبز، توزيع رايگان سبزي و... نمونه هايي از تلاش ايشا ن براي ارتقاء شعور سياسي ملت واحياء گفتمان امام راحل مي باشد.

راه اندازي كاروانهاي استقبال مردمي!!!( با تكيه شديد بر مردم شهرستانهاي غير از شيراز) نمونه اي از پايبندي ايشا ن به شعارهاي ( توجه داشته باشيد، فقط شعار) انتخاباتي است.

ايشان هنوز به قدرت نرسيده اند اين همه عهد شكني وقانون شكني مي كند، واي به روزي كه چنين قانون شكناني به مصدر حكومت برسند.

 استقبال گرم !!! از ايشان در ورزشگاه شهيد دستغيب را ديديم. از لهجه مستقبلين مي توان ميزان ارادت مردم شيراز به ايشان را فهميد. حضور پرشور وخود جوش !!!! حدود 2000 نفر از كل مردم استان فارس و شايد استانهاي همجوار حاكي از اراده جدي مردم فارس براي راي به ايشان بود.!!!!؟. اين تيتر يكي از روزنامه هاييست كه وابستگي مالي وسياسي شديدي به ستاد ايشان دارد. نكته جالب توجه وتاملي كه حتي روزنامه هاي حامي ايشان نيز نتوانستند با فن وحيل ژورناليستي آن را منعكس نكنند، تعداد كثير صندلي هاي خالي ورزشگاه بود.

جالب بود كساني را ديديم كه تنها وتنها سراغ لباس سبز رايگان را مي گرفتند نه صاحب لباس سبز را وبا عدم در يافت لباس ورزشگاه را ترك مي گفتند. اينها كساني بودند كه تحت تاثير پيامك هاي ارسالي ستاد براي دريافت لباس سبز آمده بودند. اين هم از عجايب سفرهاي كساني كه مي خواستند كرامت مردم را در سفرهاي استاني حفظ كنند. لباس سبز را با سيب زميني و شام و.. مقايسه كنيد. بر سياست منهاي اخلاق لعنت

ايشان در حالي دست به  تخريب سفرهاي استاني دكتر احمدي ن‍ژاد مي زنند كه خود به اهميت اين سفرها كه باعث شناخت بهتر مردم از مسئولين مي شود پي برده است. ايشان در حالي مخالف پوپوليسم هستند كه با سفر به برخي استانها سعي دارد به رنگ مردم آنجا در بيايد.

ايشان در دانشگا ه شيراز با عبور از پاسخگويي صريح به سوالات دانشجويان، تنها به تعريف وتمجيد از خاتمي وهاشمي پرداخت. ايشان در حالي به حمايت از بسيج اقدام كرد كه در مقابل شعارهايي كه عليه بسيج داده مي شد ونيزتوهين به نماد جنگ وجبهه يعني چفيه سكوت كامل اختيار مي كنند تا مبادا فردا اين قشر توهين كننده به ايشان راي ندهند.

ميرحسين توضيح نداد اگر استفاده از چفيه نوعي رياكاري وسوء استفاده از نماد هاست، استفاده يك ماهه از پارچه سبز(تا 22 خرداد و آنگاه دوباره هجمه عليه دين وائمه اطهار به اسم آزادي بيان) چه مصداقي دارد؟

نخست وزير 3 بار مستعفي توضيح نداداگر فرزند زهرا و سيد هستند، چرا در مقابل توهين هايي كه به حضرت زهرا توسط عبدالكريم سروش شد، سيد الشهداء نماد خشونت شناخته شد سكوت سياسي انجام دادند؟

ايشان توضيح ندادند اگر حامي خط امام هستند، در مقابل توهين هاي صريح به حضرت روح الله مانند: امام خميني به موزه تاريخ پيوسته است- ولايت فقيه نماد ديكتاتوري است و.... سكوت سياسي انجام دادند؟

ميرحسين توضيح ندادند اگر طرفدار دانشجويان بوده ومانع ستاره دار شدن آنها مي شود، در قبال مسائل رخ داده در دانشگاه آزاد وبرخورد با دانشجويان منتقد همچون علي خضريان و.. سكوت سياسي انجام داده اند؟

چرا توضيح ندادند اگر طرفدار آزادي بيان دانشجو هستند در مقابل موج گسترده برخورد با دانشجويان منتقد در زمان دولت اقاي هاشمي وخاتمي سكوت اختيار كرده اند؟ بيشترين مدت تعليق يك دانشجو در دوران دولت دوم خرداد اتفاق افتاد( 5 سال تعليق).

ايشان شايد ديده باشند در سالن دانشگاه شيراز عده اي عليه دولت شعارهاي  غير انساني مي دادند وچگونه منتقد ايشان را با مشت و لگد با معارف جامعه مدني آشنا كردند ولي چرا سكوت؟ چرا در برابر توهين به دولت منتخب دموكراسي سكوت؟

از مسجد قبا برايشان مي گويم: ضرب شتم وحشيانه دانشجوي منتقد!!!! حسين شريعتي توسط چند طلبه نما( متاسفم كه چنين افراد ي باعث وهن جامعه مخلص ومومن روحانيت مكرم مي شوند) را به ياد مياورند. اين است سزاي منتقدي كه به خود اجازه دهد از ما سوال كند!!! اين است هديه ما به منتقدان!!!. اين است تحجر حاكم بر برخي محافل علمي كه همواره امام راحل نگران آن بودند. اين است سكوت سياسي- انتخاباتي در قبال قانون شكني وهتك حرمت منتقدان.  

 

 

 

 

 

 

 

آقاي موسوي شما امديد ورفتيد وچشم خود را بر بسياري از مسائل بستيد. تنها لبخندتان را براي طرفدارانتان ديديم وسكوت وخشمتان را براي منتقدان.  

   گل و لبخند براي هواداران       مشت ولگد وفحاشي براي منتقدان.

زنده باد دموكراسي- زنده باد آزادي بيان- زنده باد مخالف خاموش من- زنده باد مخالف بيهوش من-

 

        اي جماعت نه اگر بيش كمي عار كنيد     كي شما روزه گرفتيد كه افطار كنيد؟

 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/5/17

 لينك مطلب      

تشبیه محرومان به لشگر قابلمه به دست ها

 آقای صادق خرازی سفیر سابق ایران در پاریس، عامل ارسال نامه ننگین 2003 به آمریکا ، روزنامه "وطن امروز" سندش را نیز درج کرد. گفتند ما که رفتیم این نامه را به بوش دادیم، بوش گفت چه کسی جرأت کرده چنین نامه گستاخانه‏ای را بنویسد؟ حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، از حمایت فلسطین دست برداریم، در بحث عراق همکاری کنیم، هسته‏ای را هم هرچه شفاف تر کنیم تا ما را از لیست شرارت خارج کنند!

آقای ابطحی گفتند که اصلاحات یک "نه" بود به جریان حاکم، خب سئوال این است که جریان حاکم قبل از دوم خرداد چه کسانی بودند، دولت سازندگی و کارگزاران الآن در کدام جبهه هستند؟ اکثر وزرای آقای خاتمی از چه طیفی و کسانی بودند؟ همین الآن هم آقای هاشمی معتقد است که متولی دوم خرداد ایشان بوده. پس این "نه" در دوم خرداد به چه بوده، به چه کسی بوده؟

خاتمی رییس جمهوری است که با افتخار علت پف آلود بودن چشمش و تاخیر در جلسه هیات دولت رو نگاه کردن فوتبال تا پاسی از شب می دونه ! (مراجعه به سایت ابطحی) .

مبلغ 50000000000 دلار برداشت از صندوق ذخیره ارزی طی سالهای ریاست جمهوری خاتمی جارو کردن حساب ذخیره ارزی نیست؟

کسانی که با دیدن چند صد نفر انسان که نصف انها هم مخالف هستند و در ضمن گزینش شده اند آنچنان خوشحال می شود که انگار تمام ایران انجا جمع است و در عین حال حضور چند صد هزار نفری مردم در استقبال از رییس جمهور را نمی بینید! انسانی که خوابست را می شود بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده هرگز.

آقای خاتمی هم در سال اولی که رئیس جمهور شدند، مسئله آقای کرباسچی که به وجود آمد، آقای کرباسچی متهم به اختلاس از شهرداری بود، قانون می گوید اگر کسی بیش از ده هزارتومان متهم به اختلاس شود، باید توبیخش کنند. ایشان نامه نوشتند که مقام معظم رهبری شما دستور بفرمایید، آزادش کنند.

استانلی روم معاون امنیت ملی امریکا در سال1380 : «آنچه تا کنون همه تحرکات ما را برای براندازی جمهوری اسلامی با ناکامی مواجه کرده، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است. ولایت فقیه و میزان برد احکام آن برای ما و گنجینه های اطلاعاتی ما ناشناخته مانده! ما ناامید نیستیم، خوشبختانه احزاب و آدم های تازه نفسی در ایران در یک حرکت جمعی با ظرافت این خار را از چشم ما بیرون می کشند.»

چرا بايد در زمان دولت آقاي خاتمي، هواپيمای چهل ميليارد توماني از سلطان برونئي خريداري و بیست ميليارد تومان هم صرف تشريفات آن شود؟ این سمت و سوی امام و خط امام بود؟! یا رئیس جمهوری که الآن خیلی ساده با مردم برخورد می کند و سر یک سفره با آنها می نشیند؟

در قم چند تا طلبه را به خاطر چند تا سؤال به دویصد ضربه شلاق و دو سال زندان و... محکوم شدند.

امام آقای منتظری را که در جایگاه قائم مقام رهبری قرار گرفته بود، عزل کرد و گفت این شیخ ساده لوح کمر مرا شکست ؛ ولی آقای محمدرضا خاتمی در دوره اصلاحات پایش را بوسید! که عکسش هم منتشر شده.

مراجع به مجلس ششم نامه نوشتند و گفتند آقای کروبی! این "کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان" تنها اصل اولش با نود حکم شرعی مخالف است، ولی مجلس ششم باز هم اعتنا نکرد و آن را تصویب کرد!

آقای هاشمی! پذيرفتن فساد مالي در پروژه‌هاي عظيم را جهت تسهيل روند اجرايي آن پروژه به عنوان يك راهكار مديريتي، رسمي دانستيد؟ آنجا شما بيان داشتيد:" وقتي كه ما يك سدي را مي‌سازيم و مثلا 10 ميليارد خرج مي‌كنيم ممكن است از قبل آن 500 ميليون هم اختلاس شود اما اين سد براي كشور مي‌ماند و هيچ كس نمي‌تواند از اين سد اختلاس و دزدي كند". حال آيا اين مولاي شما اميرالمومنين(ع) نبود كه به سبب اختلاسي در بيت‌المال مسلمين توسط كارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز وي را به شدت مجازات كرد؟ آيا اين سخن كارفرماي شما(ع) نبود كه فرمود:"هنگامي كه نامه مرا خواندي ابن‌هرمه را ... بركنار كرده و به مردم معرفي كن! به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخش‌هاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كردم. مبادا در مجازات او غفلت و كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت­ترين صورت ممكن بركنار خواهم كرد. ... شب‌ها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه!"

جدیدترین آمار فاش کرد که 2350 شبهه عليه دين و انقلاب در دوران اصلاحات توسط دوم خردادي‌ها تولید شد. رئيس‌جمهور طبق سوگندي که مي‌خورد بايد پاسدار دين و انقلاب باشد؛ لذا نمي‌تواند در برابر مخالفان دين و نظام ساکت باشد. اما متاسفانه شاهدیم هنوز آقای خاتمی مرزبندی مشخصی با دشمنان اسلام و منافقین ندارد.

آقای محمود كاشاني عضو هيات مديره كانون وكلاي استان تهران که خود مخالف دولت نهم محسوب میشود در حاشيه ميزگردي كه با حضور عباس سليمي نمين در همايش درآمدي بر كارنامه نظام جمهوري اسلامي ايران برگزار شد در جمع خبرنگاران گفت:  بیشترین تخلف از قانون اساسي در دوره خاتمي صورت گرفت. اين درحالي است كه من بارها از وي براي مناظره دعوت كرده ام كه وي پاسخ منفي داده است لذا دولتي كه حساب پس نميدهد را نبايد به عنوان دولتي مردم‌سالار ياد كرد.

آيا تأسيس بنياد باران و برآورد حقوق مادام‌العمر براي ياران و اعوان سابق آقای خاتمی در جهت عدالت اجتماعي مي‌باشد؟

در حالي رسانه‌هاي مخالف دولت بر شايعاتي همچون اخراج و بازنشستگي اساتيد تاکيد دارند که در دوران خاتمی بيش از 200 تن از اساتيد مذهبي دانشگاههاي کشور از جمله بسياري اساتيد دانشگاه تهران به ناحق اخراج شدند (به نقل از مصاحبه صادق زيباکلام) اساتيدي همچون دکتر نجفي، فتح‌الهي، نامدار و... در عرض 3 ماه بيش از 30 هزار نفر از مديران اجرايي کشور به جرم عدم همراهي با ستادهاي خاتمی برکنار شدند و دولت خاتمی حتي به آبدارچي و خادم مسجد نيز رحم نکرد !

مصوبه هاي عجولانه در آخرين جلسات هيات وزيران دولت اصلاحات، در برخي موارد به مصوبه هايي براي تامين منافع اقتصادي برخي گروه هاي سياسي مبدل شد. دولت هشتم در آخرين جلسه هيات وزيران، و يک روز مانده به پايان کار اين دولت، طرحي را به تصويب رساند که  به پيشنهاد وزارت نفت و در همان روز به هيات وزيران واصل شده بود. اين طرح که از آن به عنوان طرح " اکتشاف گاز در منطقه حفاظت شده سراج" در ناحيه عسلويه ياد ميشود، در حالي با پيشنهاد وزارت نفت در تاريخ 11 مرداد 1384 به تصويب هيات وزيران رسيد که بر اساس آن دولت موظف شد پانزده هزار هکتار از اراضي بخشهايي از منطقه حفاظت شده سراج و نيز محدوده پيرامون آن را جهت اکتشاف گاز به وزارت نفت واگذار کند. اما شايد آنچه علاوه بر تصويب خارج از روال اين طرح در روز ارائه به هيات وزيران سوال برانگيز بود، بخش هاي پاياني مصوبه هيات وزيران دولت اصلاحات است. بر اين مبنا وزارت نفت  مکلف شد نسبت به تامين خسارت آسيب ديدگان از اجراي اين مصوبه نيز اقدام کند.
بر اساس همين مصوبه بود که پرداخت مبلغ 300 ميليارد تومان بابت خسارت وارد شده به يک شرکت پرورش ميگو که در منطقه حفاظت شده سراج مجوز فعاليت داشت در دستور کار وزارت نفت قرار گرفت.اما شرکت مذکور که اعضاي هيات مديره آن را افرادي چون آقايان "ک"، " ق" و " م" از سران يک حزب متنفذ سياسي با سابقه طولاني در فعاليت?هاي اقتصادي و نفتي تشکيل مي دهند، تنها چند ماه قبل و باز هم با تصويب هيات وزيران دولت اصلاحات توانسته بودند مجوز فعاليت در منطقه حفاظت شده سراج، براي پرورش ميگو را دريافت کند. بر همين مبنا هيات دولت سازمان حفاظت از محيط زيست را موظف کرده بود تا پنج هزار هکتار از اراضي منطقه سراج در ناحيه عسلويه را به اين شرکت براي امر پرورش ميگو واگذار کند.
اين در حالي است که هيات دولت هشتم تنها جند ماه بعد و در آخرين جلسه خود با تصويب طرحي که همان روز توسط وزارت نفت ارائه شده بود، زمينه دريافت خسارت 300 ميلياردي اين شرکت را بابت زمين هاي دولتي که چند ماه قبل باز هم توسط هيات وزيران به آن شرکت واگذار شده بود فراهم کرد.
هرچند دولت نهم در 12 ديماه 1385 بنا به پيشنهاد سازمان حفاظت محيط زيست و به استناد اصل يکصدو سي و هشتم قانون اساسي تصويب نامه مذکور را به طور کامل لغو کرده و از دستور کار وزارت نفت خارج کرد، اما مشخص نيست مصوبه هاي اختصاصي از اين دست، چه تعداد از مصوبات هيات دولت هشتم را در روزهاي پاياني به خود اختصاص داده است. اين در حالي است که بررسي هاي بعدي مشخص کرد نه تنها تصويب واگذاري پنج هزار هکتار زمين بابت پرورش ميگو يک اقدام غير منطقي است، بلکه منطقه مذکور ارزش سرمايه گذاري براي اکتشاف گاز را نيز نداشته است.

آقای خاتمی در دوران ریاست بر نهاد اجرایی کشور پس از عزل خرم وزیر راه در اثر برخی ریخت پاشها وضعف در عملکرد توسط مجلس شورای اسلامی، او را به سمت مشاور خویش گماشت و همچنان او را موثر در تصمیم گیریها ابقا نمود. (آقای خرم در وزارت راه و ترابری در دولت اصلاحات از طرف مجلس شورای اسلامی استیضاح شد. از او به خاطر حادثه ی نیشابور و کشته شدن حدود 400 نفر در این سانحه و افتتاح فرودگاه امام خمینی که ناتمام بود و حول 1/3 الی 1/7 میلیارد تومان هزینه شد فقط درازای افتتاح، درکنار دیگر موارد او توسط مجلس عزل شد ، اما جای ارائه ی توضیحی درخور و مقتدرانه توسط خاتمی او مشاور رئیس جمهور شد.)

آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نا متعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم . اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستاد مردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم. و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی ونداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود .)

آقای مهاجرانی در تاریخ ۱۶/۱/۷۹ گفته بودند :نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است. کاری نداریم که ایشان برای همین ۶ تا زن گرفت که ثابت کندبه اندازه بال مگسی هم غیرت نداشت و بعد هم به انگلستان گریخت .
این شخص وزیر فرهنگ هم بوده و خود بخوان که با این طرز تفکر چه بلایی بر سر فرهنگ کشور آمده است.

رابطه مستقیم با نهضت آزادی از روشن ترین انحرافات جریان دوم خرداد بود. مصاحبه اعضای نهضت آزادی در اواخر سال 1378 مبنی بر قانونی شدن فعالیت این گروهک توسط توسط عبدالله نوری و تاج زاده را که به خاطر دارید. دیدار چندی پیش سران نهضت آزادی در همایش نفت ، توسعه و دموکراسی نیز که اظهر من الشمس است .برای چه آمده بودند؟ حتما دستوراتی از آن سوی آبها داشتند و مطمئنا برای سیزده بدر نیامده بودند . ابراهیم یزدی در گنکره هفتم نهضت در سال 1363 می گوید:
«نهضت آزادی حاکمیت فعلی را قبول ندارد ...نهضت آزادی ایران معتقد است که باید حاکمیت فعلی ایران را از طریق قانونی و منطق و پارلمانی سرنگون کرد»
آیا ارتباط داشتن با چنینی عناصر منحوسی این دلیل برای ساقط کردن انقلاب نیست؟

تضعيف نيروهاي مسلح» در دولت اصلاحات نیز امری غیر قابل انکار است. بر مبناي مطالب مندرج در صفحه 352 كتاب «مباني نظري و مستندات برنامه چهارم توسعه» كه از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي دولت اصلاحات انتشار يافت، كاهش هزينه هاي نظامي ايران به ميزان 20 درصد، در دستور كار دولت اصلاحات قرار داشته است.
در اين سند آمده است: «مروري بر منابع قدرت ايران نشان مي دهد كه پس از انقلاب، ايران بيشتر به توسعه گرايش نظامي روي آورده است(!)» اين سند در ادامه با استدلالاتي عجيب! لزوم كاهش هزينه نظامي كشور را اينچنين اعلام كرده است: «به علت حضور آمريكا و به لحاظ تغيير استراتژي و تكنولوژي جنگي، ايران مي تواند با كاهش هزينه هاي نظامي به 20 درصد سطح فعلي، سطح امنيت وجودي خود را ارتقاء دهد(!).»
ضمناً بايد توجه نمود كه روند كاهش بودجه نيروهاي مسلح نسبت به بودجه عمومي كشور در سالهاي 80 تا 83، طي مكاتبات ستاد كل نيروهاي مسلح با دولت قبلي و مجلس ششم در اسناد كشور به ثبت رسيده است.

دولت آقاي خاتمي در مقطعي با برداشت 130درصدي از حساب ركورد تخلف از قانون مازاد از حساب ذخيره ارزي را شكسته است كه هنوز هم اين ركورد ادامه دارد.

ضعف عملکرد دولت خاتمی و تعلل مسئولان مربوطه در بهره‌برداری هرچه سریعتر از میدان پارس جنوبی باعث شد کشور همسایه در این میدان به میزان قابل توجهی از ما جلوتر باشد .
با احتساب یک فاز دوران آقازاده، پس از ۸ سال تصدی وزارت نفت توسط کارگزاران جمعاً فقط پنج فاز میدان عملیاتی شده بود و بقیه فازها تا پیش از دولت نهم بلا تکلیف بودند این در حالی است که هم اکنون بعد از گذشت سه سال از فعالیت دولت آقای احمدی نژاد، ۷ فاز در حال اجرا، ۶ فاز در مرحله انتخاب پیمانکار، ۵ فاز در حال مناقصه و فازهای ۶،۷و۸ نیز افتتاح شده و فازهای ۹و۱۰ نیز در مرحله راه اندازی هستند.
این اقدامات جدای از میادینی همچون پارس شمالی و میادین تحت پوشش فلات قاره ، نفت مناطق مرکزی ایران و مناطق نفخیز جنوب هستند.

 از دیگر نتایج عملکرد وزارت نفت در دولت اصلاحات، ضایع شدن منابع ملی، ایجاد زمینه برای حضور بی رویه شرکت‌‏های خارجی، حاکمیت شبه تکنوکرات‌‏های غیرمتعهد، زد و بندهای سیاسی، ظهور نسل جدیدی از دلال‌‏های نفتی و همچنین شیوع مفاسد اقتصادی است که نمونه های آن را درقرارداد شرکت استات اویل و کرسنت مشاهده نمودیم.
متاسفانه در اوایل کار دولت اصلاحات واحدهای بازرسی که نقش بسزایی در جلوگیری از فساد اقتصادی داشتند در سطح وزارت نفت برچیده شدند! اما در دولت نهم این واحدها مجدداً احیا گردیدند.

در دولت هفتم و هشتم شاهد بکارگیری روش‌های غیر صیانتی در تولید از میادین نفتی بودیم که این مسئله هم در قالب قراردادهای بیع متقابل انجام شد و هم به دلیل عدم تزریق گاز لازم به میادین نفتی.
بخاطر عدم تزریق گاز مورد نیاز در مخازن نفتی کشور که عمدتاً در نیمه دوم عمر خود هستند حجم عظیمی از ذخائر نفت خام درجای این میدان ها دچار هرزروی شده اند که خسارت آنها میلیاردی است.
به عنوان مثال در زمان وزارت زنگنه، در مخزن بزرگ نفتی “پارسی “به دلیل رعایت نکردن نسبت تزریق به تولید پیشنهادی ، چاهها دچار گاز گرفتگی و نمک اضافی شدند و افت کیفیت نفت تولیدی و نهایتاً کاهش بازیافت ثانویه و آسیب رسیدن به مخزن را بدنبال داشته است. (نسبت تزریق گاز به تولید نفت ۲۵۰۰ فوت مکعب بر بشکه برنامه شده بود یعنی تزریق ۴۰۰ م.ف.م.ر گاز پیش بینی شده بود ولی به طور متوسط حدود ۱۵۰ م.ف.م.ر یعنی کمتر از ۵۰ درصد تزریق شد و در مواقعی حتی این تزریق قطع می شد).
در نتیجه ستون نفت از ۱۰۲۲ به ۳۵۰ متر و فشار از ۳۶۴۰ به ۲۴۰۰ پام کاهش یافت و سرانجام تنها در یک دوره به ازای ۱۵ میلیون نفت برداشت شده این مخزن حدود پنج میلیون بشکه آن بر اثر عدم تزریق گاز به هدر رفت.
البته وزارت نفت براساس قانون موظف بود تولید اینگونه میادین را متوقف یا کاهش دهد و بر اساس دبی تولید نفت متناسب با نسبت واقعی تزریق گاز در این مخزن عمل کند درحالی که متاسفانه در مواقعی تولید به دو برابر نیز افزایش یافت این در حالی است که برداشت غیر صیانتی از مخازن نفتی بر خلاف سیاست های کلی نظام در بخش نفت و گاز بود.
در مخزن ” کرنج ” نیز نسبت تزریق به تولید پیشنهادی در مطالعه میدان بر اساس فشار افزایی ۲۲۲۲ فوت مکعب بر بشکه محاسبه شده است که حدود ۴۰ درصد گاز مورد نیاز در مخزن تزریق شده بود. اختلاف میزان نفت استحصالی در روش تثبیت فشار و فشار افزایی طبق مطالعه صورت گرفته در حدود ۳۰۰ میلیون بشکه است که به دلیل عدم تحقق فشار افزایی حجم عظیمی از این میزان نفت از دست رفته است.
( میادین کرنج و پارسی با ۱۹ میلیارد بشکه نفت درجا از بزرگترین مخازن نفتی کشورمان هستند. ) در سایرمخازن نیز وضع بدتری حاکم بود.

کسانیکه در همایش نفت و توسعه دغدغه سرنوشت نفت و دموکراسی را دارند باید توضیح دهند چرا قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری دارخوین را با شرکت “انی ” ایتالیا یک میلیارد دلار بستند و قرار داد ۵۰۰ میلیون دلاری سروش و نوروز را با ۵/۱ میلیارد دلار؟

روش های پیشنهادی شرکت های سرمایه گذار نفتی باعث از دست رفتن حدود ۱۰میلیارد بشکه نفت از میدان های نفتی کشور شده است که با قیمت ۳۰دلار برای هر بشکه، نزدیک به ۳۰۰میلیارد دلار خسارت به مخازن نفتی وارد شده است!

شاید تعجب آور باشد که علیرغم ایجاد بدهی های کلان برای کشور طی ۸ ساله اصلاحات ، اهداف تولید نفت و گاز در برنامه های دوم و سوم محقق نشد! نگاهی به ارقام تولید نفت ، گاز و پتروشیمی در سال ۸۳ گواه این مدعا است

در دوره اصلاحات حدود ۱۵۰ شرکت درون وزارت نفت ایجاد شد که منجر به افزایش نجومی هزینه ها و ناکارآمدی سیستم گردید. هم اکنون این تعداد شرکت ایجاد شده با صدها سمت زائد مدیریتی که بعضا“ بصورت موازی عمل می کنند بعنوان یک معضل برای وزارت نفت مطرح است.
آیا امروز که کارگزاران مجری سیاست های ۸ ساله دولت خاتمی خواستار آن هستند که نفت در خدمت مردم باشد ، توجیهی برای افزایش این دهها شرکت نفتی در بدنه وزارت نفت دارند؟ آیا با انتقال این شرکت ها از جنوب کشور به پایتخت چیزی عاید ایران شده است؟

فروش نفت خام در بهترین حالت کمتر از یک سوم محصول فرآوری شده ارزش دارد و این اقداما خطا در اقتصاد کشور است.
متاسفانه کشور ما در این دوره ۸ ساله، همچنان تولید کننده و فروشنده مواد اولیه و وارد کننده محصولات کشورهای دیگر بود. در صورتی که می توانستیم با تکمیل چرخه تولید و فرآورش مواد هیدروکربوری مورد نیاز صنایع داخلی در کشور به صادر کننده محصولات با ارزش افزودة بالا تبدیل شویم .
عدم ساخت پالایشگاه برای تامین بنزین مورد نیاز به دلیل نداشتن برنامه ریزی مناسب موجب شد تا سالانه بیش از ۷-۶ میلیارد دلار برای واردات بنزین اختصاص یابد که خوشبختانه در دولت نهم با انجام سهمیه بندی و کنترل مصرف از افزایش این خسارت جلوگیری شد. (گفتنی است در سال ۷۶ یعنی سال آغاز دولت اصلاحات تنها ۲۰۰ میلیون دلار صرف واردات بنزین می شد).

در دوران ۸ ساله تصدی کارگزاران در نفت تلاش زیادی برای ضعیف و عقب مانده نشان دادن دانش و تجارب کارشناسان کشور شد. با بزرگ نمایی مشکلات نفت و ناکارآمد جلوه دادن توانمندی های داخلی در آن مدت موجب استقراض ۷۰ میلیارد دلاری کشور شدند.
خوشبختانه امروز با درایت دولت نهم و همکاری مجلس هشتم و تلاش مدیران و کارکنان صنعت نفت افق های روشنی در مقابل این صنعت استراتژیک قرار دارد که تبدیل کشور به صادر کننده فرآورده های نفتی با احداث ۷ پالایشگاه جدید از جمله این دستاوردهای با برکت است.

- زد و بند با شرکت نفتی نروژی یا هلندی-انگلیسی به قیمت چند میلیون دلار رشوه ازجمله قراردادهای بیع متقابل.

-  فروش گاز ایران برای مدت 20 سال به قیمت 5/17دلار (14برابر زیر قیمت جهانی) به طرف اماراتی با رشوه های کلان برای دلالان دولتی و... .

آقای عباسعلی نورا نماینده مجلس در دروره ی پنجم : وقتی تحقیق و تفحص درباره ی قراردادهای نفتی را شروع کردیم یکی از دوستان من در سازمان بازرسی (کل کشور) به من دلسوزانه گفت فلانی سراغ این قبیل پرونده ها نرو!! پورسانت - رشوه و هدایایی که در این قبیل زد و بندها می دهند لااقل چند میلیون دلار است و با این مبالغ هنگفت هم میتونند پول بدهند اوباش تو بستگانت را زیر چرخهای اتوموبیل ببرند و هم اینکه آدمها و روزنامه ها و گروههایی را بخرند! تو را ترور شخصیت کرده و از حیز انتفاع ساقط کنند.

- ارائه ی طرح لوایح دوقلو به مجلس برای اولا افزایش اختیارات رئیس جمهوری و دوم حذف نظارت استصوابی !! توسط مثلا محمد خاتمی بر خلاف قانون اساسی.

عدم شجاعت و درایت کافی در تحویل گرفتن هواپیمای سفارشی و اسرافی دولت برای هیئت وزیران به قیمت 60 میلیون دلار در سفارش به فرانسه که طرف قرار داد از تحویل امتناع می کرد و سرانجام اقدام سریع و به دور از انفعال دولت احمدی نژاد در شکایت از فرانسه و تحویل گرفتن هواپیما و فروش آن .

بروز تخلفات حجیم انتخاباتی در اثر کوتاهی ها در وزارت کشور به طوری که در یکی از حوزه های انتخابی کشور 30 هزار جلد شناسنامه ی تقلبی یافت شد!

-  در نهایت تعجب شاهد کم شدن بودجه ی وزارت دفاع در اوج تهدیدات داخلی و خارجی اوزیسیون و دولتهای غربی بودیم .

زماني که دکتر احمدي نژاد دولت را از آقاي خاتمي تحويل گرفت ، دولت 15ميليارد دلار بدهکاري داشت. اگر در دوران خاتمي در صندوق ذخيره ارزي پولي وجود داشت بدهکاري هاي آن نيز زياد بود.
دولت نهم 70 ميليارد دلار را به کارهاي عمراني اختصاص داده و 30 ميليارد دلار ديگر را نيز به صورت وام در اختيار صنعتگران قرار داد که بايد آن را بازگردانند.

رشد هزینه های جاری یکی از شاخصهای مهم اقتصادی برای ارزیابی عملکرد دولتها در حجیم تر شدن است و در این خصوص دولت اصلاحات طی سالهای ۷۶ تا ۸۳ یکی از بدترین عملکردها را بین دولتها داشته است و دولتی که در سال ۷۶ توانسه بود تنها با ۴۴۰۰ میلیارد تومان دستگاه حجیم خود را بگرداند، در سال ۸۳ با ۴۰ هزار میلیارد تومان اداره شد و به این ترتیب دولت دوم خرداد دستگاه دولتی را به شدت به هزینه های جاری وابسته کرد.
بر اساس مستندات بانک مرکزی که توسط مقامات این بانک در دولت گذشته منتشر شده، هزینه های جاری دولت گذشته به طور متوسط هر سال دچار افزایش ۱۰۰ درصدی شده است و از ۴۴۰۰ میلیارد تومان در سال ۷۶ به ۳۹ هزار و ۴۷۰ میلیارد تومان در سال ۸۳ افزایش یافته است.
بنابراین گزارش، رکورد افزایش هزینه های جاری طی ۱۲ سال مورد بررسی در سال ۸۲ رقم خورد به گونه ای که هزینه جاری ۱۴ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومانی دولت در سال ۸۱ به یکباره با ۹۹/۳ درصد افزایش به ۲۹ هزار و ۵۵۴ میلیارد تومان در سال ۸۲ رسیده است.
به گزراش فارس این در حالی است که دولت نهم علیرغم اینکه دستگاه دولتی به واسطه عملکرد چندین ساله دولتهای گذشته به هزینه های جاری وابسته شده بود و در سال ۸۴ رقم ۵۹ هزار و ۷۷۵ میلیارد تومان برای هزینه های جاری ثبت شد، توانست با مدیریت صحیح، هزینه های افسار گسیخته دستگاه دولتی را کنترل کند و در سال ۸۵ که در واقع اولین سال مدیریت کامل این دولت به واسطه تهیه اولین بودجه دولتی بود، هزینه های جاری را به ۴۱ هزار و ۵۷۸ میلیارد تومان در این سال کاهش دهد که تقریبا ” معادل هزینه های جاری سال ۸۳ است.
بر اساس مستندات بانک مرکزی، هزینه های جاری دولت در سال ۸۶ نیز کنترل شد و تنها با ۱/۳ درصد افزایش به ۴۲ هزار و ۱۳۳ میلیارد تومان رسید.
نکته اساسی اینکه، در سالهای ۸۵ و ۸۶ درآمد نفتی دولت نهم به شکل قابل توجهی افزایش یافت و دولت اگر می خواست روند رشد هزینه های جاری خود را مطابق دولت گذشته ادامه می داد، هزینه های جاری دولت از سالانه ۱۰۰ هزار میلیارد تومان نیز فراتر می رفت؛ ولی با سیاستهای کنترلی دولت و تاکید رئیس جمهوری بر صرفه جویی در هزینه های جاری این امر محقق نشد.
بر اساس این گزارش، در قانون بودجه سال ۸۷ کل کشور نیز مجلس ۶۲ هزار و ۱۱۶ هزار میلیارد تومان برای هزینه های جاری دولت مصوب کرد که طی ۹ ماهه سال ۸۷ حدود ۴۱ هزار میلیارد تومان از این مبلغ مصوب هزینه شد و پیش بینی می شود تا پایان سال ۸۷ مجموع هزینه های جاری دولت به حداکثر ۵۷ هزار میلیارد تومان برسد که با این حساب از رقم مصوب مجلس و همچنین میزان هزینه های جاری سال ۸۴ کمتر است.
این در حالی است که اگر هزینه های جاری دولت در سه ماهه آخر سال ۸۷ رقم ۱۸ هزار ملیارد تومان هم برآورد شود، هزینه های جاری دولت در این سال به رقم ۵۹ هزار میلیارد تومان سال ۸۴ می رسد و بنابراین رشد هزینه های جاری دولت در انتهای سال ۸۷ در مقایسه با آغاز به کار دولت نهم یعنی سال ۸۷ صفر می شود.

- ديوان محاسبات در گزارش تفريغ بودجه سال 1383 مي‌گويد كه 1029 دستگاه دولتي اصلاً جواب ديوان را هم نداده‌اند!!

در برنامه سوم توسعه قرار بود 56 ميليارد دلار از درآمدهاي ارزي استفاده شود در حالي که در سال 1381، اين رقم را به 77 ميليارد دلار تغيير دادند، چون ديدند اضافه برداشت كرده‌اند.

- دولت آقاي خاتمي تا پايان برنامه سوم توسعه 121 ميليارد دلار هزينه كرد كه بيش از دو برابر پيش‌بيني جدول اوليه برنامه سوم بود و جزئيات آن در نماگرهاي بانك مركزي وجود دارد.

 به نقل از وبلاگ:http://raja10.blogfa.com/post-8.aspx

 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/5/16

 لينك مطلب      

پس از دعوت رسمی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه از مهندس میرحسین موسوی، کاندیدای دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری، و پس از انجام مکاتبات و رایزنی های لازم با آقای مهندس ، حاجی تراب مسئول ستاد شهرستان ها و آقای دکتر حبیبی از مدیران کل ستاد مرکزی تبلیغاتی وی ، در پاسخی تآمل برانگیز و مغایر با اصول اخلاق سیاسی و تبلیغات انتخاباتی حضور ایشان در دانشگاه مشروط به خواسته ای شد که قطعا خواندن آن موجب تعجب خواهد شد .

 در پاسخی کاملا غیر منتظره از انجمن اسلامی خواسته شد سوألات کتبی و شفاهی دانشجویان که قرار است روز سخنرانی پرسیده شود را  ارسال کند  تا پس از بررسی و حذف و اضافات لازم در صورت امکان ایشان تشریف فرما شوند. درود بر مدعیان آزادی بیان.

 

به نقل ازhttp://maktabeyar.blogfa.com

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/5/15

 لينك مطلب      

در پی درج مطالب تخریبی علیه دولت از سوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین در نشریات دانشجویی شیراز یکی از دانشجویان حامی احمدی نژاد وی را به مناظره دعوت کرد.

محمد جهانبخش دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق دانشگاه آزاد شیراز در تماس با پایگاه خبری - تحلیلی روایت طی نامه ای دکتر  مسعود سپهر ، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین را به مناظره دعوت نمود.

متن نامه به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

جناب آقای دکتر مسعود سپهر؛
استاد محترم بخش علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد شیراز و عضو محترم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

سلام علیکم
احتراماً، پیرو سخنان اخیر حضرتعالی که در یکی از نشریات دانشجویی آن واحد دانشگاهی، منتشر شد و اینجانب به عنوان یک دانشجو مواضع شما را غیر علمی و دور از شأن یک استاد، تخریبی و با اهداف انتخاباتی یافتم، فلذا با توجه به اینکه حضرتعالی افکار عمومی را به مقایسه موضوعاتی همچون فقر، فساد و ایجاد شکاف طبقاتی و... بین دولت نهم و دولت های پیشین دعوت نموده اید، بدینوسیله اینجانب محمد جهانبخش، دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه آزاد واحد شیراز (دانشکده تحصیلات تکمیلی) از شما دعوت
می نماید تا در جلسه ای با حضور اساتید و دانشجویان ، موضوعات فوق را با هم به مناظره بنشینیم. هرچند روشن است که مردم شیراز که اخیراً اخبار متعددی از تخلفات صورت گرفته در دوران تصدی استانداران دوم خردادی را به نام سازندگی تحت عنوان پروژه های مسکونی و برج های کذایی و مجتمع های فرهنگی و تجاری و ... شنیده اند و همچنین زندگی ساده مسوولین کنونی استان را با زندگی در کاخ باغ لیله مربوط به استاندار قبلی در نظر دارند، هنوز از یاد نبرده اند و مردم خود در این مورد به قضاوت صحیح خواهند نشست اما پیشنهاد اینجانب صرفاً به دلیل پاسخگویی به پیشنهاد حضرتعالی به عنوان یک استاد دانشگاه می باشد.
در پایان خودم و حضرتعالی را به این نکته متذکر می گردم که به خاطر دنیای دیگران کاری نکنیم که عاقب ما ختم به خیر نگردد.

والسلام علی من التبع الهدی

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/5/13

 لينك مطلب      

یکی از حضار جلسه میرحسین موسوی در مسجد قبای شیراز که پس از سخنرانی وی قصد طرح پرسشی را داشت ، توسط طرفداران موسوی به شدت مضروب شده و به بیمارستان رفت.

به گزارش خبرنگار روایت در جلسه ی سخنرانی میرحسین موسوی که سه شنبه شب در مسجد قبای شیراز برگزار شد ، فردی قصد طرح سوال را داشت که پس از گفتن : ببخشید آقای موسوی سوال دارم ، دیگر صدایی از وی شنیده نشد. 
طرفداران موسوی در این جلسه وی را با زور به بیرون از جلسه راهنمایی و سپس به شدت وی را مضروب کرده و به خانه ای در نزدیکی این مسجد منتقل نمودند. 

پس از پیگیریهای خبرنگار روایت مشخص شد که نام خانوادگی فرد مضروب شریعتی است و هم اکنون بر اثر شدت ضربات در اتفاقات بیمارستان به سر می برد.

همچنین یکی از حضار در جلسه به خبرنگار ما گفت ، افرادی که وی را کتک می زدند گفتند : این ها جرئت نداشتند از سر کوچه ی ما رد شوند این چطور جرئت کرده داخل جلسه بیاید؟!

خبرنگار روایت در حال پیگیری این خبر است و اخبار تکمیلی به زودی به مخاطبان ارائه میگردد.

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/5/13

 لينك مطلب      

بالاخره پس از اصرار جمعی از دوستان، مبارزان قبل از انقلاب و عبور کردگان بعد از انقلاب، تصمیم گرفتم به صحنه بیایم. البته دیگر تصمیم داشتم اشتباهات دیگر دوستان قدیم را تکرار نکنم. یکی از مشاوران من اعلام کرد که بهتر است از لنز چشم یا رنگ مو و ریش مصنوعی استفاده کنم. اما من مخالفت کردم. اولین کاری که کردم تصمیم گرفتم بروم زیارت مرقد امام. اما بلد نبودم کجاست؟؟!!!. نمی دانم قم بود یا شهر ری. بالاخره به زیارت رفتم واز قبل به چند صد عکاس ورسانه زنگ زدم وسفارش چند ده دسته گل را دادم. به دوستان و مشاوران هم گفتم دوربینهای عکاسی و موبایلشان را بیاورند.
وقتی به مرقد امام رسیدم تصمیم گرفتم چنان کاری انجام دهم که تا کنون هیچ زائر امام انجام نداده. باور کنید چندین دقیقه طول کشید تا در ورودی را پیدا کنم. بالاخره آنجا چنان شیون و زاری راه انداختم که همه مردم جمع شدند واطرافیانم هم می گفتند: آقا بسه دیگه،  اگه امام رو دوست داری دیگه بسه. سپس دقایقی در باره خصوصیات امام صحبت کردم و بدون پاسخ دادن به سوالات مردم از آنجا رفتم. یکی از مشاورانم به من گفت: این چه سخنرانی بود؟ چقدر سوتی دادی. آخه کی به تو تاریخ یاد داده؟. راست می گفتند. اینقدر این 20 ساله در آرامش بودم واز شمال شهر به پایین نرفته بودم دیگر از همه چیز بی خبر بودم.
از دفتر ستاد به من زنگ زدند و چند برنامه ای را که تنظیم کرده بودند به من اطلاع دادند. دیداری با خانواده شهدای حادثه کانون رهپویان شیراز داشتم. در آنجا از برکت شهید و شهدا گفتم و از تعلل دولت در اعدام متهمان بمب گذاری گله بسیار کردم!!! ودر ضمن اعلام کردم سیاستهای هسته ای دولت فعلی نقش به سزایی در انفجار داشته بود. دیدار خوبی بود وبازتاب خوبتری داشت. ظهر را استراحت کردم وبعد از ظهر دیداری با وکیل مدافع متهمان بمب گذاری کانون داشتم. از اجرای حکم اعدام گله داشت و اینکه متاسفانه مردم ایران هنوز فرهنگ تروریسم را نپذیرفته اند. وی اعدام را مصداق کاملی از نقض حقوق بشر دانست و خواستار اعطای حق بمب گذاری و آزادی آنها را خواستار شد. من نیز قول دادم طی نامه ای به مسئولان نظام خواستار جلوگیری از اعدام بی رحمانه چند جوان دوستدار مواد منفجره و تحقیقات علمی شوم!!!!.در ضمن قول دادم بعد از آزادی این عزیزان وفرزندان پژوهشگر، آنها را به عنوان مشاور جوان در امور دفاعی خود منصوب کنم. فکر کنم دیگر نیاز به انرژی هسته ای نداشته باشیم.
به زیارت قبور شهدا رفتم و در آنجا طی سخنانی انتقاد بسیار شدید و غلیظی از  کسانی نمودم که در داخل کشور نقش به سزایی در فروش اطلاعات نظامی به عراق وغرب داشتند. کسانی که دل امام را خون کرده بودند وکسانی که امام خمینی آنها را  از دولت موقت کنار گذاشت. کسانی که امام را به نوشیدن جام زهر مجبور کردند وکسانی که امام انها را با خون دل کنار نهاد. کسانی که هنوز علی رغم نامه امام به وزیر وقت کشور، در فضای سیاسی جامعه حضور دارند.
بعد از این مراسم که برد رسانه ای خوبی داشت، به دیدار دوستان قدیمی خود رفتم: آه که چقدر پیر شده بودند. آه که چقدر شکسته ومنزوی بودند. چرا کسی دراین سالها از این عزیزان دلجویی نکرد؟
دفتر نهضت آزادی مرا به یاد خانه سالمندان می انداخت. دو تا از اعضا در حال بشرط بندی روی فروپاشی نظام بودند. با لبخند از کنار آنان رد شدم. دبیر کل این حزب که به سختی صحبت می کرد گفت: این نظام دیکتاتوری دینی ما را بدون هیچ دلیلی از کار کنار نهاد. همه اش تقصیر خمینی ... می باشد. من هم قول رسیدگی به وضعیت این عزیزان را دادم واز مشاور هنریام خواستم فیلمی با عنوان « خ مثل خائن» بسازد. در ضمن به دفتر حاج آقازنگ زدم وخواستار ایفای نقش اول این فیلم توسط حاج حسین شدم.
.از قم خبر رسید که دفتر حجت الاسلام والمسلمین منتظری دامت افاضاته اجازه دیدار به من نداده. خیلی دوست داشتم بعد از گذشت سالها از ندیدن امام، تجسم وتبلور تام و تمام شخصیتی امام را در چهره این عزیز ببینم. از تهمتهای ناروا علیه ایشان سخت برآشفتم.
سپس خبر رسید که گروه پینک فلوید به همراه مایکل جکسون وساسی مانکن آماده دیدارند. من در دیدار با آنها از نقش برجسته شان در گسترش هنر اصیل و متعهد انقلابی تشکر کردم  و از مایکل جکسون وساسی مانکن خواستم که شعرزیبای اول انقلاب خود را که درباره 22 بهمن بود در فیلم تبلیغاتیم اجرا کنند.

دیداری باحاج آقا داشتم. بهشدت تاکید داشت: هرکسی به غیر از احمدی نژاد. من هم تمام توان خود را برای تخریب وی انجام داددم. قصد داشتم به سفر استانی بروم. با اینکه منتقد سرسخت سفر استانی بودم(عمرا مخالف باشم)، ولی دیدم با این همه استقبال از احمدی نژاد، حیفه من هم شانسمو امتحان نکنم. با انجام سه- چهار سفر و استقبال زورکآ خوب از من، خستگی مفرط بر من غلبه کردو تصمیم به قطع آنها گرفتم. ایکاش می دانستم این احمدی نژادی که همه مسخرش می کنن، چطوری 60 تا سفر استانی رفته؟
.
.
.
.
.
.
23 خرداد بالاخره نتایج انتخابات را اعلام کردند. به مسئول کمیته صیانت از آراء زنگ زدم وگفتم هرچه سریعتر موضع گیری کن، مثلا بگو:صندوقهای منو دزدیدن یا اینکه افغانی ها وعراقی ها به احمدی نژاد رای دادند. تصمیم گرفتم بازهم پیاده روی کنم. ولی اصلا نا نداشتم. خیلی وقت بود نخوابیده بودم. تصمیم گرفتم به جای یک ساعت، یکروز بخوابم. خودمو برای یک دوره سکوت سیاسی 20ساله دوم آماده می کردم. لعنت به مردمی که آرمان امام رو به گونی سیب زمینی فروختن، لعنت به کسانی که انتقادهای تند منو از دولت نهم نشنیدند، لعنت بر این توده های نفهمی که دلمو به تغییر در رفتار سیاسی شون خوش کرده بودم، به زمین و زمان لعنت و...
فکر کنم دیگه باید برم.
 
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/5/4

 لينك مطلب      

بنام خدا

این کلیپ را در آدرسی که ثبت کرده ام ببینید وبعدا خودتان قضاوت کنید. به راستی چرا در برنامه های انتخاباتی دکتر احمدی نژاد این اتفاقات نمی افتد؟

http://jamande.persiangig.ir/video/Tohin%20be%20Emam.3gp

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/5/3

 لينك مطلب      

اگرچه بنده خدا اندکی بر و رو داشت

اگرچه ریش قشنگ و کمان ابرو داشت

کجا عروس عقیم و پرنسس نازا

مقام و منزلت زشت های زائو داشت

به فرض روی چوگل، چشم آهو داشت

به فرض تا به کمر، موج موج گیسو داشت

نه اینکه از گل و شبنم سرشته هستی تو

بدون عیب چو نان برشته هستی تو

نه اینکه در تو خطا رفت و اشتباهی نیست

نه اینکه پاک چو نسل فرشته هستی تو

درون شهر کچل ها، سرت کمی مو داشت

میان کوردلان چشمت اندکی سو داشت

تو آمدی به همان صورت بزک نشده

به ریش و طره و جوگندم الک نشده

همان لباس قدیمی، همان کت ساده

جز از جناح خدا طالب کمک نشده

یل نحیف اگر زور دست و بازو داشت

ز لطف یاعلی و فضل ذکر یا هو داشت

تو آمدی و گروهی تو را لگد کردند

همین که حرف زدی تند و زود رد کردند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/4/28

 لينك مطلب      

ی  قلم  از  قدرتی غالب بگو

از  علی  ابن ابی  طالب  بگو

از علی مرد سیاست مرد دین

از  علی  تنها ترین  مرد  زمین

شکرلله شیعه ای نامی شدیم

اهل جمهوری اسلامی  شدیم

ازخمینی درس عشق آموختیم

در  تنور جبهه و جنگ سوختیم

بیعتی   کردیم  با   سید  علی

راه حق در قول و فعلش منجلی

بیعت ما دوستان  عین  ولاست

زاده   زهرا علی  روح  خداست

عده ای از همرهان جاهل شدند

در  حمایت از  علی کاهل شدند

خاک  شهر  کوفه  بر  سر هایتان

پس  چه  شد  ایمان و باورهایتان

پشت   بر  مولا  و  زهرا   کرده اید

هیچ شرم از این شهیدان کرده اید

حرفی   از   اعماق  ایمان  میزنم

با  لب  و  حلق شهیدان می زنم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/4/28

 لينك مطلب      

 

 

اولين همايش دانشجويي حاميان دکتر محمود احمدي نژاد در استان فارس

  سه شنبه ۸ هشتم ماه جاري درشيراز خيابان نشاط سالن سينا و صدرا ساعت ۱۶:۳۰برگزار   

 مي شود. از کلیه علاقه مندان دولت عدالت محور وخط امامی جهت شرکت دراین مراسم دعوت به عمل می آید. جهت اطلاعات بیشتر با این شماره تماس بگیرید: ۰۹۱۷۱۴۸۹۸۵۱   

 

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/4/26

 لينك مطلب      

خبر تایید شده دیدار مهندس میرحسین موسوی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با دو تن از اعضای گروهک غیرقانونی نهضت آزادی ما را برآن داشت تا سطوری را در این رابطه بنگاریم.

قدرت برای خدمت وقدرت برای قدرت می تواند به گفتمانی در صحنه انتخابات تبدیل شود.

نبرد سیاسی رقبای انتخاباتی بی شک همراه با اتخاذ مواضع وبیان شعارهایی از سوی کاندیداها صورت می گیرد. درهر جامعه وکشوری کاندیداها بر اساس آرمانها، ارزشها وبنیادهای فرهنگی وارزشی خود در مسیر سیاسی قدم بر میدارند. مثلا در آمریکا  در چند دوره اخیر انتخابات ریاست جمهوری هیچگاه ندیده ایم که کاندیداهای مطرح، به اصول ومبانی نظام سیاسی –ارزشی آمریکا خدشه وارد کنند. اختلافات کاندیداها در مورد مسائلی همچون بیمه های اجتماعی- میزان مالیات- سیاستهای اتخاذی در مقابل جامعه جهانی و.. می باشد وهیچ کاندیدایی به خود حق نمی دهد اصول ومبانی نظام لیبرال سرمایه داری را زیر پا بگذارد. هر چند همین آمریکا همیشه دیگر کشورها وسیاستمداران را تشویق به عدول از مبانی مورد پذیرش نظام خود می کنند.

آمیخته شدن روح انقلابی گری با آموزه های حضرت روح الله در جامعه سیاسی ما عمل مهمی در ایستادگی 30 ساله نظام اسلامی در مقابل قدرتهای پوشالی شرق وغرب بود. هرگاه به هرمیزان از این اموزه ها فاصله گرفته ویا به انها نزدیک شدیم، بی شک شاهد تغییر گفتمان و رفتار سیاسی دولت و دولتمردان در عرصه داخلی وخارجی بوده ایم. گرایش به اشرافی گری یا ساده زیستی، گرایش به دیپلماسی مقاومت یا دیپلماسی تسلیم و...

اگرچه در سالهای بعد از جنگ به واسطه تعبیر برخی آقایان مبنی بر عبور از دوران« شعور» و ورود به دوران « شعار» برخی سیاسون به بهانه سازندگی به سمت ایدئولوژی زدایی رفتند و آرمانهای حضرت روح الله قربانی سیاستهای تنش زدایی وگفتگوهای بی حاصل شد ، اما اعتقاد ما به مسائل فطری واینکه فطرت به معنای بازگشت هرچیز به جای اصلی خود است، پس از گذشت سالها از رحلت امام وتلاشهای سازمان یافته  متحجرانی بی منطق به نام روشنفکردینی!!!برای حذف نام وراه حضرت روح الله در قالب تئوری سازی وسکوت مطلق اکثریت مدعیان پیرو خط اما در قبال این تغییر رویه، شاهد « نه» بزرگ ملت ایران به تفکرات سوپر مدرن برخی کاندیداها در انتخابات 3 تیر 84 و پیروزی کاندیدایی با تکیه بر گفتمان حضرت روح الله بودیم. از فردای 3 تیر شاهد بازگشت نام و راه امام به ادبیا ت سیاسی سیاسیون می باشیم!!!!!!

 

اینک نیز در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بازهم نام و راه امام به اهم سخنان کاندیداهای محترم تبدیل شده است. روی سخن ما با جناب مهندس موسوی می باشد. دیدار اخیر ایشان که دوران نخست وزیری خود در دوران حیات امام راحل را مایه افتخار می داند با اعضای گروهک غیر قانونی نهضت آزادی که مطرود امام بوده اند مصداق کدام ویژگی خط امامی بودن است؟ آیا اگر به فرض از جناح مخالف فردی دست به این عمل شرم آور می زد اکنون فریاد واامامای همفکرانتان گوش فلک را پر نکرده بود؟ همان خط امامی که با رحلت مرحوم توسلی در اذهان شما نمود پیدا کرد؟ آیا ممکن است معیار انحراف از خط امام را  بفرمایید تا زین پس بین دیدارهای انتخاباتی با اعضای نهضت آزادی و تلاشهای مورد تایید از سوی رهبری دولت نهم به عنوان انحراف از خط امام دچار اشتباه نشویم؟ آیا خط امامی بودن تنها برای مصرف انتخاباتی دارد و تبدیل به چماقی برای کوبیدن بر سر مخالفان شماست یا اینکه خط امامی بودن فارغ از زمان وشرایط سیاسی می باشد؟ آیا دیدار شما با دو تن از اعضای نهضت آزادی مصداق پشت پا زدن به وصایای سیاسی حضرت رو ح الله نیست؟ آیا فراموش کرده اید که آن بزرگ قوم فرمود: من در میان شما باشم یا نباشم توصیه می کنم که نگذارید انقلاب به دست نا محرمان ونا اهلان بیفتد؟ آیا نهضت آزادی با آن کارنامه درخشان درخیانت به آرمانهای انقلاب وجاسوسی برخی اعضایش بر ضد نظام اسلامی مصداق نامحرمان نیستند؟ آیا انحراف از خط امام را تنها در گرانی وتورم می دانید؟ آیا فرضا انحراف ازاهداف برنامه های توسعه را مصداق ضد امامی بودن می دانید؟ آیا شمایی که در دوران نخست وزیری خود در جهت رضایت خاطر حرت روح الله عمل نکردید یا به عبارتی در زمان حیات ایشان اهمیتی به دغدغه های ایشان نداشتید، اینک می توانید با شانتاژبازیهای مطبوعاتی خود را خط امامی بنامید؟ در این صورت اعلام حمایتهای شما .امثال شما در حال حاضر چه تفاوتی با اعلام حمایت امثال منتظری دارد که در زمان حیات حضرت روح الله خون به دل ایشان کرده بودند؟

برخی واژه ها است که اگر به دادشان نرسی، مصادره به مطلوب می شوند وخط امام نیز از آن واژگان است. در جریان شناسی خط امامی بودن برخی گروهها وافراد در چند سال اخیر به درستی به نوعی برداشت هرمنوتیکی از خط امامی بودن می رسیم. گویا صحیفه ووصیت نامه امام متن صامتی است که نیاز به تفسیر به رای آقایان دارد. هرکس متاسفانه از ظن خود یار امام شده است و هرکس با دید سوبژه قرار دادن خود، مصداق خط امامی می شود. ازدید عده ای حضرت روح الله طرفدار سرسخت سرمایه داری واشرافی گری می باشد. از دید دیگری اگر امام زنده بود بر بسیاری از تفکرات انقلابی خود خط بطلان می کشید. از دید دیگری نیز امام راحل مخالف تئوری توطئه بوده وقدرتهای بزرگ را یار و یاور واقعی انقلاب می دانست وحتی شاید از برخوردهای انقلابی وایدئولوژیک خود با ضد انقلاب واستعمار غرب عذرخواهی میکرد تا نقش به سزایی درتنش زدایی داشته باشد.

 

اما انچه مشخص است خط امامی های واقعی کسانی هستند که شاید عکسی با امام راحل نداشته باشند، در بیت یا دفتر ایشان حضور نداشته بودند، هیچ نسبت فامیلی با امام راحل نداشته باشند و حتی زمان ایشا نرا درک نکرده باشند، اما در زمانی که حضرت روح الله زعامت و ولایت امر مسلمین را به دست فقیه عادل وفرزانه ای همچون امام خامنه ای داده است با پیروی از فرموده گرانبهای آن بزرگوار مبنی بر: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد، نشان می دهند که از ادعا تا عمل بسیار فاصله است.

در زمانه ای که حضرت روح الله رحل سفر بربسته اند هنوز کسانی هستند بدون ادعا و تفاسیر هرمنوتیکی در میان فشار شدید ومخالفت و مصلحت سنجی های یاران سابق امام راحل، علم گفتمان خمینی را در ایران وجهان برپا داشته اند. آقای موسوی، بدانید وآگا ه باشید که خدا بر آنچه که در دلهای ما می گذرد آگاه است و حضرت روح الله  وشهدا به عنوان حامیان  انقلاب برگردن همه مسئولان ومردم ایران عزیز حق دارند. ما نیزاز آن جمله کسانی هستیم که دوران رهبری اما مراحل را در برهه ای اززمان درک کرده ایم ولی افتخار مجالست با ایشان را نداشته ایم. لذا بهتر است با تبیین غیر انتخاباتی مواضع خود و رعایت خطوط قرمز و اعتقادی اطرافیان خود، با اتخاذ مواضع اصولی ودائمی تکلیف خود واطرافیانتان را با خط امامی بودن مشخص کنید.

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/4/22

 لينك مطلب      

نمازيان در گفت و گو با «شبكه خبر دانشجو»:

خروج نژادپرستان از دوربان 2 مقدمه حذف آنان از معادلات جهاني است

دبير اسبق انجمن اسلامي دانشگاه شيراز در پي سخنراني دكتر احمدي نژاد در اجلاس دوربان 2 تاكيد كرد: خروج كشورهاي نژاد پرست از اين اجلاس مقدمه خروج آنان در اينده اي نه چندان دور از معادلات قدرت جهاني خواهد بود.

مصطفي نمازيان در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، گفت: آنچه كه بايد اعلام داشت متاسفانه اين است كه تريبون سازمان ملل و جامعه جهاني در يكي دو ذدههه اخير بعد از فروپاشي شوروي محلي براي تئوري پردازي هاي بي مورد و ضعيف شده بود. وي در ادامه افزود: آنچه كه در صحنه جهانی شاهد بوديم پيش از آنكه در پي اعمال صلح باشند در پي تامين صلح بودند، به همين خاطر اين گونه صلح ها فاقد هر گونه پايداري و دوام بود و قدرت هاي استعماري همواره كشورهاي جهان سوم را به ديد كشورهاي مستعمره و ضعيف نگاه مي كردند.

 دبير اسبق انجمن اسلامي دانشگاه شيراز با اشاره به مواضع غربي ها از زمان جنگ به اين سو افزود: ديد غربي ها در چند دوره اخير از زمان جنگ به اين سو نسبت به ايران يك ديد همواره انتقادي بوده و خود را در موضع پرسشگرانه و حق طلبانه تلقي مي كردند.

اين فعال دانشجويی در ادامه افزود: اعمال فشار و برخوردها در بحث انرژي هسته اي از يك سو و همچنين بحران ها و مسائل منطقه اي و جهاني از سوي ديگر اين اطمينان را داده بود كه تنها بازي گردانان قدرت صحنه جهاني همين پنج شش كشور جهان است و البته وادادگي و عدم موضع گيري كشورهاي آزادي خواه نقش بسزايي در تداوم اين برخوردها داشته است.

نماريان در ادامه ضمن تقبيح برخي سياست هاي خارجي كشورمان در گذشته افزود: سياست هايي همچون تنش زدايي وگفت و گوي تمدن ها متاسفانه از همين دست مواضع لرزان و كم اثر بوده است.

دبير اسبق انجمن اسلامي دانشگاه شيراز با اشاره به روي كار آمدن دولت نهم و تغيير در سياست هاي كشورمان تصريح كرد: با روي كار آمدن دولت نهم و اعتقادات راسخ به وجود جبهه جهاني مستضعفين و احياي فرمايشات امام (ره) در بحث تقابل با قدرت هاي جهاني اينك در همان ابتدا مواضع صريح خود را با اعلام اين جمله كه اروپا از عاج فيل پايين بيايد مطرح كرد و از همان ابتدا ايران را به عنوان يك بازيگر قدرتمند و هوشمند وارد معادلات منطقه اي كرد.

 وي در ادامه افزود: مساله تبعيض نژادي نيز حاصل سياست هاي دو گانه غرب در قبال كشورهاي آزادي خواه و انقلابي مي باشد.

نمازيان با اشاره به سخنان اخير دكتر احمدي نژاد در سازمان ملل افزود: آقاي احمدي نژاد بر اساس ديپلماسي مقاومت و اعتقاد راسخ به آينده درخشان جهان اسلام در بعد مهدويت با احياي گفتمان حضرت امام (ره) در سازمان ملل اين پيام را به جهانيان داد كه ملاك برتري نه در نژاد و قدرت بلكه در تقوا است و دين اسلام رحمت للعالمين است.

وي در پايان با اشراه به سخنان رئيس جمهوري در اجلاس دوربان 2 افزود: دكتر احمدي نژاد با گفتمان برخاسته از تمدن شيعي ايراني – اسلامي پاي در كارزاري همچون كارزار كلمبيا نهاد و خروج كشورهاي استعمارگر نژاد پرست از اين اجلاس مقدمه خروج آنها در آينده اي نه چندان دور از معادلات قدرت جهاني خواهد بود.

نوشته شده توسط مصطفی نمازیان در 2009/4/21

 لينك مطلب      


آخرين مطالب


اعلام برائت!!! ريگي از ياسر هاشمي
آمریکا غلط کردیم!!!
آمریکا مصداق استکبار جهانی- مرگ بر روسیه!!!
ثبت شكايت آنلاين از موسوي در موج قانون
وحدت ملی!!!!
اخبار جهان سیاست!!!!
طنز سیاسی
اخبار و تحلیلهای قبل و بعد انتخابات
دردنامه دانشجويان شيرازي كه به جرم مبارزه با فساد محكوم شدند
توصیه هایی به جنبش سبز
اعلام 4 ماه حبس تعزيري براي 5 دانشجو عدالتخواه شيراز
نمازيان در گفت وگو با «شبکه خبر دانشجو»:
میرحسین باور کن تنها مانده اي
بررسی رابطه بین "3 تیر و فروش اخراجیها"
میرحسن و فوتبال
وداع با خواص!!!

ناگفته های انتخابات
نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری 84
«آینده اصلاحات»
آقای موسوی لطفا بخوانید. مردم عزیز لطفا قضاوت کنید
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز در حمایت از فرمایشات انقلابی حضرت امام خامنه ای
بیانیه انجمن اسامی دانشجویان دانشگاه شیراز به مناسبت دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
بیانیه جمعی از دانشجویان ودانش آموختگان گراشی در حمایت از کاندیداتوری دکتر محمود احمدی نژاد
آنچه در دانشگاه آزاد شیراز گذشت؟!!!!

دریافت کدهای حمایتی

 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
وگوي سمت راست : پيروزي قاطع دکتر محمود احمدي نژاد بر همه ايرانيان مبارک باد لوگوي سمت چپ: پيروزي قاطع دکتر محمود احمدي نژاد بر همه ايرانيان مبارک باد